پیام آیتالله سید ابوالقاسم خویی که به زبان فارسی، تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان در سال ۱۹۷۸ را محکوم میکند.
#سید_ابوالقاسم_خویی
@varesoon
@varesoon_asnad
«استعداد مرحوم خویی در سیر و سلوک»
✅آیت الله شبیری زنجانی:
🔹️ زمانی که مرحوم آقای خویی با مرحوم آقای قاضی¹ ارتباط داشته و مشغول سلوک بوده و دستورها و کارهایی انجام میداده، از آقای خویی نقل شده است که من آن وقت تسبیح موجودات را حس کردم، حتی گربهای از یک طرف دیوار به آن طرف دیوار پرید، پرشِ گربه هم تسبیح میکرد. پرش که خودش یک چیزی است، خود آن پرش هم تسبیح میکرد! و میگفته که تمام دوره عمر ما را هم سیر داده بودند، حتّی بعد از وفاتش را هم دیده بود. خلاصه، در این عوالم بود.
🔹️ سیّدعلی خلخالی میگفت که من آقای خویی را از این مسیر برگرداندم. گفت: چون دیدم برای فقاهت خیلی مستعد است، به پدرش نامه نوشتم و گفتم: شما به گونهای که نداند از جایی تحریک شده است، ادامه این جور کارها را تحریم کنید. میگفت که پدرش هم نامه نوشت: غیر از فقه و اصول، وارد شدن در اشتغالهای دیگر را بر شما حرام میکنم. ایشان هم شبهه شرعی کرد و دیگر سلوک را تعقیب نکرد. این را از آقای آسید علی خلخالی شنیدم.
🔹️ جریان سیر دادن تمام عمر را خیلیها نقل کردند. یکی دو نفر نبود که من ضبطش کنم. الآن اگر از این آقایان نجفیها که آقای خویی را درک کردند یا شاگردش بودند، بپرسید، این را میدانند و ممکن است مستقیم شنیده باشند.
_______
۱. عارف نامی آیتالله سیّدعلی قاضی طباطبایی.
📚 جرعهای از دریا؛ ج ۱، ص ۶۱۶
@varesoon
❓زیاد مرتکب معاصی میشوم و هرچه تلاش میکنم، موفق نمیشوم.
📝 جواب: بسمهتعالی، نقل شده از أحدالحُسَینَین (یعنی حسین خلیلی و نوری) که برای این مقصود، حمد و سوره، اهدا شود برای مدفونین از مؤمنین و مؤمنات در مشاهد ثمانیه مشرَّفه: «حرمین شریفین» (مکه و مدینه)، «نجف اشرف»، «کربلای مشرّفه»، و «الکاظمیةالمشرَّفه» و «سامراءالمشرّفه» و «المشهد الرضوی المشرَّف» و «قم المشرَّفه» و حمد و سوره برای مدفونین در سائر مشاهد مشرَّفه.
@varesoon
@varesoon_bahjat
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠بخشی از مناجات محبین با صدای مرحوم سید هاشم حداد
@varesoon
🔸عنوان > مطالعه همراه با روضه و بکاء
▫️جناب حجةالإسلام حاج سیّد عمادالدّین
لواسانی ملقّب به عماد الواعظین (۱) ، برای
داماد گرامی اش حضرت آیةاللّه حاج میرزا
سیّد مصطفیٰ لواسانی که عموزاده اش نیز
بوده ، خاطره ای از جـــدّ بزرگوارشان بدین
شرح بیان نموده بود 👇
🔹یکـی از روزها که در عهد کودکــی ام به
همراه پدرم ( حاج سیّد علی روضه خوان )
ازمجلس روضه خوانی حرمخانه ، دعوتیء
خانم انیس الدّوله که عنایت ویژه به پدرم
داشت ، بـه سـمتِ منزل باز می گشتیم ، در
مسیر خدمت جـدّ معظّم که از فحول علماء
و آقایان معتبر آن روزگار در شهر تهران بود
(آیةاللّه علّامه حاج سیّدابراهیم لواسانی)
وارد شدیم، ایشان (پدربزرگ مان) مشـغول
عِلمیّات و مطالعات بودند .
با آنکه در آن سِن و ســــال و طبعاً کبر سِن،
مطالعه بر ایشان دشوار بود ... .
یکی ازعموهای متآخر ما آسیّدمحمّدحسین
(که این ایام از صاحبمنصبان عدلیه هست)
آن وقت خردسال بود شاید سه ساله بود و
زیر عبای پدربزرگمان باقلمدان بازی میکرد.
پس از ورود وعرض سلام ، پدرم درکنار او
نشست، من نیز بارعایت فاصله ای نشستم،
ایشان(ره) که سر ، بلند کرد تا ما را ببیند و
احوال پرسی کند ...
من دیدم چشمانش خیس خیس است ،،، !
به خودم اجـازه ندادم علّت را بپرسم، ولی
پس از ساعتی که به همراه جناب والِدم از
بیت ایشان خارج شـدیم به پـدرم گفتم که
دلم برای جناب حاجی آقایمان (پدربزرگ)
ناراحت است که بخاطر مشقّت در مطالعـه
در ایـن پیر سـالی ، چشـمانشان آزار میبیند
و خیس میشود .
@varesoon_lavasani
پدرم گفت : اینطور نیست پسر جان من ،
من از گذشــته به یاد دارم ، و تا به حــال
هم ، چنین هست که ایشـان هنگام انجام
مطالعات و حتّی در زمان تألیف و نگارش
که نیازمند دقّت نظر و سکوت می باشد ،
در واقع دو کار را با هم انجام می دهند :
هم مطالعه میکنند و در همـان لحظات ،
روضـهٔ حضرت سیّد الشهداء (ع) را در
ذهن مبارک شان مرور می کنند و اشک
می ریزند .
▫️الغرض همین حالات بکاء ایشان بود که
درآن سن کودکی دیدم و مرا به سمتِ منبر
و وعظ و روضه خوانی با عشق شورانگیز
به ساحت منور ومقدس حضرات اهل بیت
«علیهم السلام» بیشتر ترغیب کرد.
@varesoon_lavasani
(۱) حجّت الإسلام سیّد عمادالدّین لواسانی
ملقّب به حاج عمادالواعظین لواسانی إبــن
ثقةالإسلام حاج آقا سیّدعلی عمادالذاکرین
سوّمین فرزند ذکور مرحوم آیةاللّه المعظّم
علامه حاج سیّد ابراهیم حسینی لواسانی.
همچنین حاج عمادالواعظین لواسانی نـوهٔ
دختری حاج سیّداسماعیل مجتهد بهبهانی
و سال ها در معیت دو دائی بزرگـوار خود
حضرات آیات : حاج سـیّد عبداللّه بهبهانی
وحاج آقا سیّد کمال الدّین مجتهد بهبهانی
و سالها منبرنشینِ مجالس دائی زاده اش
آیةاللّه حاج سیّد محمّد بهبهانی بوده و بر
منبر جلسات روضه های خانگی و عمومی
آنها ، وعـظ و خـطابه و افاضات میفرمود.
@varesoon_lavasani
سئل من الحسين بن علی (عليهماالسلام): فَما أقبَحُ شَیءٍ؟
قالَ: الفِسقُ فِی الشَّيخِ قَبيحٌ، وَالحِدَّةُ فِی السُّلطانِ قَبيحَةٌ، وَالكَذِبُ فی ذِی الحَسَبِ قَبيحٌ، وَالبُخلُ فی ذِی الغِنى، وَالحِرصُ فِی العالِمِ.
از امام حسین (علیهالسلام) سوال شد: زشتترين چيز چيست؟
فرمودند: فسق و فُجورِ در پيرمرد، خشم در سلطان، دروغ در انسانِ بزرگ، بخل در توانگر و حرص در دانشمند.
بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۸۴، ح۵
@varesoon
«داستان طلبه ای که گرفتار مدعی دروغین عرفان شده بود...»
💠استاد فاطمی نيا:
▫️مجتهد و عالم بسيار بزرگي كه داراي علوم مختلف و تأليفات فراواني است ميفرمودند:
🔸طلبه ای گرفتار يكي از مدعيان دروغين عرفان شده بود كه به اين طلبه گفته بود اگر به دستورالعملي كه به تو ميدهم عمل كني شبحي برايت ظاهر ميشود كه بايد تمام دستوراتش را اطاعت كني!
🔸آن طلبه جوان ميگويد: اعمال و دستورات را انجام دادم و شبح ظاهر شد. غالباً ما بين زمين و آسمان با فاصله دو سه متر از زمين ظاهر ميشد! ابتدا چند دستور العمل ساده داد، مثل اينكه فلان كار را بكن، فلان غذا را نخور، و من هم عمل كردم.
🔸فردا آمد گفت: امروز در اتاقي كه عيالت ميباشد نبايد بخوابي! قبول كردم. چند شب گذشت، تا اين كه نصف شبي آمد و مرا بيدار كرد و گفت: بلند شو، با صداي بلند اذان بگو! گفتم: الان نيمه شب است! گفت هرچه ميگويم بايد اطاعت كني!
🔸بالاخره مشغول اذان شدم؛ كم كم همسايه ها بيدار شدند و آمدند اعتراض كردند كه الان چه وقت اذان گفتن است؟!
🔸شبح آمد و در گوشم گفت: به فلاني بگو: چرا ديشب زنت را زدي؟! به فلان همسايه بگو: چرا فلان كار را كردي؟! و همين طور چند مورد از اسرار مردم را بيان ميكرد و من هم ميگفتم.
آنها همگي شرمنده شدند و خيال كردند من از اولياء خدا هستم!
🔸كم كم در محل، وجهه و شهرتي پيدا كردم؛ با نظر خاصي به من نگاه ميكردند؛ من هم خوشم مي امد.
شبح باز آمد و گفت: ديدي چقدر خوب شد؛ پيش مردم منزلت هم پيدا كردي! بنابراين هرچه ميگويم بايد گوش كني!
🔸بالاخره ساختمان مرتفعي را به من نشان داد و گفت: خودت را از بالاي آن پايين...
وارثون
«داستان طلبه ای که گرفتار مدعی دروغین عرفان شده بود...» 💠استاد فاطمی نيا: ▫️مجتهد و عالم بسيار بزر
بيانداز!
گفتم: اين خودكشي و حرام است و من اطاعت نمی کنم ! یک نگاهی به من کرد و گفت: برو كه تو آدم بشو نيستی! سپس از چشمم غايب شد و ديگر او را نديدم!
🔸در اينجا يك مطلبي را از سيد عالمی متذكر شدم كه گفته بود: شيطان گاهي از انسان كاري را ميخواهد ولي خداوند هيچگاه از نقطه عصيان اطاعت نميشود.
🔸«خداوند از راه گناه و معصيت، اطاعت نميشود».
@varesoon
اولین بیانیهی آیتالله سید ابوالقاسم خویی در مورد انتفاضه شعبانیه.
#سید_ابوالقاسم_خویی
@varesoon
@varesoon_asnad