مردهایشان پشت لانچر آسمان را با موشک زینت میدهند و زنهایشان کفن پوشیده با مشتِ گره کرده، زمین را آذین میبندند...
"خدا راهِ شکست را به روی ما بسته است."
#خرده_روایت
خانهاش همان حوالی بود.
صدای "ای ایران" را که شنید از خانه بیرون زد.
عکسِ "آقا سید مجتبی خامنهای" را درست روی قلبش به کاپشنِ مشکیاش سنجاق کرده بود.
یک دستش پرچم بود و دست دیگرش صندلی!
به چهارراه که رسید جایی درست رو به خیابان برای خودش نشانه گرفت.
صندلیاش را بازکرد و نشست.
پرچم همچنان دستش بود.
سیگارش را روشن کرد.
یک پُک به سیگارش میزد و
پرچمِ ایران را تکان میداد!
#خرده_روایت
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همّتِ عزیزم
این روزها قلم برمیدارم، صدایِ تو در گوشم میپیچد...
شبها در خیابان قدم برمیدارم صدای تو زمزمه میشود در گوشم...
شعار میدهم؛ صدای تورا میشنوم...
برایِ خدا...
میشود برایم معنی کنی برایِ خدا یعنی چه؟
این روزها بیشتر میفهمم که باید حواسم را به فکرهایم جمع کنم و هدایتشان کنم به سوی پروردگارم!
اما هنوز خرده شیشههای در نیتم پیدا میشود!
تو چه کردی که خالص شدی برایِ خدا؟
که خدا پیروزی را اینقدر قشنگ برایت توصیف کرد:
چه بکشیم و چه کشته بشیم پیروزیم و شکست برایِ ما معنی نداره!
هر شب با کولهباری از روایت برمیگردم خونه و مغزِ بیچارم حیرون میشه که کدومو اول بنویسیم!