امروز به عیادت آمدم!
بیست و چهار ساعت قبل از فوت مرحوم آیت الله العظمی سید احمد خوانساری، ایشان پیوسته لاالهالاالله میگفتند. یعنی قطع نمیشد.
مرحوم حاج آقا جعفر- فرزند ایشان- نقل میکردند:
من دیدم از اتاق ایشان صدای حرف زدن میآید. با خودم گفتم من که در را به روی کسی باز نکردم، آقا با چه کسی حرف میزنند؟ آرام اجازه گرفتم و درِ اتاق را باز کردم و وارد شدم، دیدم کسی نیست گفتم:
آقا با چه کسی صحبت میکردید؟ فرمودند: ملکالموت آمده بود!
گفتم: میخواهی مرا ببری؟
گفت: نه! امروز به عیادت آمدم، فردا نوبت شما است و من فردا میآیم!
خانواده ایشان نقل میکردند:
با تسبیحی که دستش بود، دوازده هزار بار ذکر لاالهالاالله را گفتند و به رحمت خدا رفتند!
مجله حریم امام، شماره ۳۵۳، گفتگو با استاد حسین انصاریان.
@varesoon
روضه را ضبط میکردند و برای دوست بیمار خود میبردند!
دو رفیق شفیق و شصت ساله، مرحوم آیت الله آقا سید عبدالله جعفری و مرحوم آیة الله سعادت پرور- رضوان الله تعالی علیهما- در ماه محرم مقید بودند دهه اول محرم را از صبح تا نزدیک ظهر، در مجلس روضه سیدالشهدا علیه السلام شرکت کنند و معمولا به روضههای مسجد امام حسن عسکری علیه السلام- که قدمت صد ساله داشت- حضور مییافتند
در یک سالی ماه محرم آیة الله جعفری بیمار شدند و بیماری ایشان سبب شد که دیگر از خانه نمیتوانستند بیرون بیایند، رفیق صمیمی ایشان فقیه عارف مرحوم آیت الله پهلوانی هر روز ضبط صوت را بر میداشتند و از منزل خودشان این ضبط قدیمی را- که سنگین هم بود- میبردند مسجد امام، و روضهای را که روضه خوان در آنجا میخواند، ضبط میکردند و از آنجا میبردند منزل آیت الله جعفری و این ضبط را روشن میکردند و هر دو میگریستند.
مرحوم آیت الله پهلوانی با آن جایگاه میروند روضه را ضبط میکنند و منزل آیت الله جعفری میبرند، که ایشان از برکات روضه ماه محرم محروم نشوند!
@varesoon
عن الإمام الحسين (عليه السلام) : إذا وَرَدَت عَلَى العاقِلِ لَمَّةٌ ، قَمَعَ الحُزنَ بِالحَزمِ ، وقَرَعَ العَقلَ لِلاِحتِيالِ
از امام حسين (عليه السلام) نقل شده که فرمودند : چون پيشامد سختى بر عاقل در رسد ، غم را با دورانديشى مى رانَد و درگاه عقل را براى چاره جويى مى كوبد
نزهة الناظر : ص ۸۴ ح ۱۳ .
@varesoon
🔹روزی كه در محضر مبارك یكی از این بزرگان بودیم در مورد لزوم روضه امام حسین(علیه السلام) تمثیل زیبایی داشتند، ایشان فرمودند:
🔻«موبدان زرتشتی به آتش اعتقاد دارند و هرگز اجازه نمی دهند آتش عبادتگاه شان خاموش شود، چه خوب است ما نیز نسبت به آتش درون مان نسبت به امام حسین(ع) و ائمه(علیهم السلام) همچون آنان اصرار بورزیم.»
🔹پیامبر(صلی الله علیه وآله) میفرمایند:
🔻«در شهادت امام حسین(ع) حرارتی در دل های مومنین افروخته شده كه هرگز سرد نخواهد شد»، چه خوب است همیشه به امام حسین(ع) توسل داشته باشیم و گرمای عشق و محبت ایشان را همیشه در قلب های مان زنده و برافروخته نگاه داریم.
📚پند نامه سعادت
توصیه های اخلاقی و معنوی از آیت الله سعادت پرور پهلوانی(ره)
@varesoon
.
✅ آیت الله بهجت:
آیا حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که از دست دشمن ها در پشت پرده غیبت است ، از دوستانش هم غافل است که هرچه بر سرشان آمد ، آمد ؟
این خیال ها از ضعف ایمان است .
آیا می شود که حضرت جهت حقانیت مذهب را تقویت و تأیید نکند ؟ !
خدا می داند آن حضرت تا به حال چه کرده ، و چه می کند !
📚 در محضر بهجت ، جزء ۳ ، صفحه ۲۷۶ .
@varesoon
@varesoon_bahjat
یکی از اهالی اصفهان نقل میکند که روزی به منزل صمصام رفته بودم.
دیدم ایشان مشغول شکستن مقداری بادام است.
حین صحبت، شکستن بادامها تمام شد و او هر بادام را برمیداشت، نوکش را میکند و به دهان میگذاشت و مابقی را درون کیسهای میریخت.
کنجکاو شدم که دلیل این کار چیست؟ پرسیدم.
گفت این بادامها قرار است به تعدادی بچهی صغیر برسد. با خودم گفتم در زمان بیکاری، آنها را مغز کنم. بعد فکر کردم نکند یکی از این بادامها تلخ باشد و کام بچه یتیمی را تلخ کند. این است که آنها را میچشم تا مبادا تلخ باشند.»
@varesoon
🔻 برخی از منسوبینِ نسلهای بعدی مرحوم آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی نقل میکردند که روزی، دو تاجر هندی خدمت ایشان آمدند و دو دُرّ و جواهر گرانبها، خدمت ایشان آوردند [و هدیه دادند].
🔸 پسر ایشان، در مجلس حاضر بود و خوشحال شد و با خود گفت که ما در زندگی، چیزی اندوخته نداریم و به پدر میگویم که اینها را برای ما بگذارد. این، هدیه است [و از حقوق شرعی نیست] و منعی ندارد.
🔹 وقتی که این دو تاجر رفتند، دو طلبهی فقیر و سیّد آمدند و گفتند که میخواهیم ازدواج کنیم. ایشان فرمودند که این یکی، مال شما و آن یکی هم مال شما و بروید مسائل ازدواجتان را حل کنید.
🔸 پسر ایشان، جلو آمد و گفت که شما، فرزند دیگری دارید که کمی بیمار است و برادری برای من گذاشتهاید که تکفّل میخواهد و مادرم هم هست. خوب بود که این دو شی گرانبها را به عنوان اندوختهی ما برای زندگی بعد از خودتان قرار میدادید.
🔹 ایشان فرموده بود که پسرم! من وقتی از اصفهان به نجف آمدم، دو قِران برایم باقی مانده بود که بخشی را دادم و یک پوست برای زیر پایم گرفتم که فرشم باشد و بخشی را دادم و یک ابریق (آفتابه) و یک کاسه گرفتم. همین سه قلم را توانستم تهیه کنم و آن زمان، چراغ برای مطالعه نداشتم و به مراکز عمومی میرفتم که چراغ و شعلهای روشن بود و مطالعه میکردم؛ ولی خدای متعال و آقا بقیّةالله علیهالسلام، مرا تنها نگذاشتند. شما هم خدایی دارید.
حجتالاسلام شیخ جعفر ناصری
@varesoon
✅مدد از اميرالمؤمنين عليه السلام
♦️ مرحوم محبّ صادق ، كربلايى احمد تهرانى مى فرمود:
((من در جوانى شبى در خواب ديدم كه در صحنه جنگ خيبر در ركاب آقا اميرالمؤمنين عليه السلام هستم، آنگاه آن حضرت شمشيرى به من دادند و فرمودند به جنگ مَرحَب (پهلوان يهوديان كه اميرالمؤمنين او را كشت) بروم.
من هم سريع شمشير را از دستان مباركش گرفتم و به طرف مرحب حمله ور شدم. در همان لحظه، حضرت دو بار مرا صدا زدند و فرمود: (باز گرد). من برگشتم.
فرمود: ((زور و قدرت تو هيچگاه به مرحب نمى رسد. پس برو و از خود ما مدد بگير.))
♦️ يعنى در مبارزه با نفس بايد مدام از اميرالمؤمنين عليه السلام استمداد گرفت.
📚کشکول کشمیری ؛ استاد سید علی اکبر صداقت
@varesoon