eitaa logo
وارسته
26 دنبال‌کننده
335 عکس
46 ویدیو
0 فایل
هم‌صحبتی چیزی بود هستم https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_bd2xwi6&btn
مشاهده در ایتا
دانلود
و چه خونِ دلها خورد علی ...
بهم میگه نمی‌ترسی تو روز روشن پرچم ایرانو پاپیون زدی به کیفت و تو شهر می‌گردی؟ با خودم فکر کردم چرا بترسم؟ پرچم کشورمو‌ دوست دارم، مگه جرمه؟! پرچم ایران، نه ربطی به مذهب داره نه به هیچیِ دیگه. این پرچم، پرچمِ ایرانه! ایران خونمه! بغیر از اینجا من کجا برم؟ کجا زندگی کنم؟ تو کدوم کشور آواره شم؟ بذارم یه کودک‌خور بیاد حکومت کنه تو کشورم؟ بشیم یکی مثل عربستان که بریم باسن ترامپو بوس کنیم که کمکمون کنه؟ قباحت نداره؟ بشیم یکی مثل سوریه که آزادی خواستن و تهش زیر لگد سربازای آمریکایی مجبورن صدای پارس سگ دربیارن؟ من از پرچم کشورم نمی‌ترسم. از اینکه یهو این کشور از دستم بره می‌ترسم. از اینکه شب‌ها به جای موکب مردمی و مداحی امام حسین و بوی اسفند، خیابونامون بوی گندِ نجسی بده و نشه از ترس تو خیابون پا گذاشت می‌ترسم.
نمی‌دونم کی اون اول گفت بریم تو خیابونا. ولی واقعا دمش گرم. من هرچی فکر می‌کنم می‌بینم اون روز پتانسیل اینکه چندتارو به قتل برسونم داشتم. باز شبا می‌رفتم حلقمو جر می‌دادم خسته می‌شدم می‌خوابیدم آزارم به کسی نمی‌رسید.
دلم می‌خواد یکی بیاد تمام مکاتب "ییسم"دار رو به زبان ساده واسم توضیح بده.
فور اکزامپلز: رئالیسم سوسیالیسم اومانیسم امپریالیسم لیبرالیسم فاشیسم
خدایا بهشت منو کتابخونه‌‌ای قرار بده کنار نهر نوتلا با کلی بوته‌ی توتفرنگی‌. ممنون.
خب بیاین امروز واستون تعریف کنم
صبح ساعت هفت بابام بیدارم کردن(وی دیشب ساعت۴ خوابش برد) که واسشون بسته نت بگیرم. بعد من چشم بسته دوباره همون بسته رو واسشون گرفتم که قبلا گرفته بودم و دوباره خوابیدم. تا خوابیدم یادم اومد ک من ۳ روز پیش واسشون نت خریده بودم و امکان نداره ۱۲ گیگو‌ تو سه روز تموم کرده باشن. پاشدم رفتم دوباره چک کردم و دیدم بعلهههه به جای بسته ۳۰ روزه، ۳ روزه واسشون خریدم. با عذاب وجدان زیاد ولی بازم خوابیدم. (کاری از دستم برنمیومد!)
ساعت۱۱ مامان صدام کرد و گفت مگه کلاس نداری؟ نمی‌خوای بری؟ به سختی بلند شدم و از درد ناله کردم و نشستم سر حفظم. تو بیست دیقه نیم صفحمو حفظ کردم. بعد دیدم نه خب واقعا حالم بده و خوبه نرم‌. بعد اینطوری بودم که خب نه پاشو بریم. و تا دیقه۹۰ هعی پوشیدم و کندم. و در آخر راهی جامعه شدم.
نیم‌صفحه بقیه رو تو مترو حفظ کردم. و کمی از فضای چهارباغ لذت بردم به تنهایی! کافه‌هه کنار ایستگاه انقلاب آهنگ "فقط‌باش" مهیار رو گذاشته بود و اره. بعدش رسیدم جامعه و تا رسیدم نوبت خودم بود که صفحمو‌ بخونم. بعد که خوندم پاشدم گوشیمو بزنم به شارژ که شارژرو زدم به پریز و بومببببب!