با اینکه واقعا رگای سرم داره پاره میشه و نمیتونم سرپا وایستم
ولی جوری که هم عذرا رو دیدم هم کلی تو موکب بودم>>>>
هدایت شده از سقود
انگار که اگه راجب درد هات حرف بزنی کوچیک میشن.
نه اینکه کوچیک بشن و تو کمتر درد بکشی
اونا کوچیک میشن و میگی خب که چی ممکنه یکی دیگه از این بدتر هم تحمل کرده باشه و تو یه دور دیگه بابت اینکه بخاطر همچین چیزی غر میزنی عذاب وجدان میگیری و وزنش میشه دو برابر.
میخوای داد بزنی که آقا من درد دارم ولی نمیتونی و مردم فقط بدون اینکه بدونن بیشتر بهت فشار میارن.
آی مین .. تو نمیگی درد داری پس اونا از کجا بدونن؟
فکر میکنی به مرور زمان خوب میشه ولی درد های جدیدی اضافه میشی و یهو به خودت میای و میبینی دیگه نمیتونی ولی خب نتونستن تو هم باز مهم نیست چون باید بتونی اگه نتونی میمیری.