📌گسترده ونوس💫🌸
گروه اول👇9000😍
https://eitaa.com/joinchat/2296250404C43a853de42
گروه دوم 👇12000😍دومین بانوان
https://eitaa.com/joinchat/3016949796C441f887f93
گروه سوم👇
https://eitaa.com/joinchat/2903048424C545f1ee24c
.
یکی از دوستان بهم گفت از وقتی که شروع کردم همسرم و بچه هام را جادوی سفید می کنم، اخلاقشون بطور کل با من عوض شده و دیگه جنگ و دعوا تو خونه نداریم، زندگی پر از عشق شده و منم بهش گفتم خواهر من این جادو جنبل ها خلاف دین اسلام و سفارش خدا هستند و بپرهیز و توبه کن😳 دوستم خنده ای کرد و گفت منظور از جادوی سفید، سِحر و جادو نیست و اگر یاد بگیری خودت با عقل و فهم خودت می فهمی که نه تنها گناه نیست بلکه خودش نوعی عبادت محسوب میشه و گفتم خوب حالا این تکنیک جادو سفیدت را بهم یاد بده و ایشون گفت این تکنیک را با کلی تکنیک معنوی و مذهبی دیگه در قالب یک دوره رایگان در ایتا بهت می دهم که بری یک عمر دعام کنی و به همه هم لینکش را بده تا حسابی خیر ببینی
این دوره عالی در کانال زیر پین شده و فعلا رایگان است:¹⁹
👇
https://eitaa.com/joinchat/2672164875Cf611755acc
500 کا پست آزاد
عمومی جز رمان و ورزشی
سوم چهارم آخرین 10,000😍
معمولی 8000😍
🎥این زن #باردار برای دوقلوزایی #آمپول تزریق می کند
ولی آنچه اتفاق می افتد باور کردنی نیست🔞😱
🔴 لطفا فقط متاهلین🙏
مشاهده👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2585919506Cc8f4e2c77c
راهکارهای عجیب وارزان ولی تست شده برای مشکلات #زنانه👌
( #ناباروری #پریودنامنظم #عفونت و...)
🤰👼🅾
🔴فیلم #زایمان طبیعی ۱۱ قلو #سزارین #زایمان_در_آب😳😱
خانمایی که نتوستن این #کلیپها رو داخل کانال ببینن،دوباره گذاشتیم👍
حتما ببینید😉
مشاهده🙈👇
https://eitaa.com/joinchat/2585919506Cc8f4e2c77c
🔞 اینجا ببینید 🔞🙊👆👆
میگن زنی که #خرج داره #ارج داره😅
ولی جاریم بدون خرج #ارج_داره😢
همه خونش کارخودشه حتی #سینکش😏
بهم گفت کارسختی نبود از اینجا یاد گرفته👇🏽
https://eitaa.com/joinchat/2952396810C91929aa4eb
📣📣📣📣
#اگهی_استخدام
ظرفیت محدود❌❌❌❌❌
فرصتی استثنایی برای بانوان جویای #کار_در_منزل💁♀
بدون نیاز به #سرمایه💰👌
به جمع چندین #هزار بانوی شاغل در این کانال بپیوندید🏃♀️🏃♀️🏃♀️
شغل خاص راحت و بدون مشکل با #درآمد_میلیونی💰💰💰💰
https://eitaa.com/joinchat/2952396810C91929aa4eb
جنازه ای که زنده شد❗️
حاج حسین گنابادی یکی از مردان خدا روایت میکرد که روزی یکی از همکارانم جهت انتقال جنازه ی مردی میان سال راهی روستای زرین دشت شد،من به همراه دوستم حاج محسن شمشکی برای غسل جنازه راهی شدیم... برای غسل آماده شدم بعد از لخت کردن میت و خواباندنش آب را باز کردم و روی سینه اش ریختم، فشار آب بالا بود، برگشتم تا فشار آب رو کم کنم...
که صدای فریاد وحشتناکی همه جای غسالخانه را پر کرد، جرات برگشتن و نگاه کردن را نداشتن، صدایی در گوشم زمزمه میکرد،
گنابادی... گنابادی....!
صدای جیغ چنان مرا ترسانده بود که چیزی متوجه نمی شدم تا اینکه دستی از پشت بر شانه ام نشست...!
ادامه داستان.......👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/1202389118C26d30bc2fc