آیت الله کربلایی سید احمد نجفی:
این دعا را هم بگوییم؛
خدایا خیلی ها به کمال رسیده اند که در آن کمال یک حالتی دارند که گریه بر امام حسین (علیه السلام) برایشان مفهومی به معنای عمومی ندارد.
در معرفت در کمال ولایی به جایی رسیدند که گریه های معمولی برای آنها حذف شده است.
خدایا به حق امام حسین ما را در نقص تمام؛ نقص نقص که از او نقص تر در عالم طریقت چیزی نیست ما را در نقص قرار بده ولی گریه بر امام حسین (علیه السلام) را از ما نگیر.
خدایا راه [تقرب] ما را با امام حسین روز به روز بیشتر کن
يا على مدد
@varesoon
حضرت آیت الله محفوظی :
چه هدف و آرزویی بالاتر از این که دعاهای آدمی ، مستجاب گردد و همهٔ عوامل مادی و معنوی هستی به فرمان خداوند متعال در پی تحقّقِ آرزوهای مشروع انسان در آیند و بدین سان ، امور مشکل در پیش روی آدمی ، آسان گردد . ” ایمان چنین خاصیتی دارد که دعا را مستجاب می کند . ”
امام صادق ( ع ) فرمود :
" اِنَّ المؤمنَ إذا دعا الله أجابة ؛ "
“ همانا هرگاه مؤمن به درگاه خداوند درخواستی کند او را اجابت می کند ."
بر گرفته از کتاب اخلاق اسلامی
@varesoon
استاد فاطمی نیا
خدا رحمت کند آیت الله سلطانی طباطبایی را، ایشان خیلی مهذب و باادب بودند.
نقل است روزی فرزند ایشان از او میپرسد اگر بنا باشد فقط یک جمله مرا نصحیت کنید، چه جمله ای را می فرمایید!؟
ایشان تاملی می فرماید و می گوید: آبروی کسی را مبر!!
نکته ها از گفته ها ج ۱ ص ۴۱
@varesoon
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙مرحوم آیت الله حق شناس
🔻قلبت را اصلاح کن
@varesoon
عن الحسين بن علیّ عن أبيه علیّ (عليهماالسلام): قالَ رَسولُ اللّه (صلى الله عليه و آله): الإِيمانُ قَولٌ وعَمَلٌ.
از امام حسين، از پدرش امیرالمومنین (عليهماالسلام):
پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
«ايمان، گفتار و كردار است»
الخصال، ص۵۳، ح۶۸
عيون أخبارالرضا عليهالسلام، ج۱، ص۲۲۸، ح۶
@varesoon
استاد محمد علی جاودان :
بعد از حجابهای ظلمانی به حجابهای نورانی میرسیم و باید آنها را برطرف کنیم تا به مقصد برسیم؛ خدا ما را برای رسیدن به مقصد خلق کرده است.
اگر دو تا کار خوب کردیم یا دو تا خواب خوب دیدیم، فکر نکنیم به جایی رسیدیم ؛ حتی اگر به بهشت برسیم آیا به مقصد رسیدیم؟
بهشت هم درجات دارد.
قدم اول این است که به اهداف کم و پایین فکر نکنیم و به مقاصد بالا بیندیشیم.
@varesoon
یک وقت به مرحوم آقای گنبدی عرض کردم: نصیحتی بفرمایید؟ فرمود: «مرحوم حاج شیخ علی زاهد در قم بود ایشان اواخر عمر کسالت داشت و کسی را برای ملاقات نمی پذیرفت ـ برای معالجه به همدان آمده بودند ـ فقط به من اجازه ملاقات میداد ـ ظاهرا به جهت آشنایی که با پدر ایشان داشته است ـ یک وقت آیت الله مکارم شیرازی دام عزه که آن زمان شناخته شده نبود به من فرمود: من میخواهم خدمت حاج شیخ علی برسم شما واسطه خیر شوید. من از حاج آقای زاهد وقت گرفتم و آقای مکارم با عدهای از طلبهها همراه من خدمتشان رسیدیم. ایشان کسالت داشتند و در رختخواب دراز کشیده بود. بعد از سلام و احوالپرسی آقای مکارم خدمتشان عرض کردند: ما را نصیحت بفرمایید. ایشان فرمودند: «موت هادم لذات»است. دیگر ایشان چیزی نگفتند و آقای مکارم و طلبه ها هم چیزی نگفتند و همه ساکت بودیم. بعد از خدمتشان مرخص شدیم.
به روایت حجتالاسلام سید صادق فاضلیان
@varesoon
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علامه حسن زاده آملی:
قلم، قدم، گفتار، رفتار، شئون زندگی ما بسیار مهم است چراکه با این لباس ما نماینده رفتار و گفتارخاتمانبیاء هستیم.ما باید طوری قدم برداریم که شما یاد بگیرید.
@varesoon
اجازه اجتهاد علامه محمود شهابی از آیتالله آخوند ملا محمدحسین فشارکی با تأیید آیتالله سید ابوالحسن اصفهانی و آقا سید صدرالدین صدر.
#محمود_شهابیخراسانی
#محمدحسین_فشارکی
#سید_ابوالحسن_اصفهانی
#سید_صدرالدین_صدر
@varesoon
@varesoon_asnad
آیت الله حائری شیرازی :
آب حیات، افسانه نیست! همین زیارت امام رضا (علیه السلام) آب حیات است! نگو آبی که انسان را برای همیشه زنده کند، افسانه است. نه! نه! اگر از این زیارت نصیب تو شد و یک زیارت از تو قبول شد، آب حیات خوردهای و دیگر نمی میری!
امام رضا (علیه السلام) محبوب خداست. کاسبی کرده است! یعنی هرچه خدا به او داده است را در راه رضای خدا خرج کرده است. الان شده است محبوب خدا. رودخانۀ رحمت الهی شده است. مردم میآیند از این رودخانه که آب حیات است، به اندازۀ ظرف خود، آب رحمت بر میدارند.
@varesoon
وارثون
⬅️ از علامه محمد تقی جعفری سوال می شود که چه شد که به این کمالات رسیدید ؟!
ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنند و اظهار میکنند که هر چه دارند از کراماتی ست که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده است.
علامه جعفری چنین شرح می دهد: ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم.
⬅️یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم .
یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد، جلسه دست او قرار می گرفت.آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (10 الی 21 مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با 25 و یا 35 درجه خیلی گرم می شد...
گرمااصلا قابل تحمل نبود،وحجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود ...
⬅️مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد . عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود » اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار »
⬅️ گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید.
از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید ، کدام را انتخاب می کنید . سوال خیلی حساب شده بود .
طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی .
گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟
معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد.
نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند » یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی . گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار)
⬅️نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم.
🔘یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است.
↩️یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود.
⬅️نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند.
خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است.
📚حکایات و خاطرات علامه جعفری
@varesoon