پس از جدایی آنکه عاشق باشد رنج میکشد،
آنکه فارغ باشد عبور میکند و میگذرد.
«میدانی؟دردم از این است که او عبور کرد و گذشت.»
تو را جستجو می کنم ، در میانِ باران های لرزان ، کنارِ آتشِ دور شده از دریا.
چشمانِ تورا جستجو می کنم ، میانِ اشک هایِ لغزانم ، به هنگامِ بستن پلک هایم.
حتی از ذراتِ معلق هوا هم تورا جویا می شوم ، آسمانِ تیره را در دست میگیرم و ستاره هایش را می نگرم ، در میانِ آنها هم تورا نمی یابم.
به قلبم که خیره میشوم ، نیمی از تو وجود دارد، همان تکه ای که قبل از رفتنت به تنم سنجاق کردی ، هنوز کنجی از سینه ام مانده است و نفس می کشد .
تورا باید بیابم ، همه ی تورا میخواهم نه نصفه جانی از خاطره ات که رزِ سرخِ سینه ام را در دست گرفته است .
ـ بخش هایی از دفترچه پارهی فرشته .
چمیدونم مثلا تکست بده بگو: « بیا از اول شروع کنیم داستانِ ما نباید اینجوری تموم بشه.»