🌹خاص ترین کانال قرآنی در ایتا🌹
✅سکانس قرآنی سریالهای ایرانی
✅کانالی جذاب برای جوانان
✅کلیپهای تفسیر قرآن جذاب استاد قرائتي
https://eitaa.com/joinchat/1425736343C0d31beff40
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠آیت الله کربلایی حاج سید احمد نجفی:
▫️علی ابن موسی الرضا(علیه السلام) فرمودند:
🔸هیچ دو نفری بر گریه بر مصیبت جد ما اباعبدالله الحسین (علیه السلام) جمع نمی شوند، جز اینکه نفر سومی آنها مادرمان حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است.
@varesoon
آیت الله شیخ حسین وحید خراسانی :
واقعاً اين ها را بشناسيد خود شناخت رجال از غنائم است، نراقی آيتی است... .
فقه می نويسد مستند است! "مستند الشيعه في احكام الشريعه" اين نتيجه نراق كاشان است.
بعد همين آدم اخلاق می نويسد می شود معراج السعادة، اصلاً نظيرش را پيدا نمی كنید.
همين آدم علوم غريبه می نويسد می شود "خزائن"، خزائن نراقی مرجع است برای كسانی كه دنبال علوم غريبه هستند...
پدرش جامع السعادة و پسر معراج السعاده را نوشتند. .
فقه می نويسد مستند الشيعه، اگر فقيه باشی می فهمی "عروة الوثقی" ريشه ها در مستند نراقی دارد.
آن وقت در نراق كاشان اين مرد بوده است... .
آن نراقی چه جور ملا شد و ما چه جور! نراقی پولی نداشت كه نفت بخرد به چراغ بريزد، می رفت تو مستراح با چراغ مستراح آن جا مطالعه می كرد!
بعد همچو كسی را، خدا با او چه كرد؟ شيخ و ما ادراک ما الشيخ؟! كجا شيخ انصاری را شناختی! آخوند، علامه دهر، تعبيرش درباره شيخ اين است:
تاج الفقهاء من الاولين الاخرين.
شيخ مدتها در كاشان زندگی می كرد. اتاق شيخ انصاری را من در كاشان دیدم.
رفتم مدرسه ای كه شيخ بوده، آن وقت پای درس نراقی می رفته و شاگرد نراقی بوده است.
@varesoon
عن الحسین بن علیّ (علیهالسلام) عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): ثَلاثُ خِصالٍ تَکونُ فِی المُنافِقِ: إذا حَدَّثَ کَذَبَ، و اذا وَعَدَ أخلَفَ، و إذَا ائتُمِنَ خانَ.
امام حسین (عليهالسلام) به نقل از حضرت رسول (صلوات الله علیه) فرمودند:
سه ویژگی در منافق است:
چون سخن گوید، دروغ میگوید
چون وعده دهد، وفا نمیکند
و چون امانتی قبول کند، خیانت میورزد.
کنزالعمّال، ج۱، ص۱۶۵، ح۸۲۸
@varesoon
علامه حسن زاده آملی (رحمة الله) از علامه طباطبائی (رحمة الله) نقل می کند:
آن مرحوم [آیت الله قاضی] اساتید بسیار دیده است- و چند نفر را نام برده است- تا این که فرمودند: پدر او، مرحوم حاج میرزا حسین قاضی...از شاگردان مرحوم میرزای شیرازی بود و چون از نزد میرزا خواست خداحافظی کند و به تبریز برود، مرحوم میرزا به او گفت: «حالا که میروی، شب و روزی یک ساعت به خود بپرداز». بعد از چندی که مرحوم میرزا از دیگران درباره مرحوم حاج میرزا حسین قاضی حال پرسید، در جواب گفتند: «آقا! آن یک ساعت، تبدیل به 24 ساعت شد». او همواره در مراقبت و حضور و عزلت بود؛ اما عزلتی این چنین:
هرگز وجود حاضر و غائب شنیده ای
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
یادنامه علامه طباطبایی، چاپ شفق، ص 93. منبع: دو ماهنامه خلق- شماره 27- بهمن و اسفند 90
@varesoon
نامهی آیتالله حاج شیخ محمدتقی آملی به پاپ پُل ششم.
سند فوق گزارشی است از آنچه که آیتالله شیخ محمدتقی آملی در نامهی خود به پاپ نوشته است.
طبق اطلاعات ساواک این نامه توسط دکتر کاظم آملی که در لندن مشغول تحصیل بود به واتیکان ارسال میشود.
مضمون نامه از این قرار است:
چرا امت تو قومی را که پیغمبرت را زنازاده و مادرش را زانیه میدانند بر امتی که پیغمبرت را کلمةالله، و مادر او را طاهره میخوانند مسلط کردهاند؟ جواب پیغمبرت را در روز قیامت چه میدهی؟ و بعلاوه بچهها، زنان و پیرمردان ساکن در مناطق اشغالی اسرائیل چه تقصیری دارند که اینچنین بایستی جان و مال آنها در معرض خطر قرار گیرد؟
#محمدتقی_آملی
@varesoon
@varesoon_asnad
وارثون
به نقل از مرحوم علامه میر جهانی:
از جمله کرامات حکیم میر فندرسکی آن است که گفته اند: هنگامی که وی به یکی از شهرهای هندوستان- در ایام سیاحت - رفت. اهالی ان شهر بت پرست بودند. میر روزی به پرستش گاه آن شهر وارد شده ، و از عبادت خانه آن ها بازدید کرد .
با براهنه به گفت وگو پرداخت و آنها را از بت پرستی بازشان داشت و به اسلام فراخواند. انواع دلایل و براهین از دو سو بیان گشت.
عبادت خانه، بسیار قدیمی و محکم بود ، و حضرات کفار به این اندیشه افتادند که در موقعیت بدست آمده ، توطئه ای در مذهب میر کنند. از همین رو به میر فندرسکی گفتند: از جمله دلایلی که دلالت بر حقیقت دین ما ، و سستی دین تو وهم کیشان تو دارد آن است که چنانچه در شهرهای شما دیده ایم ، مسجدهای شما بزودی خراب می شود ، و پس از صد سال که از بنای آن می گذرد ، اثری از آن نمی ماند؛ ولی عبادت خانه های ما از زمان ساخت تا اکنون که دو یا سه هزار سال از بنای آن می گذرد، برجا مانده ، تغییری در آن رخ نداده ، وسال ها است که بدین محکمی باقی مانده است و همین دلالت بر بطلان مذهب تو دارد ؛ چرا که حقیقت ، ماندنی ، و باطل ، در معرض زوال است.
میر در پاسخ گفت: دلیل بر انهدام زود هنگام مسجد های ما آن اعمال و ذکرهایی است که مورد پذیرش حضرت باریتعالی هستند. عمارت های این دنیا توان تحمل چنین عبادت هایی را نداشته ، و خراب می شوند؛ اما در معبدهای شما اذکار و اورادی خوانده می شود که پسندیده درگاه خداوند نیست، و اعمال شما به نزد او مقبول نمی افتد پس در این صورت ، اگر اذکاری که ما در مساجد خودمان می گوییم را در یکی از این معابدی که چنین از آنها تعریف می کنید ، بگوییم ، آن مکان ، در برابر آن همه خضوع و خشوع ، و از هیبت نام حق تعالی فرو خواهد ریخت، و هر آینه خراب خواهد شد.
آنان استدلال میر را دور از ذهن دانسته و گفتند: تو از اهل اسلامی و اکنون در این جا حاضر هستی ، پس آن ذکرها را در این جا بگو ، و به هر صورت که خواهی ، هر آن چه می دانی را انجام ده. آنگاه اگر خللی به این ساختمان وارد آمد که در می یابیم در ادعایت راست گفته ای ، و اگر نه ، باید گفتار ما را بپذیری ، به مذهب ما در آیی ، و خدایان ما را بخوانی.
میرفندرسکی ادامه دیدار را به فردا انداخت و خود شب را به راز و نیاز پرداخت. فردای آن روز به سوی پرستش گاه به راه افتاد. زنان و مردان گردهم آمده بودند و غوغایی برپا بود. میر به پرستش گاه وارد و به بالای بام رفت. با صدای بلند اذان گفت. با اذان او همه ارکان برج و باروی پرستش گاه به تکان در آمد. پس از اذان، به زیر آمد و وارد پرستش گاه شد. درمیان بت ها رو به قبله حقیقی با فروتنی نماز ظهر و عصر به پاداشت. سجده شکر به جا آورد. از پرستش گاه بیرون آمد، هنوز چندگامی از آن دور نشده بود که آنجا فرو ریخت و بعد هم طوفانی به پاخاست و خاک آن را با خود برد. دیگر در آن شهر اثری از پرستش گاه برجا نماند. پس از این واقعه، تمامی اهالی به اسلام گرویدند و از خوبان و نیکان گشتند.
پس از درگذشت وی برخی از مرتاضان هند به باور آن که بدن او کیمیا بوده است به اصفهان آمدند تا نبش گور کنند و بدن او را درآورده به هند ببرند. سرپرست گورستان میر، شبانگاهان او را در خواب می بیند و درباره انگیزه هندوان، او را آگاه می کند. چون سپیده دم زد سرپرست گورستان، بزرگان را خبر می کند و راز خواب و انگیزه مرتضان را به آنها بازمی گوید. با کوشش تمام و همکاری بزرگان، مقدار معینی از پیرامون گور را از پهنا و درازا و ژرفا کنده و توی آن را قیراندود کردند و سدی چون سد سکندر از قیر ساختند و این خبر به گوش همگان رسید.
@varesoon