تو حتی لیاقت اینو نداری که بهت بفهمونم چقدر سرت اذیت شدم شکسته شدم و زار زدم ، آدم بیلیاقت همه جوره بیلیاقته .
امروز میخواستم با اسنپ برگردم خونه ولی یهویی گفتم هزینه رو بیشتر کنم و برگردم ساری ، دوست نداشتم انرژی منفی رو به خانوادهام بدم
برای اولین بار بعد از مدتها تنهایی دور زدم و خیلی هم بهم خوش گذشت ، خودم رو یه غذای خوب مهمون کردم و از قدم زدن لذت بردم
امروز همچی خیلی فرق میکرد
انگار بقیه میدونستن تو دل من چی میگذره طبیعت دست به دست هم داده بودن تا غم رو از دلم در بیارن از مهربونی و محبت مردم شهرمون هر چی بگم کم گفتم
خیلی اتفاقی یکی از دوستای خیلی قدیمیم رو دیدم و دیدارها تازه شد و کلی با هم حرف زدیم خودش عین یه تراپی بود
یا کنار مزار یه شهیدی یه بچه گنجشک بی حال افتاده بود با دستام گرفتمش و بهش آب دادم بعدش جون گرفت و پرواز کرد :)))
تا اون خانومی که برگشت بهم گفت بی ادبی نباشه میتونم اسم عطرت رو بدونم ؟🥲
یا اون دختر کوچولویی که میخواست با خواهش و اجبار یه گل بهم بفروشه و منم دلم سوخت و ازش خریدم ولی اون اینقدر مهربون بود که یه رز سفید دیگه بهم هدیه داد 🥹
از عروس باحجابی که دیده بودم و استایلش منو کلی ذوقی کرد ، امشب عروسیش بود و قبلش اومده بود سر مزار شهید رادمهر :)))))))))
و کلی اتفاقات خوب دیگه که برای من رقم خورد و عمیقاً حالم خوب شد ، هیچ وقت فکر نمیکردم از آدمای غریبه انقدر حال خوب دریافت کنم ✨️
امیدوارم برای همیشه این اتفاقات خوب سر راه زندگی من قرار بگیرن 🤍
- حنین .
دلم میخواد برم انبار اداره پست ، بستهها رو یکی یکی باز کنم هر چی خوشم اومد بردارم و خدافظ
هیچوقت، هیچوقت، هیچوقت
یکی رو با تمام وجود دوست نداشته باش
یک تکه از خودت رو نگهدار برای روزهایی که هیچکس رو به جز خودت نداری!
اینقدر تا حالا خشم خدا رو با رعد و برق و باد و بارون تا حالا ندیده بودم
از دیشب تا حالا رسما نخوابیدم
خیلی صحنه ترسناکیه
خدا بخیر کنه
میدونستید ‹ دورت بگردم › واقعیه ؟ و واقعا فرد خوب میشه !
قدم زدن دور یه فرد بیمار معمولا در نوبت سه یا هفت نوبت
با این نیت که انسان ناخوشی اون شخص رو به خودش بگیره ، از رسوم شناخته شده هست
- وارش .
میدونستید ‹ دورت بگردم › واقعیه ؟ و واقعا فرد خوب میشه ! قدم زدن دور یه فرد بیمار معمولا در نوبت سه
داستانش از اینجاست که امپراطورِ مغول باهور ؛ برای خارج ساختن بیماری از بدن پسرش همایون و انتقال اون به بدن خودش این کارو انجام داد . .
- وارش .
داستانش از اینجاست که امپراطورِ مغول باهور ؛ برای خارج ساختن بیماری از بدن پسرش همایون و انتقال اون
+ و در این حادثه ولیعهد باهور حقیقتا خوب شد ،
اما امپراطور کمی بعد درگذشت : )
اینکه پسرا اینجوری شدن که “ منو میخوای ؟ پس برام بجنگ” واقعا خندهدار و دردناکه 😂😭
من جدی روی ادبیاتی که یکی موقع حرف زدن باهام استفاده میکنه حساسم ، چرا قابل درک نیست برای یه سریا .
هیچ لذتی اندازهی این که یه بچهی کوچولو دستشو دراز کنه طرفت که یعنی بغلم کنی نیست و حال نمیده ، اصلا یه لذت عجیبی داره