میپرسی روز هایم چگونه میگذرد؟
تکاپویی احمقانه برای قانع کردن قلبی که به جایِ خون، تو در رگهایش جريان داری.
نوشت:
من هم دوست داشتم شبها قبل خواب برایت بنویسم «دوستت دارم»، اما تو جایی برای هیچ حرفی باقی نگذاشتی.
هدایت شده از شوکا؛
20.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیروز ِ ما به استقبال از پهلوونمون گذشت.
سرت سلامت افتخار ِ آمل🤍
دلم با ماندن بود. راه اما، راه رفتن!
و تو ندانستی چه رنجیست، کشاندنِ تنِ خستهای که خواهانِ ماندن بود.