مرحوم آیتالله نصرالله شاه آبادی:
«از سفارشات مرحوم والد، نماز امام زمان (ارواحنافداه) بود.
به یاد دارم مرحوم مادرم به ما نماز امام زمان را یاد داده بودند و مرحوم پدرم گاهی دو ریال می دادند و می گفتند که نماز امام زمان بخوانیم؛ بعداً معلوم می شد گِرهی در کار ایشان پیدا شده و این نماز برای آن است که مشکل حل شود»
«آیت الله محمدعلی شاه آبادی در کتاب «منازل السالکین» توصیه به خواندن نماز امام زمان (علیه السلام) می نمایند و در انتها می فرمایند: «... و یمکن إدراجها فی النوافل»: [و در صورت امکان، این نماز به عنوان یکی از نمازهای نافله عمل (درج، محسوب) شود».
@varesoon
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙توصیه های شنیدنی آیت الله سید عبدالکریم کشمیری
@varesoon
آیتالله محمدتقی بهجت:
نوجوانها و جوانها باید ملتفت باشند که همچنانی که خودشان در این سن هستند و روزبهروز به سن بالا میروند، علم و ایمانشان هم باید همینجور باشد، مطابق این باشد، معلوماتشان، از همان کلاس اولِ علوم دینیه، به بالا برود، ایمانشان ملازم با همین علمشان باشد.
بهسوی محبوب، ص۱۲۷
@varesoon
@varesoon_bahjat
🛑از تو بهیک اشاره/صدهاکتاب داره😅
حدودا ۴ ساله که یه کانال در ایتا
تاسیس شده به نام کتابسرای موفق ،
فعالیت اصلی این کانال برگزاری
طرح های فوق العاده #اقتصادی
واسه مشتریاشونه که از سراسر
#ایران فقط با یه پیام کتاب مورد
علاقه شون رو سفارش میدن!
🔰حتی خیلی وقتا مثل اعیاد و
مناسبت های مذهبی کتاب ها رو
#قرعه_کشی میکنن و کاملا #رایگان
کتاب رو به دستتون میرسونن📚
🔹با زدن روی لینک زیر میتونید
وارد کانال شون بشین و کتابی هم
دوست داشتید انتخاب کنید.
حتما عضو بشید👇🏻
https://eitaa.com/joinchat/208273471C0df5fe1b6f
#لحظات_ماندگار
شهید حجتالاسلام سید حسن نصرالله در محضر رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید علی خامنهای
@varesoon
💠 آیت الله شبیری زنجانی:
🔹️ آقای [علّامه] حسنزاده [آملی] مکرّر نقل میکرد و من هم از وی شنیدم، میگفت: ابتدای ورودم به قم منزلی در همسایگی حاج آقای زنجانی [آیتاللهسید احمد زنجانی] گرفتم.
🔹️ به نسخهای خطی نیاز پیدا کردم که وی داشت. به منزل ایشان رفتم و از وی خواستم نسخه را چند روزی به من امانت بدهد. ایشان بدون اینکه مرا بشناسد یا التزامی بگیرد، نسخه را به من داد. من هم زود استفاده کردم و برگرداندم.
🔹️ آقای حسنزاده میگفت: من با تعجّب به ایشان عرض کردم: شما نشناخته، کتاب خطی به من دادید؟! ایشان فرمود: اگر ما که هم لباس هستیم به همدیگر اعتماد نداشته باشیم، از دیگران چه توقعی داریم؟ آقای حسنزاده میگفت: این حرف در من خیلی تاثیر گذاشت.
📚جرعهای از دریا؛ ج ۳ ص ۵۶۱
@varesoon
پدربزرگ مادریام مُلّای زاهدی بود امّا از آن مقدّسهای کمحرفِ اخموی هیچنگو نبود!
مرحوم آقاسیّدهاشم پدربزرگ مادریام روحانی موفّق و مُلّا و زاهدی بود. این را من شاید دیده بودم امّا از خالهها و داییها و اینها هم زیاد شنیدم که مرحوم آقاسیّدهاشم از نماز میآمد خانه و مثلاً عیالش را صدا میزد: «ناهار بیاورید.» میگفتند: «آقا! هنوز ناهار حاضر نیست.» ایشان میرفت سر سفره، یک تکّه نان خشک برمیداشت و چون دندانش نمیتوانست خرد کند، میآمد لب حوض آب مینشست این نان را تکّهتکّه میکرد، میزد توی آب حوض که نرم بشود و میخورد؛ یعنی تا این حد بیقید در غذا خوردن. اینقدر بیقید بودن در غذا خوردن و این امور مهم است.
ایشان خیلی خصوصیّات ممتاز و مثبتی داشت. مردی گرم و گیرا و در عین حال زاهد بود. یعنی با اینکه اصلاً خصوصیّتش زهد و عبادت بود و از روحانیّون مقدّس مشهد محسوب میشد امّا از آن مقدّسهای کمحرفِ اخموی هیچنگو نبود. وقتی در مجلسی مینشست، اغلب صحبت میکرد، منتها مثلاً حدیث میگفت. به محض اینکه جایی مینشست، بنا میکرد حدیثی گفتن و چیزی نقل کردن و مطلب موعظهآمیزی را بیان کردن. مرد شیرینی بود؛ البتّه نه به معنای شوخیکن. اصلاً اهل شوخی و مزاح نبود امّا حرف زدنش شیرین بود، آدم خوشش میآمد و پای صحبت ایشان مینشست.
@varesoon