یهو میایُ میبینی اونی که خیلی یه روزایی بهت نزدیک بود و عین خونوادت بود داره از پشت بهت خنجر میزنه و چه حس بدی هست که چند سال بهش اعتماد داشتی و یهویی اون اعتماده برای همیشه از بین میره و تو میشی تنهایِ تنها ...
خیلی حسودیم میشه به اونایی
که بلدن ساکت باشن ، من ساکت میشم
از قیافم زیرنویس پخش میشه 🦦
راستش واسه من اینکه میگن "این نیز بگذرد" آرامشبخش نیست چون نگرانی من بابت
نگذشتنش نبوده ؛
نگرانیم از اینه که وقتی گذشت
از من چی باقی مونده .
دست از سرزنش آدمها بردارید
چرا رفتی چرا موندی ؟ چرا پولتو تو بانک گذاشتی ؟ چرا رفتی سرکار ؟ چرا نرفتی سرکار ؟
ما همه الان یه مشت انسان گرفتاریم که داریم رندوم آسیب میبینیم چقدر ممکنه دوراندیش و دقیق باشی که بتونی از تمام ابعاد «جنگ» در امان باشی ؟