سگگردانی و انگاره فلج شدن نظام
نه شهرداریها نه نیروی انتظامی هیچ اقدام موثری برای مبارزه با سگگردانی انجام ندادند و طی چند سال تلقی «فلج شدن نظام» را در جامعه منتشر کردند. به دست خودشان این ذهنیت را جا انداختند که اینها ترسیدهاند و به خاطر نگرانی از اعتراض و شورش نمیتوانند هیچ برخوردِ منطقی داشته باشند، حتی جایی که حقوق عمومِ مردم ضایع شده و اکثریت قاطعانه مخالف هستند.
بعد از سالها بیعملی فقط حرفش آمد که باید فکری به حال این اوضاع کرد اما پس از جنگ ۱۲ روزه همان هم چماق شد. امثال غنینژاد، لیلاز، فلاحتپیشه و... از در سرزنش درآمدند که حکومت به جای نفوذیها دنبال برخورد با سگگردانی بود. طرفداران رهاسازیِ افراطی، در امور اجتماعی هم مطابق آرمانشان، آزادی حداکثری را سرلوحه قرار میدهند، اما طیف سنتی هنوز پیوستگی را نفهمیده.
در این دیدگاه، حقوق عامه مهم نیست و عدالت به زبالهدان میرود. تنها آزادیِ برخوردارها با ارزشهای دلبخواهی وزن میگیرد که از حدود غربی هم فراتر رفته. خانوادهها و کودکان، محیطِ آرامش و تفریح را در پارکها از دست دادهاند و همه شهروندان میبینند بهداشت و امنیت با فضولات و ولگردی سگها از بین رفته اما برای سیاستبازها و جنگآوران رسانهای، این چیزها از شوخی فراتر نمیرود.
فرض کنید یک باند سارق سگهای قیمتی را بدزدند و بفروشند. آیا همان طیفِ اصلاحطلب و طرفدارِ الیگارشی با رسانههایشان فریاد نمیکشند که چرا با دزدی برخورد نمیکنید؟ چه واکنشی خواهند داشت اگر مقام قضایی بگوید: «ما باید دنبال نفوذ باشیم که به همان هم نمیرسیم، بعد شما توقع دارید بیافتم دنبال کسانی که سگ میدزدند و در اینترنت میفروشند یا میبرند ترکیه»؟
قطعا فریاد خواهند زد که اولویت، رضایت مردم و امنیت عمومی است، یعنی همان چیزهایی که در سگگردانی ضایع شده و نظام کاری دربارهاش نکرده. به معنای واقعی عربده خواهند کشید که چرا میگذارید جای وحدت را نارضایتی بگیرد؟ چرا با ترکِ فعل و بیعرضگی شقاق را جایگزین وفاق میکنید؟ به وضوح تمام، به جای اکثریت به طبقه مرفه، بیحجابها، سگگردانها و... ارزش میدهند.
سرزنشگری این سکولارها کودکانه است و ماهیتی جز سوء استفاده و فرصتطلبی ندارد. با همان منطق میشود گفت چرا به جای نفوذی و ریزپرنده دنبال حشیش و الکل میگردید؟ چرا پلیس وقتش را برای برخورد با مزاحمتهای خیابانی هدر میدهد؟ در سادهترین شکل ممکن، اولویتِ جنگ را به معنای بیاهمیت شدن باقی مسائل میگیرند، پیروزیشان هم در همین عوامگرایی است.
اخیرا ظریف با این جمله که «موشک مهم است اما مردم مهمترند» پوپولیسم و عقلستیزی را به اوج رساند و از سایر همگنان جلو زد. هیچ کس نمیتواند مثل او اینقدر ساده مسائل مهم را در برابر هم قرار بدهد یا با چهره طلبکار ضدمردمیترین سخنان را به زبان بیاورد. نظام اگر توان عمل و تأثیر را از دست داد بخشی از آن به خاطر ترکتازی همین خادمانِ الیگاشی در رسانهها و ساختارش بود.
@daneshtalab
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
خداوند بهدرستی در سوره یوسف، آیه ۱۱۱ میفرماید:
«لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ، ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ، وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ، وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ»
"بهراستی در سرگذشت آنان برای خردمندان عبرتی است. این سخن، افسانهای ساختگی نیست، بلکه تصدیقکننده کتابهای پیشین، و روشنگر همه چیز، و مایه هدایت و رحمت برای گروهی است که ایمان میآورند."
از اینرو، تاریخ و رخدادهای آن میتواند درسی بینظیر برای ما باشد اما باز نمیدانم چگونه برخی، که بلاهت و بیخردی سراسر وجودشان را فرا گرفته، بازیچه افکار شیطانی و مطامع قدرتهای امپریالیستی میشوند؛ قدرتهایی که تمام تصمیماتشان در راستای غارت منابع کشورهای فرودست است و کوچکترین ارزشی برای جان و زندگی مردمان آن کشورها قائل نیستند.
بنگرید و عبرت بگیرید:
لیبی، بزرگترین اقتصاد آفریقا، چگونه به چنین روزی افتاده است؟
#سودان، که رسانههای فارسیزبانِ مزدور، انقلاب و آزادیاش را در بوق و کرنا کردند، امروز گرفتار نسلکشی است؛ مردمی از یک نژاد، اما در راستای منافع بیگانگان، یکدیگر را سلاخی میکنند.
سوریه، با آن شکوه دهه هفتاد، اکنون تجزیهشده و مفلوک، درگیر جنگی داخلی و بیپایان است.
به خدا قسم، آمریکا و اسرائیل دوست ایران و هیچ کشور دیگری نیستند که بخواهند ملتی را از ظلم و ستم آزاد کنند. اگر قرار بر اصلاحی باشد، باید از درون مردم بجوشد؛ باید مردم بخواهند و خود بسازند، نه آنکه عدهای رویافروشِ مزدور، با شعار آزادی، فلاکت را به بار آورند.
قومی که از تاریخ عبرت نگیرد، محکوم به نابودی است.
#ایران
#سودان
#امپریالیسم
@havarpress
امارات همان
اسرائیل
است
🎯 به جامعۀ پساسواد خوش آمدید
— دیگر لازم نیست کتابی ممنوع شود، چون اصلا کسی به خواندن علاقه ندارد
🔴 بزرگترین انقلاب تاریخ بشر در میانۀ قرن هجدهم اتفاق افتاد، بدون آنکه خونی ریخته شود، پادشاهی گردنش را از دست بدهد، یا گلولهای شلیک شود. انقلابی آرام، اما با نتایجی حیرتانگیز: انقلابِ خواندن. از اختراع چاپ حدود دویستسال میگذشت و در تمام این مدت، خواندن عمدتاً فعالیتی نخبگانی بود. اما در قرن هجدهم با افزایش سواد عمومی و گسترش کتابها و مطبوعات، ناگهان به نظر میرسید همه مشغول خواندن شدهاند. پیر و جوان، زن و مرد، و فقیر و ثروتمند هر چه به دستشان میرسید، میخواندند. خواندن را به «تب»، «دیوانگی» یا «اپیدمی» تشبیه میکردند.
🔴 انقلاب مطالعه باعث دموکراتیزهشدن بیسابقۀ اطلاعات شد، اما از آن مهمتر، شیوۀ تفکر عمومی را تغییر داد. خواندن باعث همهگیری تفکر استدلالی، تمرکز و ژرفاندیشی و گسترش جهانبینیهای منسجم شد.
🔴 اما اکنون ضدانقلاب به پیروزی رسیده است. مطالعات بیشماری سقوطِ آزادِ عادت مطالعه در میان مردم را مستند کردهاند. طی بیستسال، خواندن برای لذت در آمریکا، چهلدرصد کاهش پیدا کرده. در بریتانیا یکسوم بزرگسالان مطالعه را بهکلی کنار گذاشتهاند. مطالعه در کودکان به شکلی «ناامیدکننده و شوکآور» کم شده است. صنعت نشر در بحران است و به قول الکساندر لارمن، نویسنده و ناشر آمریکایی، کتابی که قبلاً صدها هزار نسخه میفروخت، امروز اگر چندهزار نسخه بفروشد، خوششانس بوده است.
🔴 گزارش سازمان همکاری و توسعۀ اقتصادی (OECD) در اواخر ۲۰۲۴ نشان میدهد سطح سواد در اکثر کشورهای توسعهیافته «در حال کاهش یا رکود» است. آمارهای مربوط به بحران سواد، چنان است که پیش از این، فقط در جنگها یا فروپاشیهای اجتماعی دیده شده بود. استادان دانشگاه در بهترین دانشگاههای جهان احساس میکنند «اکثر دانشجویان عملاً بیسواد هستند». حتی تستهای IQ که -علیرغم همۀ انتقادهایی که دربارۀ آنها مطرح است- در طول قرن بیستم دائماً در حال افزایش بودند، حالا در جای جای دنیا مسیری معکوس در پیش گرفتهاند.
🔴 چه اتفاقی افتاده است؟ جیمز ماریوت، روزنامهنگار و جامعهشناس بریتانیایی، میگوید: «ما در بامداد جامعۀ پساسواد قرار داریم». دلیل آن را ممکن است اینترنت، شبکههای اجتماعی، افول سرمایهداری، بحرانهای سیاسی، یا هر چیز دیگری بدانیم، اما در نتیجه تردیدی وجود ندارد: کنارگذاشتن خواندن، یک فرایند عظیم «تخلیۀ فرهنگی» است. با افول اندیشۀ استدلالی و تفکر انتقادی «تجربۀ غنی انسانیت در حال فقیرشدن است» و پیامدهای این اتفاق، از سیاست تا فرهنگ، از مدرسه تا خیابان، مشهود است.
🔴 اریک هاولوک، متخصص یونان باستان، مینویسد: ظهور سواد در یونان مقدمۀ پیدایش فلسفه بود و فلسفه بنیاد تمدن بود. پس به صورت خلاصه میتوانیم بگوییم: افول جهانی سواد در واقع به معنی افول تمدن است.
🔴 اگر جهان ما در حال حاضر ناپایدار به نظر میرسد، به این دلیل است که زیربناهای فکری ما در حال فروپاشی هستند. جهان نمایشگرها جای جهان چاپ را گرفته است و این جهان بسیار پرتلاطم، احساسیتر، خشمگینتر، آشوبناکتر جهان قبلی است. والتر اونگ، نویسندۀ آمریکایی، میگوید: نوشتن فکر را سرد و عقلانی میکند، اما اگر بخواهید حرفتان را در یک ویدیوی تیکتاک ارائه دهید، باید از معیارهای نوشتۀ منطقی دست بکشید. فریاد بزنید، گریه کنید یا مخاطب را با جذابیت ظاهریتان تحت تأثیر قرار دهید. موفق باشید، اما این کارها ربطی به فکر ندارد.
📌 آنچه خواندید مروری است بر مطلب (The dawn of the post-literate society) نوشتۀ جیمز ماریوت که در تاریخ ۱۹ سپتامبر ۲۰۲۵ در صفحۀ سابستک او با نام (caltural capital) منتشر شده است.
https://t.me/tarjomaanweb/16467
🔻عاقبت با طناب پوسیده غرب به چاه رفتن؛ "از گفتنش متنفریم، اما..."
🔹۸ آبان ۱۴۰۴ | ترامپ: دیدار با شی، فوقالعاده بود؛ بگذارید روسیه و اوکراین بجنگند.
🔹۸ آبان ۱۴۰۴ | هفتهنامه اقتصادیانگلیسی اکونومیست:
👈 پول اوکراین، تا ۳ ماه دیگر، تمام و به سرعت، به لبه پرتگاه، نزدیک میشود؛ اوکراین، با بحران شدید نقدینگی مواجه است و اگر شرکای اروپایی راهی برای تامین پول پیدا نکنند، دولت زلنسکی تا فوریۀ ۲۰۲۶ هیچ پولی نخواهد داشت؛
👈 فقط در سال جاری، هزینههای عملیات نظامی به ۱۰۰ تا ۱۱۰ میلیارد دلار خواهد رسید که مبلغی بیسابقه و معادل نیمی از تولید ناخالص داخلی اوکراین است؛ رئیسجمهور آمریکا نیز، حمایت مالی آمریکا از اوکراین را قطع کرده؛ امیدها برای آتشبس نیز، رنگ باخته.
🔹۶ آبان ۱۴۰۴ | نشریه انگلیسی تایمز:
👈 از گفتنش متنفریم، اما اوکراین، تا بهار دوام نخواهد آورد؛ علیرغم ادعاهای مقامات اروپایی، پول یا ارادهای برای ادامه جنگ اوکراین با روسیه از سوی غربیها وجود ندارد.
🔸۱۷ تیر ۱۴۰۴ | مجله آمریکایی فارینپالیسی: میگویند، این درس خوبی برای تمام کسانی است که آمریکا را دوست خود تصور میکنند.
@maktubat_yad
هدایت شده از محمد فنائی اشکوری
39.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رویکرد به مذهب اگر عقلانی نباشد سر از خرافات در می آورد، در هر جایی به شکلی، در جایی زیر پای گاو رفتن در جای دیگر همچون سگ عوعو کردن.
از جمله اشتباهات سیاست خارجی پهلوی ها قرارداد 1975 است. در ظاهر این قرار داد باعث میشد که عراق حق ایران برای اروند رود را به رسمیت شناخته و دیگر دعوی ارضی در برابر ایران نداشته باشد اما مشکل اینجاست که این قرارداد عراق را از شر جنگ کردی نجات داد. جنگی که سالها عراق را درگیری خودش کرده و عامل مهمی در تضعیف آن کشور بود. عراق در قرار داد الجزایر در ازای پایان یافتن حمایت ایران از کردها حق ایران بر اروند رود را به رسمیت شناخت یعنی عامل تضعیف دائمی اش را صرفا با یک تقیه از بین برد و همین باعث شد در سالهای پس از 1975 عراق بتواند ارتش خودش را بزرگتر کرده و به اصطلاح نفسی چاق کند. بعد از انقلاب این عراق نیرومند شده با وجود اینکه چند سال قبل ظاهرا به تمامی مسائل ارضی خودش و ایران پایان داده بود یک لشکر کشی تمام عیار به ایران _که بواسطه ی انقلاب ضعیف شده بود_ کرد. درسی که در اینجا نهفته است این است؛ تمایلات کشورها بواسطه ی قراردادها محدود نمی شود بلکه بواسطه ی قدرت محدود می شود. اگر ایران در 1975 زیربار توافق با عراق نرفته و همچنان کردستان عراق را همچون کاردی بر پهلوی عراق نگه می داشت و به تظاهر عراق در به رسمیت شناسی حقوق ایران اهمیت نمی داد بعید بود که عراق حتی بعد از انقلاب اسلامی توان جنگ با ایران را می داشت. این توافق الجزایر بود که عراق را قدرتمند و مترصد فرصتی برای تجاوز به ایران ساخت. اگر هدف دوری از تنش و جنگ است این مهم با قوای نظامی حاصل می شود همان طور که پیش از 1975 با وجود ارتش نیرومند ایران، حق ایران بر اروند _که علی رغم معاهده ی مرزی سابق میان دو کشور ساحل شرقی اروند را مرز ایران و عراق می دانست_ بر عراق تحمیل شده بود. هیچ تضمینی اساسی تر از این قدرت نبود. به طور مقابل اگر طرف مقابل رسما و علنا و طبق یک معاهده خودش را پایبند به حقوق شما نشان دهد با تعلیق قدرت شما می تواند به راحتی زیر حرف خودش بزند چنانچه عراق بعد از انقلاب اسلامی چنین کرد تا به قول صدام حسین از فرصتی که در هر صد سال یک بار نصیب می شود علیه ایران استفاده کند و قرارداد الجزایر هم مانعی بر سر راهش نبود.
دشمن را باید نابود کرد و در صورت ممکن نبودن این امر باید همواره ضعیف و درگیر نگه داشت؛نباید از یاد برد که بچه سوسمارها میتوانند روزی بزرگ شوند...
https://t.me/raven1357/272
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
#معرفی_کانال ۴. اگر کتاب نمیخوانید یا حتی کتاب میخوانید و میخواهید مطالب مفیدی را مرور کنید، حتم
#معرفی_کانال
۵. اگر تلگرام دارید، حتماً این کانال را دنبال کنید؛ مستنداتی از ایران و جهان؛ سیاست، اقتصاد و فرهنگ.
آرشیوی از برخی مطالب رسانهها و سیاسیون داخلی و خارجی؛ در اینجا به اخباری پرداخته میشود که در رسانهها کمتر به آن پرداخته میشود؛ همه مطالب هم با ذکر منبع و سند آورده میشوند.
آدرس در وب:
http://t.me/s/maktubat_yad
https://t.me/maktubat_yad
وضعیت اسفناک سودان را می بینید؟
عمرالبشیر رئیس جمهور سابق پس از سالها مقاومت، در تله آمریکا افتاد.
رابطه با ایران را قطع کرد، به تجزیه کشورش رضایت داد و حاضر به شناسایی اسرائیل شد.
اما پس از این همه ذلت با کودتا سرنگونش کردند.
و میراث آن جنگ داخلی شد و کشتار و تجزیه طلبی دوباره!
✍️ سیدنظام الدین موسوی
🔻به مکشوفات بپیوندید
@makshufatEita
📜دفن شبانه حضرت زهرا(س) در منابع فریقین
🔹بخاری و مسلم، شیخین در حدیث، ضمن نقل جریان اعتراض حضرت زهرا(س) به اقدام و عملکرد ابوبکر در مورد فدک و ارث رسول خدا(ص) به دفن شبانه و مخفیانه فاطمه(س)، اشاره میکنند.
📚صحیح بخاری: ۵ ،۱۸۲؛ صحیح مسلم، ۵، ۱۵۴.
🔸بَلاذُری، عالم نسبشناس قرن سوم، گزارش میکند که پس از رسول اکرم، فاطمه دیگر خندان دیده نشد تا فوت کرد و شوهرش او را شبانه بدون اطلاعدادن به ابوبکر و عمر به خاک سپرد.
📚جمل فی انساب الاشراف: ۲، ۱۴۵.
🔹 یعقوبی، مورخ شیعه قرن سوم، به مخفیانه بودن مراسم تشییع اشاره کند و تنها حاضران این مراسم را ابوذر و سلمان میداند.
📚 تاریخ یعقوبی:۲، ۱۱۵.
🔸حاکم نیشابوری، عالم شافعی قرن پنجم، نیز مسئله تدفین شبانه را بیان میکند.
📚المستدرک فی الصحيين: ۳، ۱۶۲.
🔹ابن عبدالبر اندلسی، عالم سنی قرن پنجم، بر این باور است که فاطمه، به علی سفارش کرده او را شبانه دفن نماید.
📚 الاستيعاب فی معرفه الأصحاب: ۴، ۳۷۹.
🔹ابن ابی الحدید معتزلی به صراحت تأکید میکند که مخفیانه بودن خاکسپاری و حتی قبر مثل روز روشن و واضح است.
📚شرح نهج البلاغه: ۱۶، ۲۸۰.
🔺در منابع فریقین، افراد زیادی به صراحت بـه تشییع مخفیانه پیکر حضرت زهرا(س)اشاره کردهاند.
@chsiqs