این روزها با خودم می گویم ...
کدام احمقی بود که می گفت!؟...
تنهایی خیلی می چسبد!...):
-دݪنگار-
وِداد
چه قشنگه مرگت برای همه تلنگر بشه به یاد شهدا باشیم این روزا....
«یاد شما در زمین میکنیم و شما نزد خدا یادمان می کنید....🙃
چه معاملهای که سود بیشَش از آن ماست»😎
به هر دری می زنی نمی شه؟!
از خدا شاکی شدی؟
ببین....
می دونم هزاران توسل و دعا کردی...
اما فکر کردی شاید واقعا قسمتت نیست!...
قسمت یعنی صلاح نیست... یعنی آینده ای داره که تو ازش خبر نداری و به نفعت نیست یعنی در ازاش باید یه چیزخیلی با ارزش تر رو....
فدا کنی!
پس انقدر با خدا سر نشدن ها نجنگ
گاهی بزار نشدن ها نشن
بگذر (:
-دݪنگار-
لنگ کفشا همیشه کنارهمن....
باهم خریده می شن
باهم استفاده می شن
باهم گلی می شن
باهم کهنه می شن
باهمم دور انداخته می شن...
می دونی
کفش حتی اگه خودش خراب نباشه و جفتش خراب بشه ...
پای اون می مونه و از وادی کفشای دیگه کنار می ره✨
ای کاش وفاداریامونم مثل کفشامون باشه! 🙃
سلامی هم عرض کنیم به شاه پسری که پاش به زین اسب نمی رسید!
اما دشمناش برای زمین زدنش از پشت بهش خنجر زدن
همشون ریختن سرش!...