🔴 رهایی از تمام مشکلات زندگی...
اگه زندگی برات سخت شده
مدام حالت بده اما نمیدونی چرا
اگه دنبال راه حل تضمینی برای
#رهایی از افکار منفی میگردی
کانال زیر #تنها راه رهایی از مشکلاته👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2336031148C1a1a15b5a0
بزن روی لینک بالا و از دوره #رایگان جذابیت درون استفاده کن تا به زندگی دلخواهت برسی
ظرفیت دوره #رایگان درحال تکمیل شدنه‼️
https://eitaa.com/joinchat/2336031148C1a1a15b5a0
سریع عضو شو تا از دستش ندادی👆
📌گسترده ونوس💫💫
گروه اول👇11000😍10000😍عمومی
https://eitaa.com/joinchat/2296250404C43a853de42
گروه دوم 👇10000😍دوم آخرین عمومی
https://eitaa.com/joinchat/3016949796C441f887f93
گروه سوم👇8000😍بانوان تک بنر
https://eitaa.com/joinchat/2903048424C545f1ee24c
گروه چهارم👇9000😍عمومی
https://eitaa.com/joinchat/1042546935Cc9bd661d33
.
گروه «روزمرگی بانوان خاص» اولین گروه با موضوع :
خانه داری و روزمرگی در ایتا
تو این گروه یاد میگیری
« ملکه کدبانو »باشی.
و کلی انرژی مثبت میگیرید 😍
خانه داری ، روزمرگی ، ترفند ، آشپزی ، مادرانه ، انگیزشی ،چالش
بزنید رو لینک
👇👇
https://eitaa.com/joinchat/4279370090C01c035d02a
. 📣📣 توجه توجه 📣📣
بهترین گروه بانوان تاسیس شد ✨
خانمهای محترمی که دوست دارن ایده بگیرند و روزمرگی های متنوعی رو تجربه کنند
پیشنهاد می کنم حتما توی این گروه عضو بشید تا کنار هم از هم ایده بگیریم و زندگی متنوعی داشته باشیم و زندگیمون از یکنواختی خارج بشه ❤️
https://eitaa.com/joinchat/4279370090C01c035d02a
گنده لات محله بودم هیچ کی از دستم آسایش نداشت
مادرم از دختر زیبا همسایمون حرف میزد که خیلی محجبه اس از اون آدم حسابیاس تازه به محله اومدن
ندیده نشناخته حس تنفر داشتم به دختر همسایه جدیدمون
یه روز با بچه ها درگیر شدم اونا هم تو کوچه خلوت گیرم آوردن با چاقو زدن هیچ امیدی نداشتم لحظه آخرم بود که یه دختر عین حوری اومد شالش از سرش باز کرد زخممو بست بعد زنگ زد به اورژانس
با دستهای خونی خواستم لبه های چادرش بگیرم کسی دیگه زیبایی موهاشو نبینه که از هوش رفتم دربیمارستان با فکر چشای زیبایش به هوشیار شدم
https://eitaa.com/joinchat/4155113877C965df92856
همسرم فقط جمعه ها خونه بود
یه روز قبل نامه ریزی کردم حسابی به خودمو و پسرم رسیدم که فردا که روز تعطیلی شوهرم بود باهم خوش بگذره
صبح جمعه بیدار شدم دیدم همسرم لباس پوشیده میخاد بره جایی پرسیدم کجا میری گفت با بچها قراره مجردی داریم قراره بریم کوه، بعد رفتن شوهرم
ما تنها موندیم یراهمین رفتیم خونه مامانش به شوهر و مادرش نگفته بودم سرزده رفتم وقتی کلید انداختم .....
https://eitaa.com/joinchat/1801978144C2cb47b2a9e