چقدر این رسم مجمه برون عروسی قشنگه و چقدر فرهنگ بعضی از خانوادهها درسته که برای رفتن دو تا زوج به خونهشون اینقدر حواسشون به عروس و داماد هست که از لحاظ مالی و عاطفی بهشون کمک میکنن
چند روزه تو کوچهمون عروسی هست الان از لحاظ روحی خیلی دلم میخواست من جای عروس بودم 🥲
خدا خوشبختی رو قسمت همه مجردا کنه ایشالله :)
تو حتی لیاقت اینو نداری که بهت بفهمونم چقدر سرت اذیت شدم شکسته شدم و زار زدم ، آدم بیلیاقت همه جوره بیلیاقته .
امروز میخواستم با اسنپ برگردم خونه ولی یهویی گفتم هزینه رو بیشتر کنم و برگردم ساری ، دوست نداشتم انرژی منفی رو به خانوادهام بدم
برای اولین بار بعد از مدتها تنهایی دور زدم و خیلی هم بهم خوش گذشت ، خودم رو یه غذای خوب مهمون کردم و از قدم زدن لذت بردم
امروز همچی خیلی فرق میکرد
انگار بقیه میدونستن تو دل من چی میگذره طبیعت دست به دست هم داده بودن تا غم رو از دلم در بیارن از مهربونی و محبت مردم شهرمون هر چی بگم کم گفتم
خیلی اتفاقی یکی از دوستای خیلی قدیمیم رو دیدم و دیدارها تازه شد و کلی با هم حرف زدیم خودش عین یه تراپی بود
یا کنار مزار یه شهیدی یه بچه گنجشک بی حال افتاده بود با دستام گرفتمش و بهش آب دادم بعدش جون گرفت و پرواز کرد :)))
تا اون خانومی که برگشت بهم گفت بی ادبی نباشه میتونم اسم عطرت رو بدونم ؟🥲
یا اون دختر کوچولویی که میخواست با خواهش و اجبار یه گل بهم بفروشه و منم دلم سوخت و ازش خریدم ولی اون اینقدر مهربون بود که یه رز سفید دیگه بهم هدیه داد 🥹
از عروس باحجابی که دیده بودم و استایلش منو کلی ذوقی کرد ، امشب عروسیش بود و قبلش اومده بود سر مزار شهید رادمهر :)))))))))
و کلی اتفاقات خوب دیگه که برای من رقم خورد و عمیقاً حالم خوب شد ، هیچ وقت فکر نمیکردم از آدمای غریبه انقدر حال خوب دریافت کنم ✨️
امیدوارم برای همیشه این اتفاقات خوب سر راه زندگی من قرار بگیرن 🤍
- حنین .