شعر ناصرالدین شاه قاجار در مدح حضرت علی اکبر (سلام الله علیه)
یم فاطمی، دُر سرمدی،گل احمدی، مه هاشمی
ز سرادقات محمدی طلعت ظهور جلالتی
به سما قمر، به نبی ثمر، به فاطمه دُر، به علی گهر
به حسن جگر، به حسین پسر، چه نجابتی، چه اصالتی
به ملک مطاع، به خدا مطیع، به مرض شفا، به جزا شفیع
چه مقام بندگیش منیع، به چه بندگی و اطاعتی
خم زلف او چه شکن شکن، به مثال نقرۀ خام تن
سپری به کتف و کفن به تن، به چه قامتی و قیامتی
ز جلو نظر سوی قبله گه، ز قفا نظر سوی خیمه گه
که نموده شد به قدش نگه به چه حسرتی و چه حالتی
ز قفا دو زن شده نوحه گر، یکی عمه گشت و یکی پسر
که نما به جانب ما نظر به اشارتی و نظارتی
@varesoon
.
نظر آیت الله ریاضی خوانساری استاد علامه طباطبائی درباره رساله سیر وسلوک منسوب به سیدبحرالعلوم
علامه حسینی تهرانی در مقدمه رساله از علامه طباطبائی نقل میکند:
«اخیرا یک نسخه بسیار صحیح باخطی بسیار زیبا و... نزد استاد خود در ریاضیات وهیئت مرحوم آقا سیدابوالقاسم خوانساری یافتم واز ایشان برای استنساخ گرفتم... بعضی این رساله را ترجمه از رسالۀ مرحوم سید ابن طاوس میدانند ومعتقدند که دراصل عربی آن... ونیز درعنوان نسخهای که من ازمرحوم آقا سید ابوالقاسم خوانساری گرفتم نوشته بود: رسالة فی السیر والسلوک لابن طاوس. لکن استاد بزرگ ما آیةالحق مرحوم حاج میرزاعلی آقا قاضی (رضوان الله علیه) تمام این رساله را بطور قطع ویقین از مرحوم سیدمهدی بحرالعلوم میدانستهاند».
اما آیت الله ریاضی، در رساله نگهداری اخبار و کتب، مطبوع در کتاب شیعه، از نسخه مورد اشاره علامه طباطبائی یاد کرده و مینویسد:
«نیز مانند این رسالۀ سیر و سلوک منسوب به سیدبحرالعلوم طباطبائی است که بسیاری مسلّم داشته بودند نسبتش را، و در نسخۀ حقیر، نام مصنف را سیدابن طاووس نوشته و انصافاً ازمذاق سیدین سندین دور است».
(کتاب شیعه، ش۱۷-۱۸، ص۵۹۸).
@varesoon
السَّيِّدُ السِّيسْتَانِيُّ -دَامَ ظِلُّهُ الشَّرِيفُ-
هُوَ هَدِيَّةُ اللَّهِ إِلَى الْعِرَاقِيِّينَ
@varesoon_ar
💠آیت الله حسین وحیدخراسانی:
🔸رسول خدا (صلی الله علیه وآله) از دنیا رفت درحالی که یک دختر به یادگار گذاشت.
🔸این امت با تنها دختر خاتم النبیین چه رفتاری کرد؟
🔸چه شد که روز به روز این بدن آب شد؟
"ما زالت بعد أبيها معصبة الرأس، ناحلة الجسم..."
🔸برای چنین مصیبتی، عزا داریم
در این عزا، وظیفه چیست؟
🔸هیئات عزاداری به وساوس شیطانی گوش ندهند، همه هیئتها بیرون بیایند؛ تسلیتی بشود برای آن قلبی که بدن را روی دست گرفت، گفت: یا رسول الله! ستنبئك ابنتك بتظافر أمتك على هضمها!
@varesoon
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اقامه نماز میت بر پیکر مرحوم حضرت آیت الله اراکی به امامت مرحوم حضرت آیت الله بهجت
@varesoon
@varesoon_bahjat
سیر_و_سلوک_بحرالعلوم_به_خط_آیة_الله_العظمی_بهجت_.pdf
حجم:
28.1M
🔹رساله سیر و سلوک منسوب به علامه بحرالعلوم به خط مبارک آیت الله بهجت
@bazmeghodsian
@varesoon
@varesoon_bahjat
عَنْ مولاتنا فَاطِمَة الزهراء (سلام الله علیها) : قالَ رَسُولُ اللّهِ (صلی الله علیه و آله ) ، شِرارُ أُمَّتى الَّذینَ غَذُّوا بِالنَّعِیم، الَّذینَ یأكُلُونَ أَلْوانَ الطَّعامِ، وَ یلْبَسُونَ أَلوانَ الثِّیابِ وَ یتَشَدَّقُونَ فِى الْكَلامِ.
حضرت زهرا سلام علیها از رسول خدا صلوات الله علیه و آله نقل فرمودند :
بدترین امّت من كسانى هستند كه: از انواع نعمتها تغذیه میكنند و خوراكىهاى رنگارنگ میخورند، و لباسهاى گوناگون میپوشندذ، و [ در عین حال ] هر چه بخواهند میگویند.
عوالم العلوم و المعارف، ج 11، ص 910
@varesoon
🔹حکایتی از مرحوم آیت الله حاج سیّد عبدالله شیرازی
روزی در مدینه به حاج سیّد عبدالله می گویند:
ماشنیده ایم عوام شما به خلفاء لعن می کنند.
حاج سیّد عبدالله می فرماید:
عوام ما غلط می کنند ،مُجتهدین مالعن می کنند.
عالم سنّی گفت: این که بدترشد .
مرحوم حاج سیّد عبدالله می گوید: مگر معاویه ، علی (ع) را لعن نمی کرد و حال آنکه علی (ع) نزد شما خلیفهٔ چهارم است.
شما می گوئید: معاویه مجتهد بود
«إجتَهَدَ وأخطَأَ»
ماهم می گوئیم مجتهدین ما هم اجتهاد کرده اند فرض کنید خطا کرده اند پس چه مانعی دارد.
@varesoon
یکی از علمای معاصر ساکن در شهر مقدس مشهد نقل می کردند:
یکبار برای امتحان کردن مرشد چلویی برای خوردن ناهار به مغازه اش رفتم و وقتی وارد شدم دیدم چقدر مغازه شلوغ است باخود گفتم بعید است کسی که انقدر سرش شلوغ است اهل دیدن باطن باشد.
رفتم سر یک میزی نشستم و بعد از آوردن غذا شروع کردم به خوردن ، عادت مرحوم مرشد این بود که خودش با ملاقه ای روغن میچرخید واگر کسی میخواست روی غذایش میریخت.
به من که رسید سرش را آورد پایین و درگوشم گفت:
اگه سرت شلوغ باشه مهم نیست، مواظب باش دلت شلوغ نباشه و رفت.
آن موقع بود که یقین کردم این آدم یک انسان معمولی نیست.
@varesoon
علامه جعفری نقل می کند که دو روز به فوت شیخ مرتضی طالقانی ، برای درس خدمتشان رسیدم.
شیخ فرمود :" برخیز و برو، آقا جان برو درس تمام شد. من مسافرم!
خر طالقان رفته پالانش مانده، روح رفته جسدش مانده"
و بعد بلافاصله گفت :" لا إله إلا الله ".
در این حال اشک از چشمانش سرازیر شد.
دانستم که از مسافرت ابدی خبر می دهد.
عرض کردم :"حالا یک چیزی بفرمائید!"
فرمود :
" تا رسد دستت به خود شو کارگر
@varesoon