سئل من الحسين بن علی (عليهماالسلام): فَما أقبَحُ شَیءٍ؟
قالَ: الفِسقُ فِی الشَّيخِ قَبيحٌ، وَالحِدَّةُ فِی السُّلطانِ قَبيحَةٌ، وَالكَذِبُ فی ذِی الحَسَبِ قَبيحٌ، وَالبُخلُ فی ذِی الغِنى، وَالحِرصُ فِی العالِمِ.
از امام حسین (علیهالسلام) سوال شد: زشتترين چيز چيست؟
فرمودند: فسق و فُجورِ در پيرمرد، خشم در سلطان، دروغ در انسانِ بزرگ، بخل در توانگر و حرص در دانشمند.
بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۸۴، ح۵
@varesoon
«داستان طلبه ای که گرفتار مدعی دروغین عرفان شده بود...»
💠استاد فاطمی نيا:
▫️مجتهد و عالم بسيار بزرگي كه داراي علوم مختلف و تأليفات فراواني است ميفرمودند:
🔸طلبه ای گرفتار يكي از مدعيان دروغين عرفان شده بود كه به اين طلبه گفته بود اگر به دستورالعملي كه به تو ميدهم عمل كني شبحي برايت ظاهر ميشود كه بايد تمام دستوراتش را اطاعت كني!
🔸آن طلبه جوان ميگويد: اعمال و دستورات را انجام دادم و شبح ظاهر شد. غالباً ما بين زمين و آسمان با فاصله دو سه متر از زمين ظاهر ميشد! ابتدا چند دستور العمل ساده داد، مثل اينكه فلان كار را بكن، فلان غذا را نخور، و من هم عمل كردم.
🔸فردا آمد گفت: امروز در اتاقي كه عيالت ميباشد نبايد بخوابي! قبول كردم. چند شب گذشت، تا اين كه نصف شبي آمد و مرا بيدار كرد و گفت: بلند شو، با صداي بلند اذان بگو! گفتم: الان نيمه شب است! گفت هرچه ميگويم بايد اطاعت كني!
🔸بالاخره مشغول اذان شدم؛ كم كم همسايه ها بيدار شدند و آمدند اعتراض كردند كه الان چه وقت اذان گفتن است؟!
🔸شبح آمد و در گوشم گفت: به فلاني بگو: چرا ديشب زنت را زدي؟! به فلان همسايه بگو: چرا فلان كار را كردي؟! و همين طور چند مورد از اسرار مردم را بيان ميكرد و من هم ميگفتم.
آنها همگي شرمنده شدند و خيال كردند من از اولياء خدا هستم!
🔸كم كم در محل، وجهه و شهرتي پيدا كردم؛ با نظر خاصي به من نگاه ميكردند؛ من هم خوشم مي امد.
شبح باز آمد و گفت: ديدي چقدر خوب شد؛ پيش مردم منزلت هم پيدا كردي! بنابراين هرچه ميگويم بايد گوش كني!
🔸بالاخره ساختمان مرتفعي را به من نشان داد و گفت: خودت را از بالاي آن پايين...
وارثون
«داستان طلبه ای که گرفتار مدعی دروغین عرفان شده بود...» 💠استاد فاطمی نيا: ▫️مجتهد و عالم بسيار بزر
بيانداز!
گفتم: اين خودكشي و حرام است و من اطاعت نمی کنم ! یک نگاهی به من کرد و گفت: برو كه تو آدم بشو نيستی! سپس از چشمم غايب شد و ديگر او را نديدم!
🔸در اينجا يك مطلبي را از سيد عالمی متذكر شدم كه گفته بود: شيطان گاهي از انسان كاري را ميخواهد ولي خداوند هيچگاه از نقطه عصيان اطاعت نميشود.
🔸«خداوند از راه گناه و معصيت، اطاعت نميشود».
@varesoon
اولین بیانیهی آیتالله سید ابوالقاسم خویی در مورد انتفاضه شعبانیه.
#سید_ابوالقاسم_خویی
@varesoon
@varesoon_asnad
آیتالله بهجت:
روایت دارد زیارت سیدالشهدا «فِی کُلِّ اَرْبَعَ سَنَةٍ» (در هر چهار سال) واجب است. یک مرتبه در چهار سال، دیگر واجب است. این [تعبیر به وجوب] برای بیان شدت مطلوبیت و تأکید مطلوبیت است.
رحمت واسعه. ص۲۲۷
@varesoon
@varesoon_bahjat
در هنگامی که استعمارگران انگلیس در کشور ایران،
امتیاز کشت و فروش توتون و تنباکو را به دست گرفته بودند و به این بهانه می رفت که در کشور ایران نفوذ کرده و افکار استعماری خود را بین مردم رواج دهند، در اینجا تنها مدافعان اسلام و تنها پشتیبانان و پاسبانان حریم اسلام، یعنی فقهای بزرگ شیعه، به فکر نجات مسلمانان از چنگال خون آشام وذلّت آور استعمارگران بریتانیایی افتادند.
در این میان، جناب «آیت الله سید محمّد فشارکی» به نزد استاد بزرگوارش حضرت «آیت الله میرزا سید محمّد حسن شیرازی» آمد و از ایشان وقت خاصّی برای ملاقات طلب نمود و میرزا نیز وقتی را تعیین کرد.
جناب سید محمّد فشارکی در وقت تعیین شده به نزد استاد آمد و در جلسه ای که هیچ کس به جز آن دو بزرگوار نبودند، حضور پیدا کرد.
آیت الله فشارکی به میرزا عرض کرد: «درست است که من شاگردی از شاگردان شما هستم، لکن می خواهم برای مدّتی بدون ملاحظه و رعایت استادی با شما سخن بگویم، تا بتوانم صحبتم را صریحا عرض نمایم.»
استاد نیز با گشاده رویی خواسته اش را پذیرفت.
آیت الله فشارکی در خطاب به میرزا گفت: «سید!! چرا بر علیه استعمار انگلیس قیام نمی کنی؟! چرا فتوا بر تحریم تنباکو نمی دهی! آیا خون تو از خون سید الشهداء (علیه السلام) رنگین تر است، پس قیام کن و فتوا بر تحریم تنباکو را بده.»
استاد، نظری به سید محمّد فشارکی انداخت و سپس فرمود: «مدّتها است که در فکر آن بودم، لکن در این مدّت، جهات مختلف این فتوی را بررسی می کردم تا اینکه دیروز به نتیجه نهایی رسیدم و امروز به سرداب غیبت رفته تا از مولایم امام زمان - (ارواحنا فداه) - اجازه فتوا...
وارثون
در هنگامی که استعمارگران انگلیس در کشور ایران، امتیاز کشت و فروش توتون و تنباکو را به دست گرفته بود
را بگیرم و آقا نیز اجازه فرمودند و امروز قبل از آمدن شما فتوی
ا را نوشتم.»
سپس میرزا فتوا را به سید محمّد فشارکی نشان داد و سید نیز از استاد معذرت خواهی نموده و از محضر استاد خداحافظی کرد و بیرون رفت.
«الیوم استعمال توتون و تنباکو بأی نحو کان در حکم محاربه با امام زمان - سلام الله علیه - است.»
و به ایران ارسال شد و در مدّت بسیار کوتاهی این فتوا در سراسر ایران پخش گردید.
تمامی مردم به اطاعت از مرجع تقلیدشان تمامی توتون ها را دور ریخته و تمامی قلیان ها و وسایل استعمال تنباکو را شکستند و از بین بردند و به این وسیله بود که استعمارگران انگلیسی را شکست دادند.
بعد از شکست انگلیس، بعضی از مردم و علما، نزد میرزای شیرازی رفته وبه خاطر پیروزی نهضت، به او تبریک می گفتند.
میرزا با شنیدن تبریکات به گریه می افتاد. هنگامی که علّت گریه را می پرسیدند، پاسخ می داد:
«از این پس، دشمنان به فکر مبارزه با روحانیت می افتند، زیرا کانون خطر را شناختند» .
📚شیفتگان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ج ٢، ص ٣۵۵؛
📚تشرف یافتگان، ص ٨۴ از نوشته های خطّی مرحوم آیت الله شیخ مرتضی حائری.
@varesoon
حضرت آیت الله محفوظی :
بازداشتن انسان از گناه و منکرات .
بی تردید ، نمازگزاران این نکته را به خوبی درک کرده اند که نماز انسان را از فحشا و منکرات باز می دارد : " ( إِنًّ الصَّلاةَ تَنْهيٰ عَنِ الفَحشاءِ والمُنْكَرِ ) " چون در نمازالفاظ و حرکات و رفتاری وجود دارد که دائماً امور نیک را به انسان تلقین می کند . در اخبار آمده است : مردی از انصار با این که با رسول خدا (ع) نماز جماعت می خواند مرتکب گناهی هم می شد ، چون وضعیت او را برای پیغمبر نقل کردند ، حضرت فرمود :
" همان نمازش روزی ، او را از گناه باز می دارد " . مدتی نگذشت که آن مرد توبه کرد : رُوِيَ مِنَ الأنصارِ مَن كان يُصَلَّي الصلوةَ مَعَ رَسُولِ وَ يَرْتَكِبُ الفواحِشَ يُوصَفُ ذلك لَهُ فقالَ (ع) (( إنَّ صَلَوتَهُ تَنْهاهُ يَوماً ما فَلَمْ يِلْبِثْ أنْ تابَ ))
برگرفته از کتاب عرفان و عبادت .
@varesoon