اجازه نده مردم تو رو مصرف کنن بهت زنگ نمیزنن ؟ برو بخواب ، بهت پیام نمیدن ؟ گوشیتو کنار بذار و روز بهتری داشته باش ، جواب پیامت رو نمیدن ؟ صفحه چتت رو حذف کن ، تلاشی نمیکنن ؟ تو هم تلاشی نکن ، اجازه نده شادی تو وابسته به کسی باشه و انقدر به وجودت متکی باش که حضور یا غیاب هیچکس نتونه آرامشت رو بهم بزنه
من هیچوقت سر ارزشم با کسی بحثی ندارم اگه فکر میکنید آدمای بهتری اون بیرون هستن در بازه
قدردان باشید ، قدردان هر آدمی که تو زندگی واسه یک ساعتم که شده از تاریکی نجاتتون داده
اگه نمیتونید ، اگه بلد نیستید
اگه عرضهشو ندارید آدما رو حیف نکنید
احساساتشونو ، عشقشونو ، ذوقشونو کور نکنید بذارید یکی که بلده و لیاقتشو داره کنارشون باشه
گاهی وقتا فکر میکنم چقدر سخته که آدم یه سری چیزای مهم زندگیش رو با کسی که کنارشه تقسیم نکنه
انگار یه بخشی از مسیر رو تنهایی میری و انتظار داری طرف مقابل همون مسیر رو باهات بیاد ، بدون اینکه بدونه کجای راهی
این سکوتها این نگفتنها ، یه وقتایی مثل یه دیوار نامرئی بین آدمها رو میسازه که خیلی سخته خراب کردنش . من فقط دلم میخواد بدونم که در کنارم هستی ، حتی اگه اون مسیر سخت باشه
امروز با حال تاسیانی که کل وجودمو فرا گرفته روزیُ آرزو میکنم که همچی درست شده باشه
آقا امروز اومدم به قولی اکشن باشم سرحال و پرانرژی باشم صبح زود بیدار شدم که نماز بخونم بعدش تایم مناجات و بیداری بعد از نماز صبح .. یه نوری از لا به لای پرده اومد داخل که فهمیدم عههه صبح شده حس کردم حالم نسبت به روزای قبلی خیلی بهتر شده و آپدیت شدم 🤌🏻
رفتم صبحونه آماده کنم چون امروز خیلی کار دارم پس نباید گشنه بمونم با عشق رفتم دونه دونه وسایلها رو روی میز چیدم و همینکه نشستم باااااممم محکم صدا کرد و با کمر افتادم زمین 😑
حس میکنم پاهام حسی نداره و کمرم یه اتصالی دیده که دارم لنگ لنگ راه میرم همون لحظه پادکست پلی میشد که [ آرهههه تو خیلی خوش اقبالی از اینکه همچنین روزی رو شروع کردی و یه فرصت دوباره داری ]
آخه اینم شد شانس ؟
همین .
شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴ .
چجوری دلتون میاد آدما رو ناراحت کنید ؟
همه دارن تو این اوضاع بد با مشکلاتشون دست و پنجه نرم میکنن هر کی واسه زندگیش داره به یه چیزی چنگ میزنه تا سر پا بمونه!
چون دغدغه واقعی یکی مثل شما نیست قرار نیست کوچیک و مسخره باشه
هممون سرگردونیم و با آزمون و خطا زندگی میکنیم
به هم سخت نگیریم .