هدایت شده از شوکا؛
20.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیروز ِ ما به استقبال از پهلوونمون گذشت.
سرت سلامت افتخار ِ آمل🤍
دلم با ماندن بود. راه اما، راه رفتن!
و تو ندانستی چه رنجیست، کشاندنِ تنِ خستهای که خواهانِ ماندن بود.
آرزو میکردم کاش به هیچ چیز اهمیت نمیدادم. اما من اهمیت میدم. به همه چیز، خیلی زیاد!
توی کتاب "سه شنبه ها با موری" نوشته بود: اگه لازم باشه گریه کنم، مفصل اشک می ریزم اما بعد از آن به همه خوبی هایی که هنوز در زندگی از آنِ من هستند متمرکز می شوم. :)
استاد ابتهاج حرف دل خیلیامونو خیلی قشنگ میگه:
وقتی چشمت را باز میکنی میبینی بزرگترین ضربه ها را همانهايی زدهاند که زمانی با چشم بسته و از ته دل دوستشان داشتهای.
حمید سلیمی میگه که:
یادت نره اگه بد بودی خوب هم بودی
اگه تلخ بودی شیرینم بودی
خودت رو با بدی هات به یاد نیار..