سرش را گذاشت روی شانهی من، محکم بغلم کرد و گفت: وطن همینجاست، بین آغوشِ تو.
نوشت بود: «دلم میخواهد مدتی بمیرم. نه بخاطر اینکه ناامیدم، بخاطر اینکه خستهام. خیلی خیلی خسته.»
و تو فکر میکردی دوست داشتنم دائمی خواهد بود، فکر میکردی عاشق باید تا ابد و با هر گزندی عاشق بماند، دیر آمدی جانم، بنشین و از دور تماشا کن که چقدر مرا مفت باختی.
محسن چاوشی.4_5899925540051097424.mp3
زمان:
حجم:
10.1M
داره چشمات منو آتیش میزنه
نگو از تلخیِ دنیا سیرم..
آدم ممکنه به مرور زمان هر چیزی رو به فراموشی بسپاره، اما اینکه باعث شدن چه احساسی بهش دست بده رو هیچوقت از یادش نمیره.