در ظاهر روی پاهایم ایستادهام، گاهی میخندم و گاهی گریه میکنم اما حقیقت این است که خسته هستم، میخواهم فرار کنم، میخواهم بروم و ناپدید شوم.
وطن
Ah, yârlerim…
Sizden yirmi yıl çalındı;
yirmi yıl huzurl yaşamanıza
,kendinize ve kızınıza sevgiyle sarılmanıza izin verilmedi.
Tam da evladınızı kucağınıza alıp
koklamanız, doya doya içinize çekmeniz gereken o anda,
onu da acımasızca sizden kopardılar…
Şimdi geriye, içinizi kavuran,
suskun ama hiç dinmeyen
bir yangın kaldı.
هدایت شده از در عمق سکوت .
من واقعا زود داره یادم میره اون همه حرف و اتفاق و نخواسته شدن
واقعا واقعا داشتم دستی دستی ذهنم رو اماده میکردم که همسوی ِاحساسات قلبی بشه و برگرده به ادمی که همون قلب رو شکوند
باورم نمیشه دلتنگم هنوز
قلبم میتپه برای اینکه دوباره مثل قدیم حرف بزنیم
ولی هربار دارم سرکوبش میکنم و انگار به نفعمه
ایکاش به جای اینکه کارات یادم بره خودت میرفتی، و بجای اینکه اون چند درصد مهربونیت یادم بمونه اون همه بدی یادم میموند.
و گریه الان من از سادگیه
از دلتنگیه برای تویی که خودت نخواستی
هدایت شده از یک زندگی ِکوتاه.
اما تو هیچ وقت نبودی، وقتی از غم تو خودم مچاله بودم نبودی، وقتی قلبم رو شکستن نبودی، وقتی تنهایی بهم هجوم آورد نبودی، وقتی از عصبانیت دستهام میلرزید نبودی، وقتی بهت نیاز داشتم نبودی فقط وقتهایی بودی که حوصلهات سر رفته بود، وقتهایی که همه ولت کرده بودن، وقتهایی که بهم نیاز داشتی.
هدایت شده از گؤناۍ
پسرا هیچوقت منتظر خوشگل و خوش اندام شدن هیچ دختری نمیمونن ولی خب ما باید منتظر بمونیم چون پول که ندارن وضع خرابه, قد که دست خودشون نیست, بد اخلاقن چون سرکار خسته شدن و مو ام که ژنتیکه اگرم خوشت نمیاد ازشون, ریجکتشون میکنی و خوشت نیاد پاشون بساز بسوز کنی که خرابی
Sorry , not sorry .