پیامبر لبخندی به نگاه آرامِ علی زد.
وقت عمل به فرمان خدا بود(:
دستش را در دست گرفت و با صلابت به سوی بالا برد.
فریاد زد. فریادی سراسر دلسوزی و محبت ،
فریادی سراسر نگرانی .
_ای مردم!
هرکس که من مولایِ اویم پس...
نگاهی به علی افکند که او را مینگریست همانلحظه نگاه مطمئن خدا را احساس کرد.
لبخندی از آرامش زد و با قدرت ادامه داد:
_این "علی" مولایِ اوست!✨
-وقتعمل-
گفت علی مولاست و مردم میدانستند مولا نه دوستدار است و نه همسایه...
ماجرا همان ماجرای آیهی ولایت بود!
ماجرای حدیث منزلت!
پیامبر میگفت تو به منزله هارون برای موسی
برای منی(:
و هارون جانشین موسی بود!
علی جانشین بود!!؟؟
آری
همه میدانستد که او سزاوارترین است!
او همان کسی بود که بارها و بارها در تنهایی رسول، یاورش بود.
تنها کسی که در دامانش بزرگ شده بود.
تنها مردی که در تمام جنگ ها پا به پای پیامبر میجنگید.
تنها کسی که قبول کرد با عمرابنعبدود، ترسناکترین مبارز دشمن بجنگد و او را شکست دهد.
تنها
تنها
تنها
علی در همه چیز برگزیده بود!
فقط در این میان
بغض گلوها را از بوی خداحافظی کلمات پیامبر خفه میساخت...
-بهترینبرگزیده-
همه با محبت جلو آمدند
حال عدهای ظاهری و عدهای واقعی
دست بر دستان علی نهادند و بیعت کردند با مولای زمانه اشان✨🤝
زمان به رخ کشیدن زن سالارترین باور دنیا بود❤️
که سخن و حرف زنان را در دنیایی که هیچ کس به آنها حق رای نمی داد
محترم شمارد و آنها یکی یکی با جانشین پیغمبرشان بیعت کردند
همگی بیعت کردند و
او را جانشین خواندند...
و آیا اعلام دوست داری
نیاز به این همه دبدبه و کبکبه داشت؟؟!
هرچه بود فراتر از دوستدار علی بودن بود نه؟...
-بیعتآخر-
ابوذر روحیenc_16883183490391081798728.mp3
زمان:
حجم:
4.6M
من آمادهام
برا بیعت با علی!✨💙