هرچی بیشتر میگذره بیشتر میفهمم تو انتخاب دوستام واقعا عقل به خرج دادم و همشونو دوست دارم!
دیروز اسم یه کتابی رندوم اومد تو ذهنم و اینطوری بودم که وای باید حتما امسال این کتابو بخونم...
امروز همون کتابو با تخفیف ۵۰٪ تو یه فروشگاه پیدا کردم و شاید باورتون نشه که پشت بقیه کتابا قایمش کردم که کسی نخردش تا فردا پسفردا خودم برم سراغش.
وی با خودش کیف و پول نبرده بود*
راستشو بخوای من حتی حالم بهم میخوره اسمتو به زبون بیارم.
از دیروز چندبار اومدم بخاطر اتفاقی که افتاده مسخرت کنم.
هرچند که دلم میخواست به جای اون سسهایی که حروم شد، یه گلوله خرجت میکردن.
حالم از توی مفتخور و اون بابای فراریت بهم میخوره.
حالم از کل خاندانتون بهم میخوره.
از اون فامیلیِ زشتتون که خفت ازش میباره.
بیشتر از خودت، حالم از طرفدارای احمقت بهم میخوره.
از اونایی که توعه پخمه رو واسه خودش شاااه جلوه میدن.
حالم از فراخوانات و طرز حرف زدن و دماغ گندت بهم میخوره.
چندبار قیافتو ک دیدم به استفراغ افتادم.
راستشو بخوای تو خانوادهی ما فحش خیلی بدی هستی.
هر وقت بخوایم به یکی توهین بدی کنیم، به عنوان فوش اسم تورو نثارش میکنیم.
هر روز مسخرت میکنیم و بهت قاح قاح میخندیم.
ولی در نهایت
خیلی خیلی مشتاقتیم که بیای ایران!
چون خودم با همین دندونام تیکهتیکهات میکنم که خیالِ نشستن جایِ آقای ما رو با خودت به گور ببری بیشرف حرومزاده اجنبی
در آخرم واسه خودم متاسفم که اینهمه کلمه حروم توصیف بد ذاتت شد کثافتخان