eitaa logo
وِداد
111 دنبال‌کننده
989 عکس
132 ویدیو
5 فایل
وِداد، یعنی خدا را نه برای بهشت، که برای خودش خواستن✨ کپی فقط با ذکر نام کانال لطفا(: جهت شنیدن دلگویه‌های شما(:👇🏼 https://eitaa.com/nashenasa_app/app?startapp=RQBfhWSxDniopsWt&btn=پیام.نا
مشاهده در ایتا
دانلود
_ولی واقعا توانایی عجیبی تو قانع کردن آدم‌ها داشتید! «صدای خنده چند نفر به گوش رسید من با تک خنده به او خیره شدم و گفتم: _حتی همین الان هم دارم همین کار رو میکنم. این بار فقط خنده بر صورت من بود. «هیچ کدام هیچ وقت حرفم را متوجه نشدند، هیچــــوقت....» چه دیالوگ آشنایی... نه؟
بعله از مشکلات بنده😅
شرمنده این مدت مدام در رفت و آمدیم زیاد نمی تونم فعالیت کنم😅
در آغوش برادر بود زمانی که وصیت کرد: برادر! مرا سوی خیمه باز نگردان!.... مردِ و قولش... رقیه را قول آب داده‌ام بی‌آب بروم بدقول می شوم... شرمم می گیرد... من بدون آب باز نخواهـــــم گشت.... @majnonvajheha
تا خیمه ها راهی نبود مشک آبروداری نکرد....
فریاد بر آورد که... _بـــــــــرادرم.... برادرت را دریاب! کسی باورش نمی شد! عباس بود که حسین‌بن‌علی را برادر خطاب کرد؟ اویی که در تمام عمر حسین را مولا و سرور خود خوانده بود؟ هیچ کس آن روز نفهمید.... اما عباس بیجا نام برادر بر حسین نراند.... او بانویی را دیده بود که با چشمان اشکی نگاهش می کرد بانویی که پهلویش زخم داشت و زیر لب می گفت: پسرم؟ عباس جان؟ @majnonvajheha
@sticker_mazhabi1_1138080965.mp3
زمان: حجم: 2.3M
عمو عباس علـــــمت کو عموی خوبم؟
امشب شب جمعه عاشوراس از امام زمان یادتون نره
اللهم عجل لولیک الفرج ✨
دلش از دیدن کودک غرق در خون بدرد آمد عصبی شد خواست سمت عمر رود و همه چیز را تمام کند که درختان باغ انگور مقابل چشمانش قد علم کرد با خودش گفت: شاید هم حقشان است... @majnonvajheha
نگاه کودک غرق ماتم بود... در پی خاموش کردن آتش پیراهنش مدتها دنبالش دویده بود آخر دخترک می ترسید او هم بخواهد آزارش دهد؛ اما حال که در آغوشش آرام گرفته بود و پیراهنش خاموش گشته بود چشمان دخترک ماتم گرفته بود از او پرسید چیزی نمی خواهد؟... دخترک رو کرد به او و گفت _آقا می شود بگویی راه نجف کجاست؟ تعجب کرد و به دخترک گفت _نجف می خواهی چکار؟! دخترک بغضش گرفت قطره ای اشک از چشمش چکید همانطور که با پیراهن سوخته اش بازی می کرد آرام گفت _می خواهم بروم پیش پدربزرگم..... کمی درد هایم را برایش ببرم تا تسکینم دهد..... و خب.... راستش.... دلم هوای بابا را کرده.... پدربزرگ بوی پدرم را می دهد.... @majnonvajheha