هدایت شده از مکشوفات🇮🇷
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻این مواجهه عبدالکریمی با زیباکلام را ببینید:
🔸عبدالکریمی تا آخر، حتی بعد مناظره درد حقیقت دارد، و در تلاش برای آشکار کردن حقیقت است،
🔹در عوض، زیباکلام از اول تا آخر، در ظاهر و باطن در حال نشخوار نواله است.
🖌Mohammadreza
🔻به مکشوفات بپیوندید
@makshufatEita
هدایت شده از خانۀ نویسندگان بهانش✒️
🔻کتابی که آیتالله بروجرودی آن را «ضاله» اعلام کرد!
🔹حجتالاسلام آقای وکیلی، اشعاری گفته و فقه را به شعر درآورده بود که چاپ هم شده است؛ در اولش راجع به عمر و ابوبکر چیزهایی نوشته بود. کتاب را به آیتالله بروجردی نشان داده بود. آقای بروجردی گفته بود این کتاب از #کتب_ضاله است؛ حق نداری منتشر کنی! این قسمتها را برو عوض کن. ایشان عقیده نداشت که کتابی چاپ کنیم و در آن به عمر و ابوبکر لعن کنیم.
🔸من یادم هست در همان زمانها... جو ضد سنیگری و مراسم نهم ربیع داشت گل میکرد. آنوقت دهه صفر بود دنبالش هم نهم ربیع بود که به عنوان #عید_عمر در اصفهان معرکه بود. من در همان زمانها آمدم قم. یکروز پیش آقای بروجردی بودم، آقای حاج سیدمحمدباقر ابطحی هم پدرخانمش را آورده بود آنجا به آقای بروجردی معرفی کند. یکدفعه آقای بروجردی فرمودند: «آقا! این چه وضعی است در اصفهان؟ در وقتی که #اسرائیل حمله کرده، کانال سوئز را دارد میگیرد، در #مصر مسلمانان اینطور گرفتارند، ما بیاییم جنگ شیعه و سنی راه بیندازیم؟ در اصفهان این چه وضعی است؟»
🔹خلاصه آقای بروجردی از این وضع عصبانی بود. پیدا بود از آن جوّ عید عمر گرفتن اصفهان خیلی ناراحت است. آن فتوای معروف #شیخ_شلتوت را هم که همه میدانند؛ آن فتوا که در آن شلتوت، فقه شیعه را به رسمیت شناخت در اثر فعالیت آیتالله بروجردی بود. ایشان به اینجور علما کمک میکرد، افراد میفرستاد با آنان ارتباط برقرار میکرد. ایشان دارالتقریب را تأیید میکرد، به آشیخ محمدتقی کمک میکرد، گاهی از علمای سنیمذهب خارج از کشور که به ایران میآمدند تجلیل میکرد و به آنها احترام میگذاشت. میگفتند در مسائل اسلامی شیعه و سنی باید با هم هماهنگ باشند.
✍🏻 #مهدی_مسائلی
📒 نهمربیع جهالتها و خسارتها ص۱۲۴
📝بهانش | بهانهاے براے نوشتن✿
✏️@bahanesh
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سکانس خیلی جذاب سریال مشاور که تو یه دیقه بهایی را منهدم میکنه👌
چقد خوب رو این دیالوگ کار شده.
هدایت شده از دانشطلب
داستان سه قربانی: رضاخان، مصدق و جمهوری اسلامی
مصدق را معمولا مثال میزنند که هیچ تحریکی در کارش نبود. نه سلاح ساخت تا کشور را قدرتمند کند نه در پیرامونمان کاری انجام داد تا منطقه حائل و دفاعی به وجود بیاورد، خیالِ درافتادن با اسرائیل را هم نداشت. فقط خواست اختیار نفت دست خودمان باشد اما سرنگونش کردند.
مهمتر از مصدق خود رضاخان بود که یک مرحله بالاتر از سازش، با غرب رابطه داشت. هرگز چالش خاصی نیافرید و حتی در ماجرای امتیاز دارسی پس از کمی رفت و برگشت کوتاه آمد. از ابتدا به وابستگی متهم میشد و تا آخر هم کاری که منافع قدرتها را تهدید کند از او سر نزد.
تعداد کارشناسان انگلیسی در ایران بیش از آلمانیها بود اما با اینکه رضاخان در این موضوع هم کوتاه آمد بهانه را کنار نگذاشتند. سرانجام نیروی دریاییشان پس از یک فریب شرمآور بنادر و کشتیهای ایران را زیر آتش گرفت و جنوب را اشغال کردند. شوروی هم با ارتشش شمال را گرفت.
چرا بیطرفیِ ایران نقض شد اما ترکیه که روابط قویتری با آلمان داشت مصون ماند؟ پاسخ ساده است: مسئله اصلا روابط با آلمان نبود که میتوانستند مهار یا متوقفش کنند، مسئله موقعیتِ راهبردی ایران بود تا انگلیس بتواند جبهه شرق را تقویت و ورق را در سرزمین اروپا برگرداند.
برای آنها که نمیپذیرند موقعیت و داشتههای ایران موجبِ بدبختیهایش هم بوده هر دو مثال باید معنادار باشد. نه رضاخان مقصر بود نه مصدق، استعمار چشم طمع به ایران دوخته بود و فرقی نمیکرد ماهیت حکومت چه باشد. چیزی جز اطاعت کامل نمیتوانست ابرقدرت را راضی کند.
پس از انقلاب نیز همین دو عامل (نفت و موقعیت راهبردی) زیربنای دشمنی شد اما حالا همه چیز را به عامل سوم یعنی انقلاب دینی و انگیزه مقاومت ربط میدهند. عامل سوم همزمان که تنشها را تشدید کرد نیروی دفاعی مستقلی هم ساخت که طی چند دهه خطر جنگ و کودتا را کاهش داد.
این تصور که ایران یک کشور عادی است و چرا مثل دیگران سرش به کار خودش نبوده یا چرا دائم خودش را با این و آن درانداخته متأسفانه در اذهان شایع است اما با اندکی توجه به جغرافیا و مسائل راهبردی به خصوص انرژی و بازدارندگی یا با کمی اعتنا به تاریخ، به سادگی رنگ میبازد.
@daneshtalab