eitaa logo
وارسته
26 دنبال‌کننده
335 عکس
45 ویدیو
0 فایل
هم‌صحبتی چیزی بود هستم https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_bd2xwi6&btn
مشاهده در ایتا
دانلود
ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم، دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم، باید به ولیّ‌عصر(عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و مارا تا مقصد همراهِ خود ببرد. [آیت‌الله‌بهجت؛ کتاب حضرت‌حجت]
بدون عکس و پرچم در پیاده‌رو قدم می‌زد. کلاه شابگاهی سرش بود؛ درست شبیهه مردهای قبل از انقلاب! به جمعیت چشم دوخته بود که یکدفعه چشمش به مغازه‌ی آنطرف خیابان افتاد. آرام آرام رفت آنطرف خیابان و بعد از چند دقیقه با دستی پر از شیرین عسل، از مغازه بیرون آمد. با لبخند می‌داد به بچه‌هایی که پرچم دستشان بود. من وسط خیابان ایستاده بودم و پرچمِ بزرگ ایران را در هوا می‌چرخاندم. نزدیک شد و با همان لبخند وطن‌دوستانه گفت: "بفرمایید دخترم!"
سحر دیروز دستم لای صندلی گیر کرد... وحشت‌زده با زور کشیدمش بیرون که خون روی دستم پخش شد و پوست انگشتم قلفتی کنده شد... یک لحظه حس کردم انگشتم قطع شده ترسیدم و جیغ زدم و اشکم ریخت... از صبح هی نگا می‌کنم به انگشتم، تصویرِ دستِ قطع شده‌ی دخترکای میناب میاد جلو چشمم... با خودم میگم: خجالت نمی‌کشی؟! بمیرم برات دخترکِ بی‌گناه...
باور میکنی بعد از تو، همه چیز را شبیهه تو می‌بینم؟
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هایپرسونیک کمدین معروف به ترامپ!!! 🇮🇷🇮🇷👇 @Honarmand_enghalabi
یکی از هدف‌های مصممی‌ که امسال برای خودم تعیین کرده بودم، خواندنِ نهج‌البلاغه بود! همزمان با عیدغدیر شروع به خواندن کردم و در شبِ ۲۱ رمضان۱۴۴۷ مصادف با شهادتِ مولایم‌ علی تمامش کردم. نهج‌البلاغه برایِ من دری است رو به تمامِ جهان... دوست‌داشتنی و آبی! تنها کتابی بود که موقع خواندنش هایلایت به دست بودم و با مداد اطراف نوشته‌هایش حاشیه‌نویسی می‌کردم. گاهی یک جمله از نهج‌البلاغه تا روز‌ها مرا سرِپا نگه‌می‌داشت. نهج‌البلاغه را برعکس هرکتابی از آخر شروع به خواندن کردم! بعد هم وسطش را و در آخر، اولش‌ را...! بنظرم این به هم ریختگی در خواندن، معجزه‌ای بود برای نظم، در آنچه که پیش می‌آید. متناسب با احوالاتِ روزهایم، نهج‌البلاغه برایم سخن می‌گفت. امسال برایِ من سالِ علی است! تابستان که نهج‌البلاغه می‌خواندم با خودم می‌گفتم چطور می‌شود مردمِ کوفه اینقدر احمق باشند؟؟! چطور راهِ حق را که اینقدر آشکار است و مولایشان‌ که حاضر ایستاده و با دلسوزی و حکمت راهنماییشان‌ می‌کند را نمی‌بینند؟؟! گاهی در هنگام خواندن، بلند بلند به مردم کوفه و جاهلیتِ بی‌نهایتشان‌ بد و بیراه می‌گفتم که خانواده فکر می‌کردند با کسی دعوایم شده. اما به سال نکشید که با چشم دیدم... با چشم دیدم جاهلیتی فراتر از مردم کوفه! دیدم که راه حق و باطل چگونه از هم جدا شده و باز هم برخی مردم در تشخیصش‌ دچار اشتباه شدند. با چشم دیدم که علی باز هم تنها ماند... با چشم دیدم که بعد از علی، یتیم شدن چه حالی دارد! با چشم دیدم که به علی چه تهمت‌ها که نزدند... من امسال نهج‌البلاغه را نخواندم...زندگی کردم!
عکسش بالای تلوزیونه و حالا تلویزیون داره دلاوریا‌شو روایت می‌کنه!