کُردها یک تعبیر مهرآگین دارند
به اسم " باوان "
که ترجمه سادهش میشه جگرگوشه...
اما در اصل از مامان و بابا میاد،
یعنی خانهپدری...
چیزی فراتر از جگر گوشه...
وقتی میگه " باوانِم " یعنی
چنان با دل و جانم آمیختی
که گویی ریشهی منی^__^♥️🕸
➰
دیدین وقتی چسب زخمی کنده میشه
دیگه هرکاریش کنی نمیچسبه؟
شاید یه چند لحظه ای بمونه ولی اخرش طاقت نمیاره و ول میشه...
حکایت بعضی از آدماس...
شاید یه روزی مرحمِ دلمون بودن
ولی وقتی ول کنن و برن
دیگه نمیشه چسبوندشون...
اگه یه روزی رفت دیگه التماس موندن نکن
زخمت رو رها کنی هوا بخوره، خودش کم کم خوب میشه...
-سمیه نادی
➰
آدم ها از هم یاد می گیرین همه چی رو، عشق، خیانت، دروغ، وفاداری، رفتن، موندن، همه این ها رو از آدم های دیگه یاد
می گیرن...
گاهی باید نشست و فکر کرد که از آدم هایی که تو زندگی مون اومدن و رفتن چی یاد گرفتیم، عشق یا بی احساسی؟
-روزبه معین
زنها را نمیتوان آسان شناخت!
مثلا اینکه گاهی حاضرند
خوشبخت نباشند،
البته!
فقط در کنار مردی
که دوستش دارند :)👱🏻♀💛
-فریبا مهر
آیدا، نازنین ترین چیز من،
از ماده و روح...!
دیشب ناگهان یاد نقشه یی افتادم که برای خانه مان کشیدیم و تو فورا آن را بردی که بایگانی کنی. _ چه قدر تو بامزه ای. باری غرق رویای آن خانه شدم. تا به حدی که وقتی به خودم آمدم، انگاری سال ها در آن خانه، بر فراز تپه یی بر دامنه ی کوههای پوشیده از جنگل زندگی کرده ام!❤️😍
-احمد شاملو
"مثل خون در رگهای من"
اوج درماندگی و بی پناهی اونجاست که سهراب سپهری میگه:
تو می گذری زمان می گذرد چه کنم..؟
با دلی که از تو توان گذاشتنش نیست..!
زمان تسکین دهنده نیست ، شاید دیگر هر روز اشک از چشمانت سرازیر نشود اما دردش همچنان باقیست ...
- جوجو مویز
➰
کاش میشد تمامِ آدمهای غمگین و تنهای جهان را در آغوش کشید، برایشان چای ریخت، کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده، به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد.
کاش میشد این را قاطعانه و آرام در گوشِ تمامِ آدمها گفت؛ که غم و اندوه، رفتنی است و روزهای خوب در راه اند، که حالِ همه مان خوب خواهد شد...✨
-نرگس صرافیان طوفان