eitaa logo
وارسته
26 دنبال‌کننده
335 عکس
45 ویدیو
0 فایل
هم‌صحبتی چیزی بود هستم https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_bd2xwi6&btn
مشاهده در ایتا
دانلود
[هنرستانِ هنرهای زیبا]
امروز خیلی یهویی رفتم خونه‌ عطیه‌اینا رسیدم خونشون عطیه نبودش. رفته بود جامعه. پس منم تا وقتی بیاد اتاقشو‌ یکم مرتب کردم. یه عااالمه کتاب و دفتر و دست‌نوشته وسط اتاقش بود. همه رو جمع کردم یه گوشه. خاله واسم میوه آورد و نشست دونه‌دونشو‌ پوست کند. منم تو این فاصله یه مایند‌مپ از درسام کشیدم. بعدشم خاله واسم ساندویچ بندری آورد با نوشابه! زنگ زدم عطیه. هنوز کلاسش تموم نشده بود. بازم منتظرش موندم. خاله سفره ناهار پهن کرد. آخرای سفره عطیه رسید. ناهار خورده بود ولی بازم همراهی کرد. بعدشم رفتیم تو اتاق و عطیه گفت الان فقط فیلم می‌چسبه!
اولش گفت بیا برنامه‌ "اکنون.." سروش صحت‌و ببینیم. ولی بعدش گفت می‌خوای تاسیان ببینیم؟ و در نهایت تصمیم گرفتیم یه فیلم سینمایی انتخاب کنیم که زود سر و تهه ماجرا جمع شه. از یه جای دور توی مغزم اسم فیلم "درخت گردو" رو پیش کشیدم. و تصمیم گرفتیم"درخت گردو" ببینیم! و خب باید بگم هنوز حالم دگرگونه‌ از دیدن این فیلم و اره...
این فیلم براساس واقعیت ساخته شده بود. واقعیتی که هضمش واسه منِ تماشاچی‌ هم سنگین بود!