اولاً که خودتون قضاوت کنید!
ثانیاً علاوه براینکه هزاران میلیارد برای دانشگاههایی خرج شده که از پس درمان اقتصاد بر نمیان، گسلهای اجتماعیو نمیتونن کنترل کنن، غربزدهان و حاضرن ایرانو فدای غرب کننو نخبههاشم مهاجرت... ولی این نهادهایی که اسم آوردن برای ما استقلالو امنیتو معنویتو اخلاق آوردن.
۱
من با مذاکره مشکلی ندارم و به خاطر همین با اصل برجام هم.
اما مشکل من با غربپرستی مفرط این جماعته که در تکتک حرکاتشون، بهصورت شدیدی وجود داره؛ که هر احتمال پیروزیای رو به شکست قطعی تبدیل میکنه.
۲
از تضمین دونستن امضای کری تا مکانیسم ماشه؛
از پس زدن رئیسجمهور چین تا فحاشی به روسیه؛
از تهدید دونستن اقدامات یمن تا بیفایده دونستن حزبالله؛
از اخ و پیف کردن هستهای تا بدگفتن از اقدامات نظامی.
اینطوری فرصتهای مذاکره، قدرت نظامی، عمق راهبردی و... از بین میبرن و هر تهدیدیو فعلی میکنن.
چرا رهبری از مذاکرات مستقیم پرهیز دارد؟
رهبری در چهار دههی گذشته همواره از مذاکرات مستقیم با ایالات متحده پرهیز کرده و این خطمشی را به عنوان بخشی از راهبرد کلان نظام تثبیت کرده است. به باور من، این پرهیز تنها به دلایل ایدئولوژیک یا تاریخی یا دشمنیهای مداوم آمریکا با ایران محدود نمیشود، بلکه بخشی از آن به ماهیت دیپلماسی آمریکایی و شیوهای که دیپلماتهای واشنگتن در مذاکرات از آن بهره میگیرند بازمیگردد.
یکی از نقاط قوت دیپلماسی آمریکا، استفاده از روابط فردی و اعتمادسازی عاطفی برای پیشبرد اهداف سیاسی است. وندی شرمن، معاون وزیر خارجهی وقت آمریکا و مذاکرهکنندهی ارشد در گفتوگوهای هستهای ایران، در خاطراتش بارها نشان میدهد که چگونه روابط شخصی توانسته مسیر مذاکرات را تغییر دهد.
به عنوان نمونه، او روایت میکند که چگونه یک گفتوگوی غیررسمی میان جان کری و محمدجواد ظریف، پشت درهای بسته، بستر اصلی مذاکرات را دگرگون کرد:
«کری بیش از هر دیپلمات دیگری به قدرت روابط شخصی باور داشت… موفقیت توافق هستهای به روابط انسانی وابسته شد.»
شرمن توضیح میدهد که این تجربه در کنار گفتگوی تلفنی روحانی و اوباما چگونه به نزدیک شدن روابط کمک کرد، تا جایی که خیلی زود، «جواد» جایگزین «آقای وزیر» شد.
اما در حالی که اعتماد متقابل میتوانست روند را تسهیل کند، خطر این نیز وجود داشت که دیپلماسی فردی جایگزین چارچوبهای رسمی شود و مذاکرهکنندگان ایرانی تحت فشار یا فریب «دوستیهای دیپلماتیک» امتیازاتی فراتر از اختیارات خود بدهند. همین هراس را شرمن نیز توصیف میکند: او و همراهان ایرانی بیرون اتاق با نگرانی منتظر بودند که مبادا ظریف یا کری فراتر از مأموریتشان وعدهای بدهند.
در جای دیگری از کتاب، شرمن توضیح میدهد که چگونه حتی اتفاقات انسانی و شخصی مانند فوت مادر حسن روحانی، توانست فضای گفتوگوها را تغییر دهد. او مینویسد که هیئت آمریکایی در سطحی صمیمانه به ایرانیان تسلیت گفت که گویی به یکی از اعضای تیم خودمان تسلیت میگوییم. چنین لحظاتی نشان میدهد که آمریکاییها از سرمایهگذاری عاطفی و انسانی برای ایجاد هنجارهای مشترک در مذاکره استفاده میکنند.
به تعبیر شرمن: «ایجاد انسجام از طریق روابط، هنجار میآفریند، و هنجارها ذهنها را تغییر میدهند.»
به باور من از نگاه رهبری، این دقیقاً همان خطر نرم دیپلماسی آمریکا است: تغییر ذهنیت طرف مقابل نه از طریق استدلال حقوقی یا مصالحهی رسمی، بلکه از مسیر روابط انسانی و فشار روانی.
رهبری بارها تأکید کرده که آمریکا قابل اعتماد نیست. این بیاعتمادی صرفاً به دلیل سیاستهای کلان آمریکا نیست، بلکه به دلیل شیوهی مذاکره نیز هست. اگر مذاکره مستقیم به عادیسازی روابط شخصی بینجامد، به مرور زمان انضباط سیاسی و چارچوبهای رسمی ایران فرسوده میشود.
بنابراین، پرهیز رهبری ایران از مذاکرات مستقیم تنها یک مخالفت سیاسی یا ایدئولوژیک خشک نیست، بلکه احتمالا ریشه در درک عمیقی از تاکتیکهای دیپلماسی آمریکایی دارد. ایالات متحده نشان داده است که در مذاکره، روابط انسانی و شخصی را به ابزاری برای نرمسازی مواضع طرف مقابل تبدیل میکند.
منبع:
https://x.com/Jangjouye/status/1961714126260158722?t=OTpKGj8nNt5ucVlPnNVOzQ&s=19
بعید نیست ی دفه بیاد بگه خدا منو به عنوان مسیح برگردوند ولی خدا کنه ترامپ سقط شده باشه.
اگر جلیلی در مذاکرات به توافقی میرسید، چیزی بهتر از مکانیسم ماشه و تحریمهای یکجانبۀ آمریکا نصیبمان میشد؟! و تازه بعد از آن نوبت اصلاحطلبان میشد که قرار داد دیگری را بر سرمان آوار کنند!
ظریف خائن
هدایت شده از مکشوفات🇮🇷
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻این مواجهه عبدالکریمی با زیباکلام را ببینید:
🔸عبدالکریمی تا آخر، حتی بعد مناظره درد حقیقت دارد، و در تلاش برای آشکار کردن حقیقت است،
🔹در عوض، زیباکلام از اول تا آخر، در ظاهر و باطن در حال نشخوار نواله است.
🖌Mohammadreza
🔻به مکشوفات بپیوندید
@makshufatEita
هدایت شده از خانۀ نویسندگان بهانش✒️
🔻کتابی که آیتالله بروجرودی آن را «ضاله» اعلام کرد!
🔹حجتالاسلام آقای وکیلی، اشعاری گفته و فقه را به شعر درآورده بود که چاپ هم شده است؛ در اولش راجع به عمر و ابوبکر چیزهایی نوشته بود. کتاب را به آیتالله بروجردی نشان داده بود. آقای بروجردی گفته بود این کتاب از #کتب_ضاله است؛ حق نداری منتشر کنی! این قسمتها را برو عوض کن. ایشان عقیده نداشت که کتابی چاپ کنیم و در آن به عمر و ابوبکر لعن کنیم.
🔸من یادم هست در همان زمانها... جو ضد سنیگری و مراسم نهم ربیع داشت گل میکرد. آنوقت دهه صفر بود دنبالش هم نهم ربیع بود که به عنوان #عید_عمر در اصفهان معرکه بود. من در همان زمانها آمدم قم. یکروز پیش آقای بروجردی بودم، آقای حاج سیدمحمدباقر ابطحی هم پدرخانمش را آورده بود آنجا به آقای بروجردی معرفی کند. یکدفعه آقای بروجردی فرمودند: «آقا! این چه وضعی است در اصفهان؟ در وقتی که #اسرائیل حمله کرده، کانال سوئز را دارد میگیرد، در #مصر مسلمانان اینطور گرفتارند، ما بیاییم جنگ شیعه و سنی راه بیندازیم؟ در اصفهان این چه وضعی است؟»
🔹خلاصه آقای بروجردی از این وضع عصبانی بود. پیدا بود از آن جوّ عید عمر گرفتن اصفهان خیلی ناراحت است. آن فتوای معروف #شیخ_شلتوت را هم که همه میدانند؛ آن فتوا که در آن شلتوت، فقه شیعه را به رسمیت شناخت در اثر فعالیت آیتالله بروجردی بود. ایشان به اینجور علما کمک میکرد، افراد میفرستاد با آنان ارتباط برقرار میکرد. ایشان دارالتقریب را تأیید میکرد، به آشیخ محمدتقی کمک میکرد، گاهی از علمای سنیمذهب خارج از کشور که به ایران میآمدند تجلیل میکرد و به آنها احترام میگذاشت. میگفتند در مسائل اسلامی شیعه و سنی باید با هم هماهنگ باشند.
✍🏻 #مهدی_مسائلی
📒 نهمربیع جهالتها و خسارتها ص۱۲۴
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh