eitaa logo
وارثون
9.5هزار دنبال‌کننده
13.7هزار عکس
2.9هزار ویدیو
119 فایل
کانال وارثون؛ کانال عکس، اخبار، مطالب و نکات اخلاقی علما و بزرگان تشیع است. ارتباط با ادمین کانال: @MohsenRanginkaman
مشاهده در ایتا
دانلود
به نیت زیارت حضرتش در هر روز : صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک یا أباعبدالله الحسین صلی الله علیک و رحمة الله و برکاته قبول ▪️@varesoon
✍🏻 ملاعزیز منبری ✍🏻 آیت الله شبیری زنجانی حفظه الله: ✏️شخصی داستانی درباره یکی از منبری‌های درجه يک تبريز به نام «ملّا عزیز» برای من نقل کرد. ملّاعزیز در تبـریـز منبرى درجـه يـک زمان ناصرالدین شاه و پس از او بود. راوی این داستان شيخ على اكبر تُرک، منبرى معروف تهران پسر ملّاعزیز است. ✏️برنامه ملا عزیز برای منبر ماه محرم این‌طور بود که اشخاص هر سال در فاصلـه بـيـن عـيـد قربان و عيـد غدیر به او مراجعه و برای منبر ماه محرم از او وقت می‌گرفتند و او پس از عید غدیر جواب می‌داد و مشخص می‌کرد که کدام دعوت را می‌پذیرد و کدام را رد می‌کند. در یکی از سال‌ها زنی به او مراجعه و درخواست می‌کند که روضه‌ای برایش بخواند. او می‌گوید: من يک تومان که در آن دوران مبلغ زیـادی بـود، می‌گـیـرم. ✏️زن می‌گوید: کار من رختشویی است و تمام پس‌انداز مـن در ماه، ۲۴ شـاهی است. ملا عزیز می‌گوید: همان که گفتم. زن می‌رود و يک پارچه مخمل با ارزشی را می‌آورد و به ملا عزیز می‌دهد و او هم قبول می‌کند و روضه‌ای می‌خواند. افراد به طور معمول از روز عید قربان قبل از طلوع آفتاب برای درخواست منبر نزد او می‌رفتند. ✏️ ولی در آن سال کسی تا غـروب نمی‌آید. فردا و پس فردا و روزهای دیگر کسی مراجعه نمی‌کند تا اینکه ایام محرم می‌رسد. در اول محرم نـوكـر مـلا عـزيـز كه معمولاً با هم منبر می‌رفتند، برای رفتن به منبر به منزل ایشان می‌آید. ولی او نمی‌خواست نوکرش بداند که کسی او را دعوت نکرده است. ✏️بعد از آنکه قدری با هم با اسب حرکت می‌کنند، به نوکرش می‌گوید: من حالم مساعد نیست، تو برگرد، من بعداً می‌آیم. وقتی نوکر برمی‌گردد، ملا عزیز به اطراف تبریز می‌رود و موقع شب به یکی از روستاها می‌رسد و سراغ کدخدا می‌رود و به او می‌گوید: به نظرم رسید که نباید فقط در تبریز انجام وظیفه کنم و خوب است به اطراف هم بیایم لذا اینجا آمدم. ✏️آن‌ها خوشحال شدند که ملا عزیز برای تبلیغ به روستای آن‌ها آمده و مجلسی برای ایشان ترتیب می‌دهند. آخر شب ملا عزیز را به منزل یکی از متمکنین آن روستا که معمولاً میزبانی مبلغین را به عهده می‌گرفته راهنمایی می‌کنند؛ ملا عزیز به منزل آن شخص می‌رود و تا آخر دهه مجلس پرشوری برگزار می‌کند. شب عاشورا چوپان‌هایی که گله را بیرون می‌بردند، به مناسبت شـب عاشـورا کارشان را تعطیل می‌کنند و سگ یکی از گله‌ها را که متعلق به صاحب همین خانه بوده، تحویل صاحب‌خانه می‌دهند. ✏️ملا عزیز در نیمه آن شب بیدار می‌شود و برای قضای حاجت بیرون می‌رود. سگ که ملا عزیز برایش غریب بوده، شروع به پارس کردن می‌کند و به طرف او می‌آید. ملا عزیز از ترس عقب عقب می‌رود و در تاریکی ناگهان در گودالی سقوط می‌کند. از صدای پارس سگ عروس صاحب‌خانه بیدار می‌شود و می‌بیند ملا عزیز در گودال افتاده. ✏️ دستش را دراز می‌کند تا او را بیرون بیاورد ولی خودش در گودال می‌افتد. شوهر این زن هم بیدار می‌شود و ملا عزیز را بیرون می‌آورد، اما آن زن از ترس صدایش درنمی‌آید. ✏️ملا عزیز همان موقع به سرعت به منزل کدخدا می‌رود و جریان را برایش تعریف می‌کند. کدخدا به او می‌گوید: هرچه زودتر از روستا خارج شو، چون صاحب آن خانه چهار پسر دارد که هیچ کس حریف آن‌ها نمی‌شود و همین که متوجه قضیه شوند، خطر کشته شدن برای تو دارد. ✏️ملا عزیز فوراً حرکت می‌کند و قبل از طلوع آفتاب خودش را به تبریز می‌رساند و چون پی برده بود که منشأ این گرفتاری‌ها چیست، فوراً آن زن را که درخواست روضه کرده بود، نزد خودش فرا می‌خواند، و جریان را برایش نقل و پارچه و پولی را که گرفته بود، رد می‌کند. آن زن هم قدری گریه می‌کند و خطاب به حضرت سید الشهدا (علیه السلام) می‌گوید که: تو که نتوانستی پیراهن مرا در دست نامحرم ببینی، چگونه توانستی اهل بیت خود و دختران پیامبر را در دست نامحرمان اسیر ببینی؟ وقتی آن زن می‌رود، دوباره افراد یکی پس از دیگری برای دعوت به روضه و منبر به او مراجعه می‌کنند و کار ملا عزیز دوباره رونق می‌گیرد. 📚 جرعه‌ای از دریا ؛ ج ۴ ص ۶۵۴ 👈افرادی که تعیین مبلغ می‌کنند، منتظر خشم و غضب اهل بیت علیهم السلام باشند. در واقع باید ممنون و سپاسگذار باشیم که اجازه داده‌‌اند از معارف و مصائبشان بگوئیم، نه اینکه از این طریق مال اندوزی کنیم! اهل بیت علیهم السلام هیچ نیازی به ما ندارند، مجالس و نام مبارکشان در اعلی علیین برپاست. @varesoon
19.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روایت علامه حسن حسن زاده آملی از مقام شامخ حضرت زینب (سلام الله علیها) امام حسين عليه السلام : يا أُختاه لاتَنسيني في نافِلَةِ اللَّيلِ ؛ اى خواهرم ! مرا در نماز شب فراموش نكن . @varesoon
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍مرحوم آیت الله سیدابراهیم خسروشاهی: بیان خاطره‌ای از قول مرحوم علامه طباطبایی در مورد حالات عارف بالله مرحوم علامه سید علی قاضی که بر اثر نداشتن اجاره‌خانه‌ی منزل، به ناچار ساکن حجره‌ای در مسجد کوفه می‌شود... @varesoon
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حجت الاسلام فرحزاد: آیت الله بهجت و آیت الله بهاءالدینی و بسیاری از بزرگان هر نوع مشکلاتی داشتند می گفتند بروید حدیث کساء بخوانید. @varesoon
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙مرحوم استاد فاطمی نیا 🔸ذکر مصیبت باب الحوائج حضرت علی اصغر (علیه السلام) @varesoon
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠آیت الله سید عزالدین زنجانی: 🔸متعبد شدن به دستورات شرع ، خیلی مشکلتر است از ریاضت. 🔸هر حرفی ، هر حرکتی یک حکمی داره که بایست مقید به آن بود.{آن را انجام داد} @andishe_erfani @varesoon
🔸عنوان > جـایگاه فوق العـــٰــاده حضرت علی اکبر در قلب حضرت أباعبداللّه علیهما السّلام مقام حضرت علی اكبر علیه السّـلام ، فوق تصوّر ماست و در بين همه‌ی شهداى كربلا جایگاه ایشـــان در قلب حضرت اباعبداللّه علیه السّلام فوق‌ العاده است. خداوند آقاى مهندس تناوش را رحمت كند از دوسـتان خيلى نزدیک حاج آقای دولابی و داماد آيت ا.. میرزا جواد انصارى همدانى ونوهٔ دختری مرحوم حضرت آیةاللّه علامه حاج سیّد محمّد لواسانی بودند . آقای مهندس تناوش ، سيّدی جليل القدر و نورانی بود ، ایشان مطلبی را چنین تعریف کرده بودند : 🔹گفتند یک شب در ذهنم بود بين كسانی كه در كربلاء بودند ؛ مثلاً حضرت اباالفضل علیه السّلام ، حضرت زینب علیها السّلام و دیگرانی كه آنجا بودند ؛ حضرت اباعبداللّه علیه السّــلام ، كدام یک از آنـها را بيشـــتر دوست می‌داشتند ؟ ▫️آقای تناوش ، شخصی بود كه خوابش خواب معمولى نبود؛ عارف وارسته‌اى بود. @varesoon_lavasani 🔹فرمودند : شب در عالم رؤیا دیدم صحنه‌ی كربلاست و شهداء یک به یک صف كشيدند ؛ می آیند تا برات شهادت شان را بــه تأئـيد أباعبداللّه الحسین علیه السّلام برسـانند و حضرت ، برگه هاى شهادتنامـه های آنها را مهر میكنند ؛ منتهی حضرت هـر مهر را كه میزدند، نگاهی به جمال حضرت علی اكبر علیه السّلام می‌انداختند ؛ بعد مهر دوّم را می‌‌زدند ؛ یكبار دیگـر حضرت علی اكبر را نگاه می‌كردند .. یعنی هفتاد و دو مهرى كه حضرت زدند ؛ هفتاد و دو بار هم غرق جـمال فرزندشان حضرت علی اكبر شـدند ، و به این طریق به من فهماندند كه جاى علی اكبر در قلبِ حضرت أباعبداللّه « ســلام اللّه علیـهما » فوق العاده و برتر از همه‌ٔ دیگران بود . @varesoon_lavasani خدا میداند وقتى حضرت علی اکبر با آن حال به شهادت رسيدند ، بر أباعبـــــداللّه «علیه السّلام» چه گذشت ...! @varesoon_lavasani
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صلی‌الله علیک یا اباالفضل العباس🏴 پس از شهادت حضرت عباس علیه‌السلام، سیدالشهدا علیه‌السلام خود عمود خیمه علمدار را پایین کشیدند و فرمودند: «این خیمه دیگر صاحب ندارد». نقل کرده‌اند که حضرت، اشک‌های جاری بر گونه‌شان را با آستین خود پاک می‌کردند… @mojtahedi_tehrani @varesoon
148_14000518_shabzendedar - <unknown>.mp3
زمان: حجم: 4.3M
📢 | صوت 🔰نقل حکایت صحیح السند از آیت الله وحید خراسانی«دام ظله» به مناسبت ماه محرم و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین«علیه السلام» توسط حضرت استاد شب‌زنده‌دار «دام ظله» 📆تاریخ : 1400/05/18 @varesoon
(ع) شهید عزیز نصیرزاده @varesoon
هرکه به دردیّ و غمی شد دچار گوید اگر یکصد و سیّ و سه بار: ای عَلَم افـراشـتـه در عـالـمـیـن! إکشِف، یا کاشفَ کربِ الحسین! از کـرم و لـطـف جـوابـش دهی تـشـنـه اگـر آمـده آبــش دهـی (شادروان سید محمد علی ریاضی یزدی) 🔸از ختوم مجرّبه است که اگر کسی در مجلس واحد، ۱۳۳ بار بگوید: یا کاشِفَ الْکَرْبِ عَنْ وَجْهِ الْحُسَیْنِ،‌ اِکْشِفْ کَرْبِی بِحَقِّ اَخیکَ الْحُسَیْنِ علیه السلام خداوند حاجاتش را برآورده خواهد کرد. منتخب التواریخ؛ حاج ملاّ هاشم خراسانی ص۳۳۷. @bazmeghodsian2 @varesoon