دیر آمده ای
محبوب من!
آن قدر دیر
که به پنج زبان زنده دنیا هم
دوستم بداری
هیچ اتفاق عاشقانه ای
سکوت بارانی این دیدار را نخواهد شکست 💞
شده از درد بخندی که نبارد چشمت
من در این خنده پُر غصه مهارت دارم
-پروانه حسینی
به نظرم یکی از عاشقانهترین حرفهایی که تا امروز بر زبان بشر جاری شده،
همین تک سطر از گوته س:
«من از زمانی که او دوستم دارد،
در چشم خودم ارجمند میآیم»🌸❤️
شب میشكافد ، لبخند میشكفد
زمين بيدار میشود ...
صبح از سفالِ آسمان میتراود ...
-سهراب سپهری
☀️ صبح بخیر
معنایِ دلتنگی را در زبانهای مختلف میخواندم که رسیدم به «Nostálgico»به زبان اسپانیایی یعنی دلتنگی، اما دلتنگی غریب؛ دلتنگیای که با خودش حسِ غربت میآورد .
فکر کن نشسته باشی در خانه و به جای دیدن جای خالیاش، خودت را میان خانهات غریب ببینی، شبیهِ مهاجرانی که در خانهی خودشان هم غریباند . انگار او که رفته، وطنت بوده .❣
-فاطمه محمدلو
نه زیبایی تو
نه محبوبیت تو
مرا مجذوب خود نکرد،
تنها آن هنگام که
روح زخمی مرا بوسیدی
من عاشقت شدم..!💗
-شمس لنگرودی
اوجِ دلتنگی و غم اونجاست که
مریم قهرمانلو میگه:
"وقتی که میرفتی احـيانا
جانم به پيراهنت گیر نکرده بود؟"💔🥀
برایت بگویم آخرش چه میشود؟
مثل همه رابطههای عاطفی، من و تو هم قید همدیگر را میزنیم. بعدِ یه کم شاید هم کمی بیشتر از یک کم غصه میخوریم و بعد کم کم همه چیز یادمان میرود... همه چیز که نه ولی خیلی چیزها یادمان میرود. بعدش لابد طبق نظر خانواده و همانطور که در کتاب های علوم اجتماعی اول دبیرستان خوانده بودیم تصمیم میگیریم به جای ازدواج عاشقانه یک ازدواج عاقلانه و معقول داشته باشیم و بگوییم گور بابای عشق! بعدش به آن زندگی مان هم عادت میکنیم.
میبینی؟! ما به همین سادگی به همه چیز عادت میکنیم!✨
-زویا پیرزاد