با پخش ویدئوی عروسی دختر شمخانی، عملاً مسئلۀ اسنپبک پررنگتر شد!
بچههای انقلاب و حزبالله ضدحمله به خائنانی چون ظریف و روحانیو، به نیکی به جا آوردن.
پن: البته که معتقدم، از حداد عادل تا شمخانی باید، برای پولهای رانتی و بادآورده، در دادگاهی سختگیر و عادل، محاکمه بشن.
اما اهم و مهم هم میفهمیم.
الحمدلله
با تمام قوا، خاک بر سر خودمان
اگر یک جا بگویند غرب اشتباه کرده ناچار میشوند بپذیرند سیاهی این سالها یکسره تقصیر «اینها / آخوندها» نبوده، پس با تمام قوا همه خاکها را بر سر خودمان میریزند.
اگر پس از مشروطه به بهانه شوستر بر کشور تاختند و میلیونها ایرانی را به کُشتن دادند، اگر در حکومت رضا به بهانه حضور آلمانیها اشغال و تا گلو در گرسنگی و بحران غرق شدیم، اگر در دولتِ مصدق به بهانه تودهایها دست به کودتا زدند و ربع قرن دیکتاتوری و غارت پیامدش آمد، اگر با شروع انقلاب به بهانه مخالفت با نظم جهانی از جنگ و ترور تا تحریم و انزوا از هیچ شرارتی فروگذار نکردند، همهاش تقصیر خودمان بوده، چون ما بهانه دادیم.
باید خاک بر سر خودمان بریزیم که نتوانستیم خودمان را با خواستههای آنها تطبیق بدهیم. درسمان را نفهمیدیم و خطِ درست را برای توسعه و تطبیق با جهان تشخیص ندادیم. حتی شاه هم که از درآمد نفت سرخوش شد و خواست سری در سرها دربیاورد مقصر بود والا (به قول خودشان) غربیها فتیله حمایت را پایین نمیکشیدند و راهِ انقلاب باز نمیشد.
پس اگر تاج حاکم بود و شکست خورد، اگر کراوات سر کار آمد و نتوانست، اگر عمامه جلودار شد و ناکام ماند، همهاش تقصیر خودمان بوده، حتی بعد از این هم که میخواهند شلوارک حاکم شود حُکم همان است: از بدعهدی و دوشیدن گرفته تا تجاوز و تجزیه هر چه پیش آید بر گردن خودمان خواهد بود. ارباب گناهکار نمیشود!
واضح و مبرهن است که: دیو لجاجت و روح بردگی از این مملکت رخت برنخواهند بست. اگر یک جا بگویند غرب اشتباه کرده ناچار میشوند بپذیرند سیاهی این سالها یکسره تقصیر «اینها / آخوندها» نبوده، پس با تمام قوا همه خاکها را بر سر خودمان میریزند.
@daneshtalab
شعار مردم: نیست و نابود باد انگلیس!
سوم آبان ۱۳۰۲ در روزهای نخست رئیس الوزرایی رضاخان تظاهرات بزرگ مردم تهران در باغ مخبرالدوله نزدیک بهارستان علیه سیاست های انگلستان برگزار شد. شعار مردم این بود: نیست و نابود باد انگلیس!
همان مرگ بر آمریکا امروز! اما چرا؟ آن زمان چرا؟
.
رضاخان دستور داده بود ناطقین تظاهرات متن سخنرانی را تحویل دهند و او شخصا تک تک متن ها را بخواند که خواند و تایید و رد کرد. با این حال نفرت مردم قابل کتمان نبود. جنایات انگلیس در بین النهرین، اهانت به علما اسلام و خسارات به مردم ایران.
.
مردم ایران در تاریخ معاصر هر لحظه فرصت یافته اند علیه سیاست استعماری انگلیس، روس تزاری، شوروی و آمریکا واکنش نشان داده اند. حال عده ای اصرار دارند ریشه این دشمنی و شعارها را پس از انقلاب اسلامی نسبت دهند. ساده سازی و سخیف شدن یک جریان همین است.
.
اینکه شعار "مرگ بر این و آن" و سیاست ایدئولوژیک باعث دشمنی علیه مردم ایران شده است. سوالی از قلب تاریخ مطرح میشود: علت شعار مردم در سال ۱۳۰۲ چه بود؟ مردم چه چیزی را از نزدیک زندگی کرده بودند!؟ شما چه چیزی را از تاریخ این مردم کتمان می کنید؟
@Politicalhistory
🎥 سفیر سابق آمریکا در عربستان:
چین در حال تبدیل شدن به مرکز علم و فناوری جهان است
🔸️چاس فریمن، سفیر سابق ایالات متحده در عربستان در گفتوگویی اعلام کرد:
🔻مرکز جهانی علم و فناوری به سوی چین در حال مهاجرت است.
🔻اروپاییها به چین میروند زیرا میتوانند بودجه و امکاناتی را در آنجا بهدست آورند که در اروپا و حتی در ایالات متحده قابل دسترسی نیست.
🔻در ایالات متحده نیز یک جریان بزرگ مهاجرت نخبگان در جریان است: دانشمندان، مهندسان، ریاضیدانان و غیره.
🔻در واقع، یک نظرسنجی نشان داد که از چهار دانشمند آمریکایی سه نفرشان یا در حال فکر کردن به مهاجرت هستند یا قبلاً به آن فکر کردهاند. زیرا باور ندارند که دولت ترامپ جز دشمنی با پژوهش و توسعه علمی کار دیگری انجام میدهد.
https://t.me/chinshenasi_ir/1188
.
🌀 اوج تعقل و تفکر در میانسالی
🧠 پژوهشی تازه در استرالیا نشان میدهد توانایی کلی ذهنی انسان در میانه عمر به بالاترین حد خود میرسد.
گروهی از روانشناسان دانشگاه استرالیای غربی با بررسی نتایج دهها مطالعه پیشین دریافتهاند که کارکردهای شناختی و روانی مغز در بازه سنی میان ۵۵ تا ۶۰ سالگی در بالاترین سطح قرار دارد.
گیلس ژینیاک، استاد روانشناسی و نویسنده این پژوهش، گفت نتایج نشان میدهد که بسیاری از افراد در این دوره از زندگی از بیشترین توان ذهنی برای حل مسائل پیچیده و ایفای نقشهای مدیریتی برخوردارند.
او افزود: «شاید وقت آن رسیده که بهجای نگاه به میانسالی بهعنوان دوران افول، آن را دوران شکوفایی ذهنی بدانیم».
پژوهشگران در این مطالعه ۱۶ ویژگی شناختی و شخصیتی از جمله حافظه، سرعت پردازش اطلاعات، هوش هیجانی، وجدان کاری، ثبات عاطفی، باز بودن ذهن و استدلال اخلاقی را بررسی کردند. به گفته ژینیاک، وقتی این دادهها در مقیاس واحدی تنظیم شدند، الگوی چشمگیری نمایان شد:
«کارکرد کلی ذهنی میان ۵۵ تا ۶۰ سالگی به اوج میرسد و سپس از حدود ۶۵ سالگی روند نزولی میگیرد».
نتایج نشان میدهد برخی ویژگیها حتی در سنین بالاتر هم رشد میکنند؛ بهطور مثال، وجدان کاری و سواد مالی تا حدود ۶۵ سالگی افزایش مییابد و ثبات عاطفی و استدلال اخلاقی میتواند تا حدود ۷۵ سالگی به اوج برسد. مقاومت در برابر تعصبات ذهنی و توانایی تصمیمگیری منطقی نیز ممکن است تا دهه هشتم زندگی ادامه یابد.
مطالعه تازه که در نشریه *Intelligence* منتشر شده، نشان میدهد افرادی که میان ۵۵ تا ۶۰ سال دارند، از نظر ذهنی برای ایفای نقشهای رهبری و مدیریتی پیچیده بسیار مناسبتر از افراد جوانتر یا بسیار مسنتر هستند.
برگرفته از https://t.me/neurosafari1
🔸〰🧠〰🫀〰🔹
@Hikmatbasedmedicine
🔸〰🧠〰🫀〰🔹
جان پرکینز در کتاب اعترافات یک جنایتکار اقتصادی مینویسد:
«ما به ظاهر بردهداری را نفی میکنیم، اما در عمل، امپراتوری جهانیمان انسانها را به شکلی فراتر از رومیها و تمامی قدرتهای استعماری پیشین، به بردگی میکشاند.»
این سخن، نه صرفاً اعتراف یک فرد یا اپوزیسیون در کشوری خاص، بلکه افشاگریایست برخاسته از دل ارکان استثمارگر آمریکا؛ اعترافی به ژرفای اعترافات آگوستین قدیس، که بنیادهای هویتی یک ماهیت استعماری را برهنه میسازد و پرده از چهرهی پنهان امپراتوری مدرنِ تحت سلطه ایالات متحده کنار میزند.
در پی فعالیتهای امپریالیستی و استعماری آمریکا، امروز با جهانی مواجهایم که در آن:
- فقر، به شکلی فراگیر و ساختاری گسترش یافته و عزتنفس انسانهای جهان پیرامونی به شدت آسیب دیده؛
- زمین، گرمتر و زیستبومها، نابود شدهاند؛
- و از همه مهمتر، انسانها از انسانیت تهی گشتهاند؛ گرفتار در چرخهای از مصرفگرایی، ازخودبیگانگی، و پوچی.
اینها تنها بخشی از زوایای پنهان عملکرد ماشین آدمخواری آمریکاست.
این واقعیتها را نمیتوان نادیده گرفت. باید اندیشید، باید پرسید:
در برابر این موجود پلید، این امپراتوری بیچهره، چه باید کرد؟
#آمریکا
#سلطه
#جان_پرکینز
#اعترافات_یک_جنایتکار_اقتصادی
@havarpress
https://t.me/havarpress/2571
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
جان پرکینز در کتاب اعترافات یک جنایتکار اقتصادی مینویسد: «ما به ظاهر بردهداری را نفی میکنیم، اما
در ادامه، پرکینز عنوان میکند:
«ما به کشورهایی نظیر اکوادور، با علم به اینکه هرگز قادر به بازپرداخت نخواهند بود، وام میدهیم؛ در واقع، ما نمیخواهیم آنها وامهایشان را پرداخت کنند، زیرا همین ناتوانی در بازپرداخت، اهرم لازم را در اختیارمان میگذارد تا در نهایت، چند سیر گوشتی را که میخواهیم از بدن قربانی ببریم.»
او سپس تشریح میکند:
«آمریکا مشکلی برای بازپرداخت این وامها ندارد، چون کشور ما پول چاپ میکند بدون پشتوانه؛ و پشتوانهی آن، اعتماد عمومی جهان به دلار آمریکاست. تا زمانی که دلار ارز رایج جهانی باشد، امپراتوری آمریکا نیز پابرجا خواهد ماند.»
این گفتار، بهروشنی اثبات میکند که نهادهای بینالمللی، بهویژه نهادهای مالی، چیزی جز ابزار سلطهی امپریالیسم بر کشورهای جنوب جهانی نیستند و تصمیمات این نهادها، اغلب چیزی جز رؤیافروشی و توهم و ویرانی به ارمغان نمی آورد ام در عمل، بر دو محور سودرسانی متمرکزند:
1. خدمت به منافع ابرشرکتهای تحت نفوذ امپریالیسم و گسترش کورپوراتیسم جهانی
2. تقویت طبقهای مزدور و الیگارشیک در کشورهای تحت سلطه، که از سیاستهای بانک جهانی منتفع میشوند، نه آحاد مردم و طبقات فرودست آن کشورها و عموما بر تثبیت و تشدید شکاف های طبقاتی می انجامد.
در نتیجه، سیاستهای این نهادها، کشور هدف را بیش از پیش در منجلاب وابستگی و تسلیم در برابر امپریالیسم فرو میبرند. آنچه به نام «توسعه» عرضه میشود، در واقع، تثبیت ساختارهای نابرابری و تعمیق شکاف میان مرکز و پیرامون است؛ و آنچه به نام «کمک» تبلیغ میشود، چیزی جز زنجیرهای نوین سلطه نیست.
#سلطه
#آمریکا
#امپریالیسم
#جان_پرکینز
@havarpress
آمریکا، با این همه علم اقتصادو... به این نتیجه رسیده برای رفع ناترازی اقتصادی، چارهای جز کشتن و دزدیدنو تهدید نداره!
ونزوئلا
هدایت شده از دانشطلب
اسلام، چپ یا راست؟
دوگانه فقه و کلام در اقتصاد اسلامی
چون اسلام پیش از دوره مدرن ظهور کرده متن آن آماده تفسیر به هر دو گرایش چپ و راست است. مثل ماده خامی که میتوان به هر شکلی درآورد. در واقعیت نیز از چپ رادیکال تا راست افراطی توانستهاند برداشتهای خودشان را با قرآن و حدیث تطبیق بدهند. بنابراین قبل از استشهاد به متون، به یک دیدگاه کلی نیاز داریم تا نشان بدهد روح کلی اسلام به کدام سو مایل است و اگر در دوره جدید نازل میشد با کدام گرایش اقتصادی همساز بود. از این رهگذر میتوانیم تطبیقهای دینی را از منظر کلان یا با نظر به جهتگیریها نقد کنیم.
چکیده بحث این است که در مذهب شیعه اگر رویکرد کلامی داشته باشیم عدالت (چپگرایی) پررنگ میشود و اگر فقه سنتی را ملاک بگیریم آزادی (راستگرایی) چیرگی پیدا میکند. انقلاب اسلامی در حرکتی فرارونده از فقه به کلام رخ داد و منظور از کلام اینجا نه الهیات به معنای خاص، بلکه بحثهایی است که پیرامون «تکلیف دین بر بشر» یا برعکس «انتظار بشر از دین» صورت میگیرد. این بحثها در دوره مدرن بالاگرفت و به خصوص از آن باب که مسلمانها دچار ضعف و موضوع سلطه بیگانهها شدند صورتهای حاد سیاسی پیدا کرد.
هشدار مهم این است که دوره سنت را نباید ملاک بگیریم. «سنت» واقعیتهای تاریخیِ پس از خلافت امیرالمومنین است یعنی سلطنتهایی که با میراث ایرانی و رومی آمیخته شدند و شریعت در آنها اولویت نداشت. در آن دوره، دینِ سنتی نتوانست دربارها را از جور و استبداد، زمینداران را از بهرهکشی، مالکان را از استثمار و رباخواران را از غارت بازدارد. فقهی که در چنان فضایی رشد کرده طبیعتا نامتوازن است (عبادات و معاملات در آن پروار اما بحثهای اجتماعی و حکومتی نحیفاند) پس قوای قابل اعتنایی برای خروج از سنت ندارد.
در مواجهه با استعمار، نیروی توده آزاد شد و امکانهای جدیدی برای پیادهسازی احکام به دست آمد. در ایران این نیرو اولین بار در تنباکو جوشید و مردم در سپهر عمومی خودنمایی کردند. فقه چند دهه پس از ناکامی در جهاد با روسیه بار دیگر خودش را محک زد، در تنباکو به مسئلهای کلان (سلطه انگلیس) پاسخی اجتماعی داد و این بار موفق شد. از همین نقطه عزیمت، آشکار آمد که هر نظری درباره اقتصاد، مثل آزادی معاملات، در پیوند با سیاست و روابط بینالملل قرار میگیرد و همه ذیل بحث از جامعه و حکومت دینی معنی پیدا میکند. این ارجاع به همان رویکرد کلامی یا انتظار بشر از دین است.
از تنباکو به بعد «استقلال» در صدر نشست و نخ تسبیحی شد تا تحولات بعدی را به هم مرتبط کند. در هر چهار جنبش بزرگ ایران (تنباکو، مشروطه، نفت و انقلاب) فصل مشترک و لحظه آغاز، همآوردی با سلطه و وابستگی با اتکا بر هویت دینی بوده. نیروی اصلی در هر چهار مورد از طبقه متوسط دینمدار (روحانیت و بازار) برآمد و رهبری توده را بر عهده گرفت. حتی در نفت که بیهوده محل بحث و نزاع شده آشکار بود که طیف مذهبی در قیام سی تیر مصدق را به قدرت بازگرداند اما در ۳۲ پا پس کشید. به عبارتی، شاهِ شیعه را به جمهوری سکولار ترجیح داد و دولت سقوط کرد.
در انقلاب اسلامی نیز «وابستگی» و «فرودستی» به عریانترین شکل ممکن عامل خروش مذهبیها از دهه ۴۰ بود. پس نهادی که از چنان نهضتی برآمده (جمهوری اسلامی) برای حفظ ماهیتش باید بحثهای مرتبط را در اولویت بگذارد. اگر پرچمداری تغییر کند و به میراث فقهی بازگردیم به فروکاست در ماهیت یا تنزل در مدعا دچار شدهایم. این روند قهقرایی هر چقدر با شعار و سخنرانی تزیین شود سرانجام انقلاب را در خودش حل میکند. به معنای صریحتر که در سالهای اخیر ملموس شده: با استحاله انقلاب ذیل ادعاهای انقلابی مواجه میشویم.
ادامه دارد
@daneshtalab
هدایت شده از دانشطلب
ادامه از قبل:
هر پاسخی در اقتصاد اولا باید متوجه توده باشد که در برابر استعمار ایستاد و امکان خروج فقه از سنت را فراهم آورد. ثانیا مهمترین غایتی که به آن میاندیشد استقلال باشد نه شعارهای متفاوت (آزادی، توسعه، رفاه). پاسخهای دیگر به معنای خروج از میراث معاصر و اقدام برای پاره کردن نخ تسبیحاند. همه در نظر آزاد هستند اما لوازم سخنشان را باید بپذیرند. مثلا دینمدارهایی که نظام را به جنبش هویتی پیوند میزنند و تنباکو را به درستی آغاز تاریخ معاصر میدانند نمیتوانند در اقتصاد، آزادی و بازارگرایی را سرلوحه قرار بدهند.
سه نکته یاد شده را مرور کنیم: ۱- فقه در دوره سنت پاسخهای کلان نداشت، ۲- نیروی توده امکان فراروی از فقه به کلام را فراهم آورد، ۳- فقه استقلال را در صدر نشاند و سایر پاسخها در نسبت با آن سنجیده میشوند. حال فقهی که متکی به نیروی توده باشد و استقلال مهمترین نگرانیاش به چه الگویی در اقتصاد میرسد: چپ و عدالتخواهانه؟ یا راست و سرمایهدارانه؟ آنها که به بحثهای معاملات در فقه فرار میکنند یا دستوراتِ اقتصاد لیبرال را گزینه ناگزیر جا میزنند از نگاه تاریخی و کلان عاجز هستند، از قبل همه امکانها در اقتصاد را به بیعملی تقلیل دادهاند.
روابط کار پس از انقلاب صنعتی تغییر کرده و بازار دیگر بازار پیشامدرن نیست. یکی گرفتن شرایط با شیوه سلف (استنباط ظاهری از برخی احادیث) لاجرم افتادن به تله قیاس خواهد بود که بین اصولیان شیعه نکوهیده شده. سرمایهداری اساسا پدیده جدیدی است و باید به عنوان امر مستحدث پاسخ بگیرد. از طرفی چون آثار کلان دارد ابتدا باید با ملاکهای کلان در فقه (نفی سلطه، اصل لاضرر، حرمت ربا و اکل مال بالباطل، نفی تداول و کنز و اتراف و اسراف و...) سنجیده شود. این حرامهای اجتماعی همه در سرمایهداری مجازند و هدف برتر (سود و رفاه) توجیهشان میکند.
@daneshtalab
من خیلی وقتها که اسم شاهد ۱۳۶ میآید، بغض میکنم؛ هوش ایرانیان، به لطف خدا، بهوضوح از فناوریهای خیرهکنندۀ شرق و غرب عالم، جلو زد و همه، جلوی این غول مهیبِ کوچک، زانو زدند. ما میتوانیم و دنبال راه جدید بودن، اینطور ثمر میدهد: