من میدونم نباید خسته شد؛
میدونم نباید بُرید؛
میدونم زندگی ادامه داره؛
فقط دلم میخواست یه وقتایی، یه جایی، یه گوشهای وایسم
بگم خستهام
و یکی بفهمه چی میگم!
نه که فقط بشنوهها، بفهمه!🙂
دیگران را ببخش و خود را رها کن...!
اگر کینه ای در دل نداشته باشی، سبکتر خواهی بود...
هیچ پرنده ای با بار سنگین اوج نخواهد گرفت ...🕊💚
یه دیالوگ تو سریال در چشم باد بود که میگفت:«تو سه روز بود که با من حرف نمیزدی، سه روز بود که دنیا به آخر رسیده بود..!باور کن»
چقدر درست میگه؛مثل حسِ وقتایی که اونی که اندازه ی کل آدم و عالم دوسش داری و ازش بیخبری:))
چشمهايت را میبوسم،
مىدانم هيچ كس
هيچگاه در هيچ لحظهاى از آفرينش،
آنچه را كه من
در گرگ و ميش نگاه تو ديدم
نخواهد ديد..!❤️
-فریدون مشیری
گفتم: به چه فکر میکنی؟
گفت: دارم فکر میکنم پرندهای که پرید،
رفت که برود،
یا رفت که برسد؟
-رضا کاظمی
قصدِ رفتن مکن ای دوست
که با رفتن تو
دل ز ما می رود و
نیمه ی جان میماند :)🌬
-راحم تبریزی
در من چیزی کم بود و دراین زندگانی هم چیزی کَج بود . میانِ ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند . ما دیر آمدیم یا زود هرچه بود به موقع نیامدیم . گذشت و بِهتر که میگذرد .
-محمود دولت آبادی
روزی، جایی، دقیقه ای،
خودت را باز خواهی یافت
و آن وقت یا "لبخند" خواهی زد
یا اشک خواهی ریخت .
-پابلو نرودا