رابطه آلوده مدیر شرکت با دختر جوان 23 ساله
مدیر جوان یک شرکت دلباخته منشی زیبای شرکت شده و زندگی خودرا بخاطر رسیدن به عشق آلوده نابود کرد. مدیر شرکت : با آن که همواره خودم را فردی زرنگ و مدیر تصور می کردم اما خیلی راحت از یک دختر جوان رودست خوردم و همه ی زندگی ام را از دست دادم.
من بخاطر چشم های شیطانی آن دختر همسرم را ...👇
ادامه داستان ...
ادامه داستان ...
📌 #گسترده_ونوس💫🌸
گروه اول👇 پست آزاد یا ده ✅
عمومی جز رمان
اخرین آزاد یا پست ده 11000😍
آزاد معمولی 8500😍
https://eitaa.com/joinchat/2296250404C43a853de42
نامحدود 🤩🤩
🔴 همسرم از اول زن بود
۲۳ مهر ۹۷ با همسرم در محل کار آشنا شدم و بعد ازدواج کردیم. مریم همیشه موقع خواب ترس داشت و اجازه نمیداد باهم باشیم. خیلی ناراحت میشدم و از اتاق خواب میاومدم بیرون.
یک شب که بیرون خواب بودم، صدای عجیب و غریبی از اتاق خوابی که مریم خواب بود شنیدم… بله دنیا دور سرم خراب شد! اما برای انتقام از مریم چیزی نگفتم. دوربینی در اتاق خواب قرار دادم تا راز ترس همسرم رو بفهمم.
آن شب خارج از اتاق خواب خوابیدم و فردای آن روز دوربین رو چک کردم. همهچیز خوب بود تا در ساعت ۲:۴۵ بامداد … 😳
🔵 ادامه داستان سنجاقه باز شود 👇
https://eitaa.com/joinchat/3116041508Cc963a05213
رابطه آلوده مدیر شرکت با دختر جوان 23 ساله
مدیر جوان یک شرکت دلباخته منشی زیبای شرکت شده و زندگی خودرا بخاطر رسیدن به عشق آلوده نابود کرد. مدیر شرکت : با آن که همواره خودم را فردی زرنگ و مدیر تصور می کردم اما خیلی راحت از یک دختر جوان رودست خوردم و همه ی زندگی ام را از دست دادم.
من بخاطر چشم های شیطانی آن دختر همسرم را ...👇²⁵
ادامه داستان ...
ادامه داستان ...
📌 #گسترده_ونوس💫🌸
پست آخر داریم✅
گروه اول👇25000😍 آخرررررررر
عمومی جز رمان
https://eitaa.com/joinchat/2296250404C43a853de42
🔥 اسم عشقــــت چیه؟؟
بزن رو حرف اول اسمش سورپرایز شی👇
💘آ💘ب💘پ💘ت 💘ث💘ج 💘چ
💘ح 💘خ💘 د 💘 ذ 💘ر 💘 ز💘ژ
💘 س💘 ش 💘ص💘ض💘ط💘ظ
💘 ع 💘 غ 💘️ ف💘️ ق 💘 ک 💘گ
💘 ل 💘 م 💘 ن 💘 و 💘️ ه 💘ی
👌خیلی باحال بود عشق کردم ناموسا👆
🔴 دکـتـر عـزیـزی
✍ از همه هموطنان عزیز دعوت میکنم تا در کانال «روانشناسی دکتر عزیزی» عضو شوند
جهت عضویت کلیک کنید👇
https://eitaa.com/joinchat/3345744880Cfce035a273
+تراپی ؟ - نه ممنون
به پادکستای دکترعزیزی گوش میدم👆
💢 واقعا پیامبر تو نماز میگفت: اَشهدُ انّ خودم رسول الله ؟ 🧐
جوابشو اینجا گذاشته 👇
https://eitaa.com/12762574/836
---🪴------------------------------------------
.
💵💰این تبلیغ شبانه را بعد تکمیل شات واریز میزنم💵💰
شبانه بنر و ریپ شیک ✅
گروه اول👇
51000😍 ریپ و دوبنر
عمومی جز رمان
https://eitaa.com/joinchat/2296250404C43a853de42
💵💰واریز بعد شات 💵💰 حمایت کنید لطفا🙏
🔴 ساعت ۳ نیمهشب صدای زنگ تلفن
۱۴ دی ۱۴۰۰ بود. اون شب خسته از کار برگشتم خونه و بیحوصله روی مبل خوابم برد. وقتی بیدار شدم، ساعت از ۳ گذشته بود و خونه در سکوتی عجیب فرو رفته بود. همسرم توی اتاق خواب بود… یا حداقل فکر میکردم هست.
یکهو تلفن خونه زنگ خورد. وقتی گوشی رو برداشتم، هیچ صدایی نبود. فقط صدای نفسهای سنگین یه نفر رو میشنیدم. قلبم تندتر زد. خواستم چیزی بپرسم که تلفن قطع شد. با دلشوره به اتاق خواب رفتم، اما تخت خالی بود و پنجره باز…
فردای اون روز، دوربینی که همیشه در ورودی نصب کرده بودم رو چک کردم و چیزی دیدم که هیچوقت فراموش نمیکنم.
ادامه داستان رودر کانال زیر بخون👇
https://eitaa.com/joinchat/3217686794Ccc0cdece43