همهمه همه جارا فرا گرفته بود.
فرمان بر نابودی در؟
چرا؟
خواب دیده؟
آقا نزدش بودند؟
یعنی چه شده بود بین او و صاحبخانه که به نابودی "در" منجر شده بود؟
نزدش رفت و گلایه کرد که:
_چه شده شمارا شیخ؟
چرا زحماتتان را را هدر میدهید؟
لبخندی زد و با آرامش گفت:
+فرمان صاحب خانه است عزیز(:
مولایمان راضی به راندن بندگان خدا نیست..
_اما...آنها بندگان گنه کارند!
دستی بر شانهاش نهاد و آرام به نشانهی محبت ضربهای زد.
+آری اما...
حواسمان نبود لطف این آقا بزرگتر از آنست که کسی را...
حتی گنهکار
از خود براند.
-صاحِبخانهیمِهربان-
واج آراییِشین هم، بهتر از این میشود؟!
شهرِمشهد، شمسِهشتم، عشقِ مشهودمرضا✨
-شاعرانهـ-
🍃🌸امام صادق علیه السلام🌸🍃
طلب علم کنید و با حلم و وقار خود را بیارایید و نسبت به شاگردان خود تواضع کنید و نسبت به استاد خود هم تواضع کنید، دانشمندان جبار و قلدر نباشید تا شیوه باطل شما حق علم شما را از میان ببرد.
بحار الانوار، ج ۲، ص: ۴۱
#حدیث_امروز🌸🍃