eitaa logo
وِداد
111 دنبال‌کننده
989 عکس
132 ویدیو
5 فایل
وِداد، یعنی خدا را نه برای بهشت، که برای خودش خواستن✨ کپی فقط با ذکر نام کانال لطفا(: جهت شنیدن دلگویه‌های شما(:👇🏼 https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=RQBfhWSxDniopsWt&btn=پیام.نا
مشاهده در ایتا
دانلود
آخه پسر حسن باشی... عموت عباسم باشه.... با امام حسینم بزرگ بشی... چه شود دیگه🖤 اونوقت هر چقدرم کوچک باشی !... بازم دشمن از دیدنت مو به تنش سیخ می شه! (: ای من فدای تو شیر پسر کربلا...
ای داد بر تیری که سرنوشتش به بریدن گلوی نوزاد حسین رفت وای بر تو که خطا نرفتی ... چگونه بود چشیدن خون مظلوم کودک رباب گناهکار؟
نوحه خوان می گفت آخه شت فرات به اون عظمت!! رودی که تا به الان کم آب شده ولی خشک نشده! چی ازش کم می شد سیراب می کرد طفل حسین رو؟؟ نوزاد بودا... با یه قطره چکان هم سیراب می شدها.... واقعا چطور تونستی حرمله؟! خیلی کوچیکه آخه.... نوزاد شیش ماهه!! جانم ....درست زمان خوشمزه بازیاشم هست... چی کشید حسین اون روز....
دستای داداشم خیلی کوچیکه وقتی یه لحظه از جلوی چشمم دور می شه دیوونه می شم تا پیداش کنم ...همش با خودم می گم: «کجاست؟ اتفاقی براش نیوفته؟ اذیتش نکنن؟ گریه نکنه؟ تنها نباشه؟ گم نشه؟» سکینه جانم... با غم علی اصغر چه کردی؟؟ اصلا مگه میشه....
یه بنده خدایی یه چیزی یه زمان گفت دلم آتیش گرفت برای تسکین غم یه کسی که شوهرش و از دست داده بود قبلاهم پدر٬ مادر ٬ پسر و یه چند تا از اقوام نزدیکش فوت کرده بودن گفت: سخته عزیزم سخته! آخه حضرت زینبم انقدر داغ ندیده! عاشورا یه روز بوده.... تموم شده رفته اما شما..... عاشــــــــورا یه روز بوده...... حس کردین عمق درد حرف رو؟ دیگه حرفی ندارم.
هدایت شده از شـعـــــرنـاب
تیر سه پری در عقب سر می گشت ما بین حرم در پی اصغر می گشت او بر هدفش رسید اما پدری می رفت بسمت خیمه و بر می گشت...💔🥀 🏴 ┈┈••✾•🌷•✾••┈┈ @Shere_naab ┈┈••✾•🌷•✾••┈┈
هوای حوصله ابریست....
_ولی واقعا توانایی عجیبی تو قانع کردن آدم‌ها داشتید! «صدای خنده چند نفر به گوش رسید من با تک خنده به او خیره شدم و گفتم: _حتی همین الان هم دارم همین کار رو میکنم. این بار فقط خنده بر صورت من بود. «هیچ کدام هیچ وقت حرفم را متوجه نشدند، هیچــــوقت....» چه دیالوگ آشنایی... نه؟
بعله از مشکلات بنده😅
شرمنده این مدت مدام در رفت و آمدیم زیاد نمی تونم فعالیت کنم😅
در آغوش برادر بود زمانی که وصیت کرد: برادر! مرا سوی خیمه باز نگردان!.... مردِ و قولش... رقیه را قول آب داده‌ام بی‌آب بروم بدقول می شوم... شرمم می گیرد... من بدون آب باز نخواهـــــم گشت.... @majnonvajheha
تا خیمه ها راهی نبود مشک آبروداری نکرد....