خانهتکانی میکردیم
جمع عمهزادههای کوچکم حسابی جمع بود.
سروکله زدن با مسخرهبازیهای بچههای پرانرژی،
راستش هم خسته کننده بود
هم به شکل عجیبی دلنشین :)
میان خنده به سوتیهای یکی از بچهها،
ناگاه به دلم افتاد
که چقدر بودنشان خوب است!
که چقدر با هم بودن خوب است.
که....
چقدر...
خانه تکانی و رسم کمک به هم ایرانیان زیباست(؛
راستش دیگر خانه تکانی منفور و کسل کننده نبود...
خانه تکانی قشنگ شدهبود،
به قشنگی آرام گرفتن کودکی
بعد افتادن ناگهانی از چهارپایهی زنگزده،
در آغوش مادرش...
-یادوارهٔـخاطراٺ-
مهربونم...
قشنگ نیست تولد کسی باشه براش جشنم بگیرن...
اونوقت خودش نباشه هاااا
از ما گفتن بود🙃