پنج شب با بچههای هیئت حضرت زینب بودم.
دربارۀ شبکههای اجتماعی، خواب، هدف، کتابخوانی و کار کردن صحبت کردم.
الحمدلله بازخورد خوبی داشت.
کار سختی بود! مخاطبین یک دست نبودند؛ اما کارْ درآمد :)
از عوامل برگزاری این هئیت خیلی متشکرم.
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
در آیۀ ۱۳۰ آلعمران از همسنخ بودن ربا و کشتار و حمله صحبت کردم؛ شاهدش این آیه است؛ انفاق (کاملاً در
خداوند متعال همیشه مرا شرمنده کرده؛ نشده انفاق کنم، اما چند برابرش بر نگردد. این بده بستان برایم واضح شده.
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻کورت ولدون، نماینده سابق کنگره آمریکا که سه هیئت نمایندگی به لیبی را رهبری کرد:
🔸قذافی استعفانامه خود را به من داد. آمریکا نمیخواست قذافی استعفا دهد، آنها میخواستند او را بکشند.
🔹 آنها میخواستند بر نفت او کنترل داشته باشند و بر صندوق ثروت ملی او مسلط شوند.
"Gaddafi gave me his resignation letter. The US didn't want Gaddafi to resign, they wanted to KILL him. They wanted control of his oil, and they wanted control of his sovereign wealth"
—Curt Weldon, former US congressman who led three delegations to Libya🇱🇾
پی نوشت:
همین برنامه را با ونزوئلا دارند..
https://t.me/maktubaaat/27836
تابعان شیطان از جنگ با دشمنان خدا میترسند و مؤمنان، تنها از خدا (خسارت و تلفات را طبیعت جنگ میدانند، همین!
( آلعمران: ۱۷۵)
پن: مؤمنان عجب اعتقادی به معاد دارند!
#قرآن
#قرآن_و_ایمان
#قرآن_و_شیطان
#قرآن_و_جنگ
بعضی از ما فکر میکنیم قرار است خداوند متعال، همیشه ما را در این دنیا، مثل جناب موسی در رود نیل و رسولالله در جنگ سخت بدر نجات دهد.
نه! ما باید کشته شدن انبیاء و شهادت اهلبیت را هم ببینیم.
اینکه خداوند سازوبرگ فرعونهای هر زمان را قلیل میداند، در مقابل داشتههای دنیایی مؤمنان نیست؛ در مقابل بهشتی است که قرار است نصیبمان شود و جهنمی که پایان اهل کفر است.
#قرآن
#قرآن_و_معاد
#قرآن_و_دنیا
هدایت شده از دانشطلب
به جای خصوصی بگویید میراثی
هر جا بحث عدالت و آزادی باشد بعضیها با پیش کشیدن مالکیت خصوصی و این حکم قاطع که سوسیالیسم با مالکیت خصوصی مخالف است تکلیف خودشان را معلوم میکنند و به هیچ نوعی از شک و تأمل راه نمیدهند، نه درباره معنای واقعی مالکیت خصوصی نه درباره انواع سوسیالیسم. خیلی ساده روی چپگرایی و عدالت خطِ قرمز میکشند و ذهنشان را برای هارترین انواع سرمایهداری باز میکنند.
اینها اکثرا مالکیت خصوصی را بد فهمیدهاند و عدالت در اقتصاد را با گرفتن اموال مردم یکی میگیرند، همان تصور عوامانه و آمریکایی که مالیات را هم دزدیِ دولت از جیب شهروندان جا میزند. مالکیت خصوصی یعنی برتری ژنتیک، کمترین پیامدهایش «آقازادگی» و «میراثخوری» است که در اقتصادهای آزاد گاهی برای ورود به دانشگاههای برتر هم به رسمیت شناخته شده، هم به عنوان سهمیه هم در عوض خیریه.
وقتی میگویند مالکیت خصوصی یعنی: دولت نباید هیچ مانعی برای انباشت ایجاد کند، سرمایهدار باید بتواند آزادانه بیشترین سود از فعالیتهای اقتصادی را بقاپد و به جیب خودش بریزد. بعد هم با مالیات نباید آن را محدود کنند، برایش مقررات نگذارند و مانع نقشآفرینیاش در سیاست و رسانه یا تغییر فرهنگ نشوند. پیش افتادن فرزندان با تکیه بر ثروت خانواده یا بهرهمندی نجومی از ارث را هم محدود نکنند.
بند زیر که برای مطلب دیگری نوشته بودم و لحن متفاوتی دارد احتمالا منظور را روشنتر میکند:
«لیبرالیسم نمادِ تناقض در مدرنیته است چون در اقتصاد از رقابت و شایستگی حرف میزند اما آقازادگی و ارثبری را به عنوان امور طبیعی پذیرفته. زیر لوای مالکیت خصوصی، تبعیضِ ژنتیک را تا حد قانون مقدس بالا برده اما چه رقابتی وقتی نقطه شروعها به طرز فاحشی متفاوت است؟ کدام شایستگی وقتی عدهای بدون هیچ کاری برنده میشوند؟ بچهای که غذای کافی نمیخورد چقدر شانس خواهد داشت تا از آنها که آموزش خصوصی و بهترین امکانات رفاهی برایشان مهیا بوده جلو بزند؟ پیش افتادن با ارث در زندگی و در بازار کار و تجارت هم نیازی به پرسش ندارد. حکم به آزادی فردی یا خصوصی بودنِ مالکیت در واقع توجیه آقازادگی و ارثبری است و همه شعارها درباره رقابت و شایستگی را یکجا دود میکند. تنها با محدودیتهای قانونی که نقطه شروعها را به هم نزدیک کند و جهشهای بزرگ را ممنوع، میتوان از کمرنگ شدن تناقض در لیبرالیسم و پیامدش، سرمایهداری، سخن گفت.»
با این حساب به محض اینکه مالکیت خصوصی به گوشمان خورد باید معنای واقعی آن (برتری ژنتیک) را به میان بیاوریم و صراحتا بپرسیم تا چه حد؟ در چه شرایطی؟ وقتی استفاده از ثروت روی همه شئون مردم تاثیر دارد چطور میتوانیم آن را کاملا خصوصی فرض کنیم؟ وقتی جامعه مالکیت را به رسمیت شناخته چطور حق ندارد برای حد و اندازهاش یا تناسبش با کار و فعالیتِ اشخاص قانون بگذارد؟
پس معنای خصوصی را نه شخصی که اول خانوادگی و صنفی باید بفهمیم سپس طبقاتی. محل نزاع مالکیتهای بزرگ است که با بهرهکشی از منابع طبیعی و نیروی کار شکل گرفته و شأن عمومی دارد. قوانین جامعهگرا (سوسیالیستی) مثل مالیات، روشهای بازتوزیع هستند تا نقصهای اولیه که موجب تمرکز ناروا شده را اصلاح کنند. میتوان طرفدار عدالت بود و مالکیتهای کوچک و متوسط را از بحث کنار گذاشت.
@daneshtalab