همه چیز خوب است.
همه چیز تا وقتی که به این موقع از شب نرسیدیم خوب است.
دقیقا همین حوالی که میشود، اضطراب بیدلیل خودش را جا میکند زیر پوستم!
استرس کارهای نکردهام.
تنبلیهایم.
سستیهایم.
زمانی که از دستم در میرود.
جنگی که نمیدانم تهش به کجا قرار است ختم شود.
هر شب از خودم سوال میپرسم که
"یعنی تا آخر امسال زنده میمونم؟"
خوابهای چرت و پرتی که میبینم...
همین دیشب خواب دیدم، خیابان کنار دانشگاه همهاش فاضلابِ روباز شده!
یا همین پریشب..خواب دیدم تمام علما گفتهاند قحطی سختی در راه ایران است!
همین امروز صبح هم خواب دیدم در یک دشتِ پر از مه گمشدهام و چنتا تابِ چوبی وسط مه پیدا کردم که ماله کودکانی بود که مرده بودند....
یا خواب دیدم نصفِ شب از خانه زدم بیرون و تا آمدم توی کوچه یک جفت چشم درست از پنجرهی خانهی خودمان مرا میپایید!
این روحِ آدم چیست؟
کجاها سِیر میکند برای خودش بیاجازهی من؟!
#احوالات