سنگر ✊ | جواد محمدنیا
جان پرکینز در کتاب اعترافات یک جنایتکار اقتصادی مینویسد: «ما به ظاهر بردهداری را نفی میکنیم، اما
در ادامه، پرکینز عنوان میکند:
«ما به کشورهایی نظیر اکوادور، با علم به اینکه هرگز قادر به بازپرداخت نخواهند بود، وام میدهیم؛ در واقع، ما نمیخواهیم آنها وامهایشان را پرداخت کنند، زیرا همین ناتوانی در بازپرداخت، اهرم لازم را در اختیارمان میگذارد تا در نهایت، چند سیر گوشتی را که میخواهیم از بدن قربانی ببریم.»
او سپس تشریح میکند:
«آمریکا مشکلی برای بازپرداخت این وامها ندارد، چون کشور ما پول چاپ میکند بدون پشتوانه؛ و پشتوانهی آن، اعتماد عمومی جهان به دلار آمریکاست. تا زمانی که دلار ارز رایج جهانی باشد، امپراتوری آمریکا نیز پابرجا خواهد ماند.»
این گفتار، بهروشنی اثبات میکند که نهادهای بینالمللی، بهویژه نهادهای مالی، چیزی جز ابزار سلطهی امپریالیسم بر کشورهای جنوب جهانی نیستند و تصمیمات این نهادها، اغلب چیزی جز رؤیافروشی و توهم و ویرانی به ارمغان نمی آورد ام در عمل، بر دو محور سودرسانی متمرکزند:
1. خدمت به منافع ابرشرکتهای تحت نفوذ امپریالیسم و گسترش کورپوراتیسم جهانی
2. تقویت طبقهای مزدور و الیگارشیک در کشورهای تحت سلطه، که از سیاستهای بانک جهانی منتفع میشوند، نه آحاد مردم و طبقات فرودست آن کشورها و عموما بر تثبیت و تشدید شکاف های طبقاتی می انجامد.
در نتیجه، سیاستهای این نهادها، کشور هدف را بیش از پیش در منجلاب وابستگی و تسلیم در برابر امپریالیسم فرو میبرند. آنچه به نام «توسعه» عرضه میشود، در واقع، تثبیت ساختارهای نابرابری و تعمیق شکاف میان مرکز و پیرامون است؛ و آنچه به نام «کمک» تبلیغ میشود، چیزی جز زنجیرهای نوین سلطه نیست.
#سلطه
#آمریکا
#امپریالیسم
#جان_پرکینز
@havarpress
آمریکا، با این همه علم اقتصادو... به این نتیجه رسیده برای رفع ناترازی اقتصادی، چارهای جز کشتن و دزدیدنو تهدید نداره!
ونزوئلا
هدایت شده از دانشطلب
اسلام، چپ یا راست؟
دوگانه فقه و کلام در اقتصاد اسلامی
چون اسلام پیش از دوره مدرن ظهور کرده متن آن آماده تفسیر به هر دو گرایش چپ و راست است. مثل ماده خامی که میتوان به هر شکلی درآورد. در واقعیت نیز از چپ رادیکال تا راست افراطی توانستهاند برداشتهای خودشان را با قرآن و حدیث تطبیق بدهند. بنابراین قبل از استشهاد به متون، به یک دیدگاه کلی نیاز داریم تا نشان بدهد روح کلی اسلام به کدام سو مایل است و اگر در دوره جدید نازل میشد با کدام گرایش اقتصادی همساز بود. از این رهگذر میتوانیم تطبیقهای دینی را از منظر کلان یا با نظر به جهتگیریها نقد کنیم.
چکیده بحث این است که در مذهب شیعه اگر رویکرد کلامی داشته باشیم عدالت (چپگرایی) پررنگ میشود و اگر فقه سنتی را ملاک بگیریم آزادی (راستگرایی) چیرگی پیدا میکند. انقلاب اسلامی در حرکتی فرارونده از فقه به کلام رخ داد و منظور از کلام اینجا نه الهیات به معنای خاص، بلکه بحثهایی است که پیرامون «تکلیف دین بر بشر» یا برعکس «انتظار بشر از دین» صورت میگیرد. این بحثها در دوره مدرن بالاگرفت و به خصوص از آن باب که مسلمانها دچار ضعف و موضوع سلطه بیگانهها شدند صورتهای حاد سیاسی پیدا کرد.
هشدار مهم این است که دوره سنت را نباید ملاک بگیریم. «سنت» واقعیتهای تاریخیِ پس از خلافت امیرالمومنین است یعنی سلطنتهایی که با میراث ایرانی و رومی آمیخته شدند و شریعت در آنها اولویت نداشت. در آن دوره، دینِ سنتی نتوانست دربارها را از جور و استبداد، زمینداران را از بهرهکشی، مالکان را از استثمار و رباخواران را از غارت بازدارد. فقهی که در چنان فضایی رشد کرده طبیعتا نامتوازن است (عبادات و معاملات در آن پروار اما بحثهای اجتماعی و حکومتی نحیفاند) پس قوای قابل اعتنایی برای خروج از سنت ندارد.
در مواجهه با استعمار، نیروی توده آزاد شد و امکانهای جدیدی برای پیادهسازی احکام به دست آمد. در ایران این نیرو اولین بار در تنباکو جوشید و مردم در سپهر عمومی خودنمایی کردند. فقه چند دهه پس از ناکامی در جهاد با روسیه بار دیگر خودش را محک زد، در تنباکو به مسئلهای کلان (سلطه انگلیس) پاسخی اجتماعی داد و این بار موفق شد. از همین نقطه عزیمت، آشکار آمد که هر نظری درباره اقتصاد، مثل آزادی معاملات، در پیوند با سیاست و روابط بینالملل قرار میگیرد و همه ذیل بحث از جامعه و حکومت دینی معنی پیدا میکند. این ارجاع به همان رویکرد کلامی یا انتظار بشر از دین است.
از تنباکو به بعد «استقلال» در صدر نشست و نخ تسبیحی شد تا تحولات بعدی را به هم مرتبط کند. در هر چهار جنبش بزرگ ایران (تنباکو، مشروطه، نفت و انقلاب) فصل مشترک و لحظه آغاز، همآوردی با سلطه و وابستگی با اتکا بر هویت دینی بوده. نیروی اصلی در هر چهار مورد از طبقه متوسط دینمدار (روحانیت و بازار) برآمد و رهبری توده را بر عهده گرفت. حتی در نفت که بیهوده محل بحث و نزاع شده آشکار بود که طیف مذهبی در قیام سی تیر مصدق را به قدرت بازگرداند اما در ۳۲ پا پس کشید. به عبارتی، شاهِ شیعه را به جمهوری سکولار ترجیح داد و دولت سقوط کرد.
در انقلاب اسلامی نیز «وابستگی» و «فرودستی» به عریانترین شکل ممکن عامل خروش مذهبیها از دهه ۴۰ بود. پس نهادی که از چنان نهضتی برآمده (جمهوری اسلامی) برای حفظ ماهیتش باید بحثهای مرتبط را در اولویت بگذارد. اگر پرچمداری تغییر کند و به میراث فقهی بازگردیم به فروکاست در ماهیت یا تنزل در مدعا دچار شدهایم. این روند قهقرایی هر چقدر با شعار و سخنرانی تزیین شود سرانجام انقلاب را در خودش حل میکند. به معنای صریحتر که در سالهای اخیر ملموس شده: با استحاله انقلاب ذیل ادعاهای انقلابی مواجه میشویم.
ادامه دارد
@daneshtalab
هدایت شده از دانشطلب
ادامه از قبل:
هر پاسخی در اقتصاد اولا باید متوجه توده باشد که در برابر استعمار ایستاد و امکان خروج فقه از سنت را فراهم آورد. ثانیا مهمترین غایتی که به آن میاندیشد استقلال باشد نه شعارهای متفاوت (آزادی، توسعه، رفاه). پاسخهای دیگر به معنای خروج از میراث معاصر و اقدام برای پاره کردن نخ تسبیحاند. همه در نظر آزاد هستند اما لوازم سخنشان را باید بپذیرند. مثلا دینمدارهایی که نظام را به جنبش هویتی پیوند میزنند و تنباکو را به درستی آغاز تاریخ معاصر میدانند نمیتوانند در اقتصاد، آزادی و بازارگرایی را سرلوحه قرار بدهند.
سه نکته یاد شده را مرور کنیم: ۱- فقه در دوره سنت پاسخهای کلان نداشت، ۲- نیروی توده امکان فراروی از فقه به کلام را فراهم آورد، ۳- فقه استقلال را در صدر نشاند و سایر پاسخها در نسبت با آن سنجیده میشوند. حال فقهی که متکی به نیروی توده باشد و استقلال مهمترین نگرانیاش به چه الگویی در اقتصاد میرسد: چپ و عدالتخواهانه؟ یا راست و سرمایهدارانه؟ آنها که به بحثهای معاملات در فقه فرار میکنند یا دستوراتِ اقتصاد لیبرال را گزینه ناگزیر جا میزنند از نگاه تاریخی و کلان عاجز هستند، از قبل همه امکانها در اقتصاد را به بیعملی تقلیل دادهاند.
روابط کار پس از انقلاب صنعتی تغییر کرده و بازار دیگر بازار پیشامدرن نیست. یکی گرفتن شرایط با شیوه سلف (استنباط ظاهری از برخی احادیث) لاجرم افتادن به تله قیاس خواهد بود که بین اصولیان شیعه نکوهیده شده. سرمایهداری اساسا پدیده جدیدی است و باید به عنوان امر مستحدث پاسخ بگیرد. از طرفی چون آثار کلان دارد ابتدا باید با ملاکهای کلان در فقه (نفی سلطه، اصل لاضرر، حرمت ربا و اکل مال بالباطل، نفی تداول و کنز و اتراف و اسراف و...) سنجیده شود. این حرامهای اجتماعی همه در سرمایهداری مجازند و هدف برتر (سود و رفاه) توجیهشان میکند.
@daneshtalab
من خیلی وقتها که اسم شاهد ۱۳۶ میآید، بغض میکنم؛ هوش ایرانیان، به لطف خدا، بهوضوح از فناوریهای خیرهکنندۀ شرق و غرب عالم، جلو زد و همه، جلوی این غول مهیبِ کوچک، زانو زدند. ما میتوانیم و دنبال راه جدید بودن، اینطور ثمر میدهد:
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
من خیلی وقتها که اسم شاهد ۱۳۶ میآید، بغض میکنم؛ هوش ایرانیان، به لطف خدا، بهوضوح از فناوریهای
پرندگان ایرانی، بر فراز منطقهی خاکستری
مقالهای از پریسا نصرآبادی
اول. حدود چهار هفتهی پیش (۲۴ سپتامبر) «والاستریت ژورنال» گزارشی منتشر کرد که نشان میداد ارتشهای کشورهای مختلف جهان، از جمله کشورهای غربی، اکنون فعالانه در تلاش برای شبیهسازی پهپاد پیشرفته ایرانی شاهد-۱۳۶ هستند:
«پهپادهای ایرانی دارای ظرفیت بالای اشباع سامانههای دفاع هوایی پیشرفته، دقیق، ارزان، دوربُرد، مرگبار، رادارگریز و غیرقابل رهگیری هستند و از این رو به یکی از بزرگترین تهدیدها برای امنیت نظامی در جهان تبدیل شده است.»
به گفتهی والاستریت ژورنال، شرکتهایی در آمریکا، فرانسه، بریتانیا و حتی چین، در رقابتی تمامعیار نمونههایی از این پهپاد را بر اساس طراحی ایرانی توسعه میدهند. سازندگانی مانند SpektreWorks با پهپاد LUCAS و کمپانی هوافضای گریفن با پهپاد Arrowhead UAS نشان دادند که طراحی ایرانی پارامترهای جنگ مدرن را بازتعریف کرده است.
مجتمعهای نظامی-صنعتی غربی که زمانی بر بازار جهانی تسلیحات سلطه داشتند، اکنون به سمت تسلیحات کمهزینه و دوربرد مشابه سوق یافته و نمونههایی با شباهت خیرهکننده به شاهد ایرانی را در رویداد وزارت جنگ آمریکا به نمایش گذاشتند. اما نیروی کار و مواد گرانقیمت برای سازندگان در غرب مشکلساز است و این امر موجب شده که عملاً از قافله عقب بمانند.
استفادهی روسیه از پهپادهای شاهد در جنگ با ناتو در زمین اوکراین، به وضوح نشان داد که بلوک ناتو، نمیتواند فقط بر موشکهای گران و با فرایند تولیدی زمانبر تکیه داشته باشد؛ آن هم در شرایطی که هزینه تولید هر فروند نسخهی بومی پهپادهای شاهد که در روسیه تولید میشود، بین ۳۵ تا ۶۰ هزار دلار است.
والاستریت ژورنال اذعان میکند که پهپاد ایرانی، منجر به انقلابی در نبردهای هوایی شده است. پهپاد شاهد که زمانی از سوی غرب دستکم گرفته میشد، اکنون به الگویی برای توسعه تسلیحات آینده و مزیت نسبی قابل توجه ایران تبدیل شده و این گواه پیشرفت فناورانه ایران علیرغم تحریمها و فشارهای بینالمللی است.
ادامه این مقاله را در سایت جدال بخوانید:
https://jedaal.tv/a/12738
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
پرندگان ایرانی، بر فراز منطقهی خاکستری مقالهای از پریسا نصرآبادی اول. حدود چهار هفتهی پیش (۲۴ سپ
باتوجهبه فناوری سادۀ این فناوری، این پروژه بیشتر حاصل علوم انسانیاست یا علوم مهندسی؟
هدایت شده از خط انرژی
8.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 چین ابتدا بمب اتم ساخت، بعد با آمریکا مذاکره کرد
🔹یوسف عزیزی: آقای الیت ایبرامز که در دوره اول ترامپ، نماینده ویژه دولت در امور ونزوئلا و ایران بود و به شدت هم تند بود و میگفت باید حمله کنیم و نابود کنیم و این حرفها.
🔹ایشان اخیرا در یک مناظرهای گفته اگر ایران به سمت بازدارندگی اتمی برود کاملا منطقی است. آمریکا ۲ بار چین را به حمله اتمی تهدید میکند، اما چه زمانی کسینجر با چینیها مخفیانه دیدار و سپس مذاکره میکند؟ زمانی که چین بمب اتم میسازد.
@khate_energy
📽سینمای تارانتینو: فرهنگ خشونتمحور آمریکایی
فیلمهای کوئنتین #تارانتینو، بهویژه آثاری چون «سگهای انباری»، «بیل را بکش» و «حرامزادههای لعنتی»، فراتر از سرگرمی، به آینهای برای نقد فرهنگ آمریکایی تبدیل شدهاند. نمایش مصرف خشونت که خلاق را نادیده میگیرد و پیروزی را به هر قیمتی ستایش میکند.
در این فیلمها، خشونت یک ابزار سرگرمکننده است. کشتار هنرمندانه در «بیل را بکش» یا شکنجههای بیرحمانه در «سگهای انباری»، بدون توجه به بار اخلاقی، به نمایشی جذاب برای تماشاگر تبدیل میشود. این رویکرد، نمادی از فرهنگی است که خشونت را از پیامدهایش جدا کرده و آن را به یک محصول قابل مصرف بدل میکند.
مفهوم «پیروزی به هر قیمت» نیز ستون اصلی این آثار است. گروه «حرامزادههای لعنتی» با روشهایی به همان وحشیگری نازیها، دشمنانشان را از بین میبرند و مخاطب آنها را تشویق میکند. این امر بازتابی از یک ذهنیت فرهنگی است که در آن، حق با فرد پیروز و غالب است، نه فردی که به اصول انسانی پایبند مانده.
در نهایت، سینمای تارانتینو نشان میدهد که چگونه در یک فرهنگ قدرتمحور، رحم و اخلاق مفاهیمی بیاهمیت میشوند و تنها چیزی که اهمیت دارد، غلبه بر دیگری و لذت بردن از این پیروزی است.
https://t.me/gozarazzemestan/225
9.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بلاگر مشهور: علیرغم اینکه هیچ کس در خانوادهام اهل نماز نبود، من یک رکعت نماز هم قضا ندارم. همین نماز مرا نجات داد
❗️ روحانی محل تاثیر بسیاری داشت.
@HozeTwit
پن: فهم من از اینکه نماز از فحشا و منکر جلوگیری میکنه، همچین چیزی است.