💠استاد فاطمی نیا (رحمة الله):
🔸حديث داريم كه اگر كسی پشتسر برادر مؤمنش جمله ای بگويد كه احترام او پايين بيايد، از ولايت الله خارج ميشود!
🔸خارج شدن از ولايت خدا شوخي نيست، ميفرمايد از ولايت الله خارج ميشود! پناه بر خدا ميبرم!
🔸آن وقت ما آنقدر راحت پشت سر يكديگر صحبت می كنيم! تهمت ميزنيم! عيوب يكديگر را فاش ميكنيم! آبرو ميبريم! پناه بر خدا ميبرم!
🔸بسيار بايد حواسمان به اعمال و گفتارمان باشد؛ اين زبان را بايد كنترل كنيم.
@varesoon
✅مرحوم آیت الله خسروشاهی:
🔻استاد ما مرحوم علامه طباطبایی در ایام محرم و صفر، تسبیح از دستشان نمیافتاد.
🔻مینشستیم پهلوی ایشان، اگر سوالی نداشتیم، نیم ساعت، یک ساعت، تا آخر مجلس، همهاش ذکر میگفتند. همهاش مشغول به لعن و سلام در زیارت عاشورا بودند.
ایشان میفرمودند:
🔻هر کسی که معارف اسلامی، ذوقی، معرفتی، شهودی، به دست آورده، بزرگان ما گفتهاند که زیر قبه امام حسین (علیهالسلام) به دست آورده است.
@varesoon
💠آیت الله وحید خراسانی :
🔸دلی که میخواهد از امام حسین(علیه السلام) نور بگیرد ، باید گناه را از خود جدا کند. او خیال میکند که شب تاسوعا و عاشورا به حسینیه نیامده ؛ بیچاره نمیداند که او را به حسینیه راه ندادهاند که نیامده ، نه اینکه خودش نیامده است!
🔸وقتی بَشَر ، آلوده و ناپاک شد ، از این دستگاه دور میشود و مُقَدَّمات اِنصرافش را فراهم میکند.
@varesoon
✍🏻 ملاعزیز منبری
✍🏻 آیت الله شبیری زنجانی حفظه الله:
✏️شخصی داستانی درباره یکی از منبریهای درجه يک تبريز به نام «ملّا عزیز» برای من نقل کرد. ملّاعزیز در تبـریـز منبرى درجـه يـک زمان ناصرالدین شاه و پس از او بود. راوی این داستان شيخ على اكبر تُرک، منبرى معروف تهران پسر ملّاعزیز است.
✏️برنامه ملا عزیز برای منبر ماه محرم اینطور بود که اشخاص هر سال در فاصلـه بـيـن عـيـد قربان و عيـد غدیر به او مراجعه و برای منبر ماه محرم از او وقت میگرفتند و او پس از عید غدیر جواب میداد و مشخص میکرد که کدام دعوت را میپذیرد و کدام را رد میکند. در یکی از سالها زنی به او مراجعه و درخواست میکند که روضهای برایش بخواند. او میگوید: من يک تومان که در آن دوران مبلغ زیـادی بـود، میگـیـرم.
✏️زن میگوید: کار من رختشویی است و تمام پسانداز مـن در ماه، ۲۴ شـاهی است. ملا عزیز میگوید: همان که گفتم. زن میرود و يک پارچه مخمل با ارزشی را میآورد و به ملا عزیز میدهد و او هم قبول میکند و روضهای میخواند. افراد به طور معمول از روز عید قربان قبل از طلوع آفتاب برای درخواست منبر نزد او میرفتند.
✏️ ولی در آن سال کسی تا غـروب نمیآید. فردا و پس فردا و روزهای دیگر کسی مراجعه نمیکند تا اینکه ایام محرم میرسد. در اول محرم نـوكـر مـلا عـزيـز كه معمولاً با هم منبر میرفتند، برای رفتن به منبر به منزل ایشان میآید. ولی او نمیخواست نوکرش بداند که کسی او را دعوت نکرده است.
✏️بعد از آنکه قدری با هم با اسب حرکت میکنند، به نوکرش میگوید: من حالم مساعد نیست، تو برگرد، من بعداً میآیم. وقتی نوکر برمیگردد، ملا عزیز به اطراف تبریز میرود و موقع شب به یکی از روستاها میرسد و سراغ کدخدا میرود و به او میگوید: به نظرم رسید که نباید فقط در تبریز انجام وظیفه کنم و خوب است به اطراف هم بیایم لذا اینجا آمدم.
✏️آنها خوشحال شدند که ملا عزیز برای تبلیغ به روستای آنها آمده و مجلسی برای ایشان ترتیب میدهند. آخر شب ملا عزیز را به منزل یکی از متمکنین آن روستا که معمولاً میزبانی مبلغین را به عهده میگرفته راهنمایی میکنند؛ ملا عزیز به منزل آن شخص میرود و تا آخر دهه مجلس پرشوری برگزار میکند. شب عاشورا چوپانهایی که گله را بیرون میبردند، به مناسبت شـب عاشـورا کارشان را تعطیل میکنند و سگ یکی از گلهها را که متعلق به صاحب همین خانه بوده، تحویل صاحبخانه میدهند.
✏️ملا عزیز در نیمه آن شب بیدار میشود و برای قضای حاجت بیرون میرود. سگ که ملا عزیز برایش غریب بوده، شروع به پارس کردن میکند و به طرف او میآید. ملا عزیز از ترس عقب عقب میرود و در تاریکی ناگهان در گودالی سقوط میکند. از صدای پارس سگ عروس صاحبخانه بیدار میشود و میبیند ملا عزیز در گودال افتاده.
✏️ دستش را دراز میکند تا او را بیرون بیاورد ولی خودش در گودال میافتد. شوهر این زن هم بیدار میشود و ملا عزیز را بیرون میآورد، اما آن زن از ترس صدایش درنمیآید.
✏️ملا عزیز همان موقع به سرعت به منزل کدخدا میرود و جریان را برایش تعریف میکند. کدخدا به او میگوید: هرچه زودتر از روستا خارج شو، چون صاحب آن خانه چهار پسر دارد که هیچ کس حریف آنها نمیشود و همین که متوجه قضیه شوند، خطر کشته شدن برای تو دارد.
✏️ملا عزیز فوراً حرکت میکند و قبل از طلوع آفتاب خودش را به تبریز میرساند و چون پی برده بود که منشأ این گرفتاریها چیست، فوراً آن زن را که درخواست روضه کرده بود، نزد خودش فرا میخواند، و جریان را برایش نقل و پارچه و پولی را که گرفته بود، رد میکند. آن زن هم قدری گریه میکند و خطاب به حضرت سید الشهدا (علیه السلام) میگوید که: تو که نتوانستی پیراهن مرا در دست نامحرم ببینی، چگونه توانستی اهل بیت خود و دختران پیامبر را در دست نامحرمان اسیر ببینی؟ وقتی آن زن میرود، دوباره افراد یکی پس از دیگری برای دعوت به روضه و منبر به او مراجعه میکنند و کار ملا عزیز دوباره رونق میگیرد.
📚 جرعهای از دریا ؛ ج ۴ ص ۶۵۴
👈افرادی که تعیین مبلغ میکنند، منتظر خشم و غضب اهل بیت علیهم السلام باشند. در واقع باید ممنون و سپاسگذار باشیم که اجازه دادهاند از معارف و مصائبشان بگوئیم، نه اینکه از این طریق مال اندوزی کنیم! اهل بیت علیهم السلام هیچ نیازی به ما ندارند، مجالس و نام مبارکشان در اعلی علیین برپاست.
@varesoon
19.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت علامه حسن حسن زاده آملی از مقام شامخ حضرت زینب (سلام الله علیها)
امام حسين عليه السلام :
يا أُختاه لاتَنسيني في نافِلَةِ اللَّيلِ ؛
اى خواهرم ! مرا در نماز شب فراموش نكن .
@varesoon
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍مرحوم آیت الله سیدابراهیم خسروشاهی:
بیان خاطرهای از قول مرحوم علامه طباطبایی در مورد حالات عارف بالله مرحوم علامه سید علی قاضی که بر اثر نداشتن اجارهخانهی منزل، به ناچار ساکن حجرهای در مسجد کوفه میشود...
@varesoon
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حجت الاسلام فرحزاد:
آیت الله بهجت و آیت الله بهاءالدینی و بسیاری از بزرگان هر نوع مشکلاتی داشتند می گفتند بروید حدیث کساء بخوانید.
@varesoon
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙مرحوم استاد فاطمی نیا
🔸ذکر مصیبت باب الحوائج حضرت علی اصغر (علیه السلام)
@varesoon
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠آیت الله سید عزالدین زنجانی:
🔸متعبد شدن به دستورات شرع ، خیلی مشکلتر است از ریاضت.
🔸هر حرفی ، هر حرکتی یک حکمی داره که بایست مقید به آن بود.{آن را انجام داد}
@andishe_erfani
@varesoon