بسم الله الرحمن الرحیم
در کشورمان رابطۀ نامشروع زیاد بلکه کمابیش طبیعی شده. اما برای اینکه حتی یکبار هم این اتفاق نیفتد، وجود مبارک جناب یوسف، رنج سالها زندانی شدن و تحقیر را به جان خرید؛ پیامبری که لحظهلحظه حضورش در جامعه، نور بود و هدایت.
الحمدلله
#قرآن
#قرآن_و_عفاف
اگر خداوند متعال بخواهد، به یوسف، زادۀ جایی دورافتاده به نام فلسطین، قدرتِ حکومتِ عظیمِ مصر را خواهد داد.
حتی اگر از همان کودکی، قصد جانش را کرده باشند.
#قرآن
#قرآن_و_خدا
🔻سافاری انسانی
🔸دهه ۹۰ در جریان جنگ بوسنی هرزگوین تاجران ایتالیایی بین ۸۰ تا ۸۸ هزار پوند به مقامات ارتش صرب ها پول میدادند تا به شکار انسان بروند!
🔹موضوع از این قرار بود که هر هفته چند تاجر با پرداخت پول می توانستند بروند و با اسلحه دوربین دار غیر نظامیان را شکار کنند.
🔸اسمش را هم گذاشته بودند سافاری انسانی.
🔹برای شکار کودکان تعرفه فرق میکرد و بالاتر بود. یک کوچه به اسم کوچه تک تیراندازان نامگذاری شده بود و عمدتا تاجران از راست گراهای افراطی ایتالیا بودند.
🔸وقتی فیلمی را سال ۲۰۲۳ با این موضوع ساختند، چندین شاهد به دادگاه های ایتالیا مراجعه کردند و گفتند این موضوع حقیقت دارد.
🔹گردشگران از شهر تریسته با پرواز صرب به بلگراد میرفتند تا به اصطلاح در شکار آخر هفته حضور پیدا کنند.
🔸چندین دکتر، چندین مهندس و چند وکیل جز همین پرونده هستند که در جریان افتاده.
غرب دقیقا از کدام تمدن حرف می زند؟
https://t.me/maktubaaat/27730
31.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در فرشته قیمت یک پنت هاوس 1000 متری 280 میلیارد رهن و قیمت خرید 1300 آن میلیارد
اسکنلن به درستی میگفت : نابرابری یعنی تفاوت میان آنچه برخی دارند و آنچه برخی دیگر دارند.
در این معرکهی نابرابر، در سرزمینی که روزگاری یکی از بزرگترین انقلابهای جهان را با شعار عدالت تجربه کرد، امروز گروهی همهچیز دارند و گروهی دیگر، هیچچیزشان هیچ است.
نمیدانم از کدام زخم باید ناله کنم، از کدام حجمِ بیعدالتی باید خون گریه کرد؟
کافیست سری به مناطق شمالی تهران بزنید و سبک زندگی و تفکرشان را با جنوب شهر مقایسه کنید؛ نه تنها اشتراکی در زیست ندارند، بلکه هیچ سنخیت ملیای هم نمیتوان یافت که بتواند خودآگاهی مردمان را به هم پیوند دهد.
در این تفاوت فاحش، هموطنی را نمیبینم؛ هویتی مشترک که برای هم و در کنار هم تعریف شود.
سرمایهداری
#عدالت
#گسل_طبقاتی
#نابرابری
#سرمایهداری
https://t.me/havarpress/2653
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
من از دکتر پزشکیان بسیار متشکرم ۱. که امثال ظریف را کمابیش از حلقۀ مشورتی خود طرد کرده و ۲. کار را ب
بدون شرح
ظریف
روحانی
عراقچی
پزشکیان
🗒 زندان، میدانِ مطهری نبود:
آخوند شاهنشاهی یا آخوند زیرک؟!
مهدی جمشیدی
۱. آقای ابراهیم فیاض در قطعهای که از ایشان منتشر شده، گفته است استاد مطهری، «آخوند شاهنشاهی» بوده و چندی پیش از وقوع انقلاب، به جریان انقلاب پیوست. همچنین ایشان نقل کرده که تعدادی نامه از طرف استاد مطهری خطاب به شاه وجود دارد که در آنها، از شاه با تعبیر اعلیحضرت یاد شده است. آقای علی مطهری در واکنش به این ادّعا، نامهها را طلب کرده و تهدید نموده که چنانچه نامهای در کار نباشد، به دادگاه شکایت خواهد کرد. نخست به آقای علی مطهری عرضه میدارم که ذاتِ مطهری و خط و افقی که وی دنبال میکرد، با «حکایت» سروکار دارد، نه «محکمه». مطهری، اهل «روایت» بود، نه «شکایت». مطهری، «کرسی آزاداندیشی» را بر «دادگاه» ترجیح میداد. مطهری، فقط با زبان «استدلال» سخن میگفت، نه «اقتدار». اکنون نیز رواست که مطابق همان سنّت نظری، از وی دفاع کنیم و «مواجهۀ نظری» را بر «معادلۀ قدرت» ترجیح بدهیم. نباید مطهری را آغشته به تحکّم کنیم. هرکه هرچه دربارۀ مطهری دارد بگوید، اما شرط اخلاق و انصاف و عقلانیّت این است که از گفتگوی معرفتی نگریزد.
۲. اینکه بخش مهمی از جامعه در دهۀ پنجاه، مطهری را مبارز انقلابی قلمداد نمیکردند، سخن درستی است. مطهری در آن دوره، چنین چهرهای نداشت. وی را به یکی از مساجد تهران برای سخنرانی دعوت کردند، اما جوانان مسجد انتقاد کردند که مسجد ما، انقلابی است، حالآنکه مطهری، انقلابی نیست. آنان که از پشتپرده بیخبر بودند، مطهری را یک «کنشگر فکریِ محض» میشمردند که ربط و پیوندی با «انقلاب» ندارد. مطهری در ماجرای قیام پانزده خرداد، بازداشت شد، اما پس از آن، شاید فقط یکبار به ساواک احضار شده باشد. ازاینرو، ظواهر امر، روایت منتقدانِ مطهری را تأیید میکرد.
۳. مطهری، از جان و دل، باور به مبارزۀ انقلابی داشت و به کمتر از برپایی حکومت اسلامی قانع نبود، اما در این باره، دو ملاحظه داشت. اول اینکه او میدید در جامعه، «خودآگاهیِ انقلابی» ایجاد نشده و معرفت حماسی در جامعه، حضور ندارد. جامعۀ ایران در آن دورۀ تاریخی، سکولاریسم را پذیرفته بود و تصوّری از انگارۀ حکومت دینی و حیات دین در ساختارهای نظری و اجتماعی نداشت. مطهری تصمیم داشت که این خودآگاهی را در جامعه پدید بیاورد. دوم اینکه مطهری، یک ایدئولوژیِ معارضِ فعّال را نیز در صحنۀ بازی مشاهده میکرد که عبارت بود از «ایدئولوژی مارکسیستی». مارکسیسم در تمام لایههای کنشیِ جامعۀ ایران، فعّال شده بود و یارگیری میکرد و حتّی تفکّر دینی نیز به دام آن افتاده بود و تلاش میشد به عنوان تولید نظریۀ مبارزه و انقلاب، روایت مارکسیستی از اسلام ارائه شود. روشن است که شخصیّتی همچون مطهری، نمیتواند این فضای معرفتیِ مشوّش را نادیده بگیرد و به واسطۀ چند کنش مبارزاتی و عیان، دستگیر و زندانی شود و در فقدان حضور وی در جامعه، هم خودآگاهی انقلابی ایجاد نشود و هم جبهۀ فکریِ مقابل، سنگرهای خودی را فتح کند. این محاسبه، معقول است. مطهری، «حضور در جامعه» را انتخاب کرد و از فعالیّتهای سیاسیِ آشکار و تیز و حسّاسیّتبرانگیز، پرهیز کرد. برایناساس، مطهری را «عقلِ انقلاب» دانستهاند.
۴. بااینحال، مطهری همچنان برای ساواک، یک «خطر سیاسی» به شمار میآمد. گزارشهای متعدّد ساواک در تمام دهۀ پنجاه نشان میدهد که مطهری، موذیانه رصد میشد و ساواک نسبت به او، بسیار بدبین و حسّاس بود و در انتظار بود تا با بهانهای، وی را به زندان افکند. حتّی دربارۀ حضور وی در دانشگاه تهران نیز، ساواک هرگز نظر موافق و مساعد نداشت و مطهری را از نظر سیاسی و امنیتی، تأیید نمیکرد. این مطهری بود که تفکّر دینیِ هیأتهای مؤتلفۀ اسلامی را از دهۀ چهل، هدایت میکرد؛ او در جلسات خصوصی، بارها به نفیِ حکومت پهلوی پرداخت و این گفتهها در گزارشهای ساواک، منعکس شده است؛ مطهری، علامۀ طباطبایی را از دریافت لوح تقدیر از حکومت پهلوی، بر حذر داشت؛ مطهری، به جمعیّت فداییان اسلام، مشورت میداد و میکوشید آنها را در قالب معقول، نگاه دارد؛ مطهری با بازتفسیر اسلام، از آن ایدئولوژیِ حرکت و جنبش و خیزش ساخت؛ او فاصلۀ خود را با سیدحسین نصر حفظ کرد؛ او ممنوعالمنبر شد و ... . هیچکس به اندازۀ مطهری، به شخص امام خمینی، نزدیک نبود و امام خمینی، نظر هیچکس را همانند وی، آسان و مطمئن نمیپذیرفت. من در کتابِ در آستانۀ انتشارِ «استاد مطهری و چپهای ایرانی»، بخشهای مهمی از این سبک مبارزاتی را آوردهام.
https://eitaa.com/mahdi_jamshidi60/3312
پروندۀ اپستین بسیار فوقالعاده و درسآموز است. نمیدانم، درجریان ایمیلهای جدید هستید یا نه؟ مثل رابطۀ کلینتون با ترامپ؟ همان نباشید بهتر است!
این ایمیلها تا حدود زیادی، سلطهپذیری رؤسای جمهور آمریکا و اروپا به صیونیست را روشن میکند. اندکی پا کج بگذارند، ایمیلها افشا میشود و اگر خیلی پررو شوند، حتما خود عکسها و فیلمها!
عقل میگوید نباید آمریکا با آن عظمت، اروپا با آن عظمت، منافع مشترک اکثری و بیش از حدی با یک رژیم خرده ریزه داشته باشد؛ قطعا باید تعارضات بسیار سنگینی میان این رژیم جعلی و کوچک با کشورهای بسیار بزرگ وجود داشته باشد؛ اما چرا تا این حد منافع مشترک؟! نه تنها منافع مشترک، بلکه سلطهپذیری!
بهنظر میرسد، یکی از مهمترین دلایلی که هنوز صیونیستها نتوانستهاند بسیاری از کشورها، از جمله ایران، چین، روسیه و ... را باوجود تعارضات فراوان و معقول، بهزیر سلطۀ خود ببرند، همین است؛ از رهبران ما، آتویی ندارند؛ نتوانستند، آنها را به کثافت بکشانند.
ازاینجاست که به بسیاری از غربزدهها، کسانی که بارها و بارها ضربات غرب را مشاهده کردهاند و باز دست از عشق به غرب بر نمیدارند، باید مشکوک شد. مخصوصا آنهایی که با غرب رفت و آمد دارند؛ یا در آنجا ساکن بودهاند.
🔻یادآوری آداب همسایگی، به سبک ایرانی–روسی؛
👈 ظاهرا، موشک روسی و توقیف ایرانی، هر دو امضا، پای یک تذکر بودهاند...
👈 روز جمعه، در کیف، هنوز هوا از سرمای جنگیاش گرم نشده بود که یک موشک روسی، حوالی سفارت آذربایجان در اوکراین را با دود و لرزش، امضا کرد؛ انگار کرملین خواسته باشد بگوید «بازیگرِ تازهبهمیدان قفقاز، اول باید بداند کجای صفحه نشسته.» صدای انفجار، بیشتر از آنکه دیوارهای سفارت را بلرزاند، خیال آقای علیف را تکان داد.
👈 هنوز صبح نشده، جنوب هم به نشانهی تکمیل پازل، ساکت و سنگین وارد شد؛ ایران کشتی منسوب به آذربایجان را توقیف کرد. نه جار زد، نه هیاهو راه انداخت. فقط همان مکثِ سردی که معنیاش را خود طرف مقابل خوب میفهمد: «جعفرخان، قفقاز با چراغ سبزِ دیگران اداره نمیشود.»
👈 این دو اتفاق پشتِ هم، مثل دو خط عمودی شدند که از شمال و جنوب روی نام باکو کشیده شده باشد. نتیجهی همان بازیهایی که آذربایجان مدتهاست با شورِ نوجوانانه در نقشههای دیگران دنبال میکند. در جنگ دوازدهروزه آنطور به اسرائیل چشمک زد که انگار گمان کرده بود تاریخ را با پهپاد و لایک میشود جابهجا کرد.
👈 بعد نوبت «راهرو زنگزور» و آن قصههای نیمهشبِ ترامپی شد؛ خیال باکو این بود که اگر اسمش کنار واشنگتن و تلآویو بیاید، قفقاز دست به سینه میایستد و تعظیم میکند. غافل از اینکه این خاک، دفتر معماری کاخ سفید نیست؛ هر خطی که بیجا کشیده شود، فردایش یا با دود یادآوری میشود یا با توقیف کشتی.
👈 و حالا آذربایجان مانده میان دو نگاه سنگین؛ روسیه از شمال میگوید «حدّ خودت را بدان»، ایران از جنوب یادآوری میکند «قفقاز، میز تمرین روابط عمومی اسرائیل و آمریکا نیست.» این وسط تنها چیزی که لرزید، دیوارِ سفارت نبود؛ تبخیر شد آن خیال خامی که فکر میکرد میشود با نقشهی غریبهها، واقعیت جغرافیا را در زنگزور و قفقاز از نو نوشت.
👈 حالا، پهپاد روسی، نفتکش ترکیهای، حامل چهار هزار تُن گاز مایع را در بندر ایزمائیل اوکراین نشانه رفت؛ این چند کشور، که انگار یادشان رفته، دنیا فقط با بیانیه و نشستهای قوارهدار، نمیچرخد...
🔹 ۲۳ آبان ۱۴۰۴ | نفتکش تالارا که حامل حدود سی هزار تُن محصولات پتروشیمی و مالکیت محموله آن، متعلق به ایران بود، به صورت تخلف و غیرمجاز، قصد خروج به سنگاپور داشت، که با حکم قضایی، توسط نیروی دریایی سپاه، در جنوب سواحل مکران توقیف شد؛
👈 این نفتکش، مالکان جالبی دارد؛ شرکت پاشافاینسنس قبرس، که دو سهامدار عمده دارد؛ یکی عارف پاشایف و دیگری لیلا علیاف و آرزو علیاف، دختران الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان!
👈 این حادثه از آن جهت برای غرب، شگفتآور بوده است که ایران، پیشتر، شناورها را در خلیج فارس متوقف میکرد، اما اکنون، سه قایق، یک نفتکش را در دریای عمان، محاصره کرده و تا آبهای ایران اسکورت کرده است.
🔹 ۲۳ آبان ۱۴۰۴ | حملات موشکی و پهپادی روسیه، به سفارت آذربایجان در کییف اوکراین، آسیب زد.
🔹 ۲۶ آبان ۱۴۰۴ | نفتکش ترکیه، که حامل گاز مایع در اوکراین بود، مورد هدف روسیه قرار گرفت.
@maktubat_yad
پن: احسنت
لیبی و تاریخ
ژنرال معمر قذافی: رهبر لیبی و نماد مقاومت در برابر استعمار
✍مهدی وفائی نژاد
وقتی تاریخ منطقه و کشورهای آفریقایی را مرور میکنیم، بهروشنی درمییابیم که آمریکا چه بلایی بر سر این کشورها آورده است.
پروپاگاندای رسانهای غرب، ذهن بسیاری از مردم جهان را چنان در اختیار گرفته که قذافی را یکی از جنایتکاران تاریخ میپندارند. اما مطالعهی دقیقتر نشان میدهد که ژنرال معمر قذافی چه نقشی در تغییر سرنوشت لیبی ایفا کرد.
پس از استقلال لیبی از استعمار ایتالیا در سال ۱۹۵۱ و آغاز پادشاهی محمد ادریس سنوسی، این کشور عملاً جولانگاه انگلیس و آمریکا بود. نفت و زمینهای لیبی تحت استثمار قدرتهای امپریالیستی قرار داشت و جامعهای عقبمانده و عشیرهای شکل گرفته بود تا آنجا که نرخ سواد زنان صفر درصد بود. در چنین شرایطی، گروه افسران آزاد به رهبری قذافی، عبدالسلام جلود و ده افسر دیگر در سال ۱۹۶۹ با کودتای نظامی قدرت را به دست گرفتند و «جماهِیر سوسیالیستی عربی خلق لیبی» را بنیان گذاشتند.
از دستاوردهای دوران قذافی مختصراً میشود به موارد زیر نام برد:
لیبی از کشوری فقیر و بینام به یکی از اقتصادهای پیشرو آفریقا بدل شد.
در کشاورزی به کشوری پویا و نمونه تبدیل گردید.
مردم از مسکن رایگان با شعار «هرکس در خانهای ساکن باشد، صاحب آن است» برخوردار شدند.
آموزش و درمان رایگان برای همه فراهم شد.
پروژهی عظیم «رود بزرگ مصنوعی» منابع آب را به مناطق خشک رساند و کشاورزی را رونق بخشید.
قذافی با ایجاد زیرساختهای اقتصادی و اجتماعی، سطح زندگی مردم را ارتقا داد و لیبی را به کشوری پیشرو در آفریقا تبدیل کرد آمار های جهانی بالاترین سطح امید به زندگی را در زمان قذافی در میان کشور های آفریقایی در لیبی نشان میدهند . او در عرصهی بینالمللی نیز فعال بود: با حمایت از جنبشهای آزادیبخش و سعی در تأسیس اتحادیه آفریقا و چاپ اسکناسی برای تمامی کشور های آفریقایی، تلاش کرد قاره را در برابر نفوذ استثمارگران متحد سازد.
قذافی همواره در برابر فشارهای خارجی ایستادگی کرد و لیبی را به کشوری مستقل و مقاوم بدل ساخت.اما امپریالیسم و نوچه های تحت نفوذش مانند فرانسه پروژهی «انقلاب لیبی» را طراحی کردند. نتیجه آن شد که امروز، پس از سقوط قذافی، بردهداری و آشوب دوباره به این کشور بازگشته و عملا ویرانه ای به جای آن شکوهی با رویا فروشی به مردم ستم دیده لیبی فروختند.
از این رو اخیراً کتابی با عنوان بهار عربی به ناو فریاد های بهار عربی از اسعد صالح توسط سه مترجم ایرانی منتشر شده که در آن چنین القا میشود که مردم کشورهای عربی بدون دخالت خارجی علیه دیکتاتوریها قیام کردند. این روایت، بهروشنی بخشی از پروژهی تبلیغاتی غرب و اتاقهای فکر صهیونیستی است. واقعیت آن است که هرچه میزان تقابل یک کشور با هژمونی آمریکا بیشتر بود، تخریب و ویرانی آن نیز شدیدتر شد. کافی است وضعیت امروز لیبی را با دوران قذافی مقایسه کنیم تا این حقیقت آشکار شود اما کوچک ترین اشاره ای به این موضوع نشده حال چه مستقیم چه غیر مستقیم این موضوع را نمیتوان ساده انگاشت و آن را اتفاقی برداشت کرد، هرچه که هست باید هوشیار بود!
از این رو تمامی شعائر امپریالیستی غرب چیزی جز رؤیافروشی در راستای مطامع خودشان نیست. تجربهی لیبی نشان میدهد که قدرت از درون ساخته میشود، نه از بیرون. باور به اینکه غرب میتواند برای ما قدرت بسازد، توهمی بیش نیست از این رو ما باید از تاریخ درس بگیریم درس نگرفتن از تاریخ مارا به نابودی هدایت میکند باید تاریخ را شناخت و درک کرد از این جهت میتوان در مسیر پیشرفت قدم برداشت.
پ.ن: «برای درک بهتر موضوع شما کتاب لیبی و تاریخ نوشته استاد بهرام افراسیابی را مطالعه فرمایید که تاریخ تألیف کتاب به قبل از سقوط قذافی بر میگردد.»
#قذافی
#تاریخ
#لیبی
@havarpress
اینکه دوستانی داشته باشیم که از ما سؤالاتی جدی بپرسند، نعمت بسیار بزرگی است؛ اما اینکه این سؤالات را جدی بگیریم، نعمت بزرگتری است.
اینطور، آدم هم حد و اندازۀ خود را میفهمد، هم پایش به قلمرو حقیقت باز میشود.