پسر من عاشق ریاضیه! عاشق ها!
از همون بچگی که درمورد مریم میرزاخانی شنید، افتاد دنبال فهمیدن نظریه اعداد و اینجور چیزا.
تو ایران یه مدرسه خیلی خوبی میرفت، بچه های تیزهوش و سختکوش و عشق درس.
صبح تا شب داشتن کنار هم تمرین های اضافه مینوشتن و کلاسهاشون هم سطح بالا بود.
گذشت و اومدیم ژاپن.
تو سن راهنمایی بود.
همه بهش گفتن وای خوشبجالت رفتی تو کشوری که بهترین مدارس رو داره! از فردا فقط مسائل پیچیده جبر و تحلیل و ایستگاه فضایی و هابل و امواج نور و فلان!!
مدرسه دولتی که شهرداری نامه داد پسرمو ثبت نام کردیم، مدرسه شماره یک کل استان کیوتوئه. مدرسه ای که نسل اندر نسل مهمترین آدمهای شهر و کشور ازش بیرون اومدن.
پسرم با یکدنیا اشتیاق وارد مدرسه شد.
خب زنگ اول ریاضی، خیلی ساده و معمولی.
زنگ بعد هرکدومشونو نشوندن پای یه چرخ ژانومه که بفرمائید کیسه خرید بدوزیم!!! تنها کسی که اونجا تو عمرش چرخ خیاطی از نزدیک لمس نکرده بود پسر من بود!
خب بعدش؟!
نوبت کاشت پیازچه و سیب زمینی شیرین تو باغچه اس!
بعدش؟! جلسه کمیته دانش آموزی درباره تغییر ساعت شستن توالت ها!!
بعدش؟ حالا باید بریم تمرین برنامه فستیوال فرهنگی مدرسه!
بعدش؟!
بعدش؟!..
هرچی پسرم منتظر شد از اون کلاسهای افسانه ای فوق پیشرفته خبری نشد!!
این شد که رفت تو فاز افسردگی و خشم.
هرروز میگفت کاش برگردیم ایران! سطح مدرسه اونجا کجا اینجا کجا؟! من از اینجا متنفرم..
و بعد درحالیکه باحسرت دوستان ایرانیش رو در اینستاگرام میدید که تو انواع المپیادها شرکت میکنن و از حالا دارن برای ورود به صنعتی شریف و امیرکبیر آماده میشن، حسرت میخورد، و هرموقع لابلای انبوه گزارش نویسی تکالیف سنگین مدرسه، وقت میکرد از اینترنت مسائل و درسهای اضافی دانلود میکرد و برای خودش میخوند و تمرین میکرد.
خلاصه که گذشت.
اوایل همین تابستان گذشته، یه آقایی از ایران تماس گرفت گفت در آموزش پرورش کار میکنه و ناراحت بود که نمرات درک مطلب دانش آموزان ایرانی خیلی خیلی پایینه. به من گفت اگر بتونم یه جلسه برای همکارانشون صحبت کنم و بگم چرا نمرات درک مطلب دانش آموزان ژاپنی تقریباً در جهان از همه بالاتره.
منم گفتم اجازه بدین یکی دوهفته تحقیق کنم بعدش.
اون آقا که نمیدونم کی بود، دیگه هرگز زنگ نزد
اما باعث شد من کلی دراین مورد مطلب یاد بگیرم.
با معلمهای مختلف حرف زدم سرچ کردم مطلب خوندم
آخرش گفتم بذار از پسرم هم بشنوم دیگه! خودش تو این مدارس بوده از هرکسی بهتر تجربه کرده!
وقتی ازش پرسیدم گفت اوووه مدارس ژاپن هزار جور برنامه برای رشد تفکر و درک مطلب دارن! از ابتدایی تااا آخر دبیرستان!
مثلا اینکه مدارس ژاپن برنامه صبحگاهی کلا ندارن، بچه ها مستقیم میرن سر کلاس، زنگ اول کلاس مطالعه دست جمعیه. همههه بچه ها باید یه کتاب غیردرسی همراهشون باشه. خود معلم هم.
یکساعت کامل در سکوت همه دارن کتاب میخونن! از رمانهای چیپ و مانگاهای ساده تا کتابهای فلسفی! معلمها فقط زیرچشمی مراقبن کتاب غیراخلاقی نباشه، وگرنه هرچیزی ببری آزاده!
بعدش گزارش نویسی هرروزه برای هررررچیزی!
همینطور کلاس های نقد قانون مدنی تو دبیرستان!
کتاب قوانین مدنی ژاپن پر از لغت های سخته، بچه ها باید دقیق و موشکافامه بخونن و هرکسی یه قانونی رو به انتخاب خودش تحلیل و بررسی کنه.
سخنرانیهای دانش آموزی مربوط به مسائل روز جهان، فلسفه اخلاق، سیاست.. تا سخنرانیها و برنامه کار دولتمردان و نماینده های مجلس و احزاب!
بچه ها تشویق میشن ماه ها مطالعه کنن بعد برای بقیه صحبت و تحلیل کنن، هر موضعی که داشته باشن بقیه به چالش میکشن، نویسنده کتابها رو به چالش میکشن، دیدگاه ها رو،
کاری میکنن که دیگه هیچ دانش آموزی حرف بی سند و نامعتبر رو هیچکجا نپذیره. دانش آموز در هزاربار بحث و چالش، مفهوم اعتبارسنجی منابع رو میفهمه و یاد میگیره..
همیشه گفتم بزرگترین نقد من به آموزش پرورش ایران، اینه که صددرصد تمرکز فقط روی دانشه! ریاضی فیزیک شیمی!
وقتی فقط مهندسی و پزشکی میشه امتیاز، زبان فارسی میشه گزینه عمومی در کنکور!!!
(مقایسه کنید با ژاپن که زبان ژاپنی مهمترین درس مدارس، و مهمترین و تاثیرگذارترین بخش کنکور برای تمام رشته هاست!)جامعه شناسی و علوم انسانی میشه تکرار و نشخوار ترجمه بی ربط و حتی از رده خارجِ متفکران خارجی!
همه چیز از روی کتاب، همه چیز از روی جزوه، همه چیز قالبی و سطحی و فاقد معنا و عمق.
(وقتی به دوستان همرشته ایرانی میگم ما در تمام سالهای ارشد و دکترا اینجا حتی یکدونه کتاب یا جزوه نداشتیم و تمام درسها، ارائه پروژه ها و تحقیقات واقعی و اجراشدهی اساتید بود باور نمیکنن!!)
https://t.me/Bahrami_Zeinab/8640
میگه: اینا جاهلند باید باهاشون صحبت بشه، نه برخورد. باید جهاد تبیین کرد. باید باهاشون رفیق شد تا نگاهشون نسبت به دین و انقلاب و نظام تغییر کنه...
میگم: من کارم جهاد تبیین و ارتباط گیری با همین نسله.
با تجربه سالهای سال تبلیغ و نشست و برخواست و اردو رفتن و زیست مشترک خوابگاهی با دانشجویان و دانشآموزان دهه ۸۰ میگم.
کسانی که اینقدر وقیحانه و جسورانه به پرچم و نماز و قرآن و عکس شهدا و مقدسات اهانت میکنن، معمولا حاضر به گفتگو نیستن. اصلا دنبال لجبازی با تواند. پر از پیشداوریهای غلطند.اهل منطق و گفتگوی عقل محور و یا حتی علم محور نیستن.
فرصت دادن به اینها به اونا توهم اکثریت و برحق بودن میده.
جسورترشون میکنه.
سطح توقعاتشون رو شیطون مدام بالاتر میبره.( از حجاب گذشتن و رسیدن به قرآن سوزی و روزه خوری علنی و فحشهای رکیک به هر کی دلشون میخاد )
اینا نیاز به شوک دارن.
تو ندامتگاه خوب گوش میکنن.
( خیلی از #دانشآموزان_آسیبزا رو داریم که سر صف و سر کلاس اصلا حاضر به گوش کردن نیستن و تا اخراج نشن و تو دفتر مدیر معاون دو تا داد سرشون نزنه و دو تا تهدید به اخراجشون نکنه، حاضر به شنیدن استدلالهای شما نمیشن. و واقعا خیلیاشون بعد از اون شوک باهات رفیق میشن و حاضر به پرسیدن و انتقاد کردن و حتی همراهی برای حل مشکل و حتی گاها اهل امربهمعروف بقیه بچهها )
البته با صدای بلند و برای بار چندم اعتراف میکنم که ما جمعیت مذهبی انقلابی بسیار در جهاد تبیین کمکاری کردیم. بسیار از این نسل فاصله گرفتیم.
اگر به اندازه کافی و درست جهاد تبیین میکردیم. اگر اساتید دانشگاهِ دارای نگاههای مختلف رو اجبار به مناظره علنی ( کرسیهای آزاد اندیشی ) میکردیم، الان تعداد افراد حامی یا همراه جریان ضد دین و ایران و نظام بسیار کمتر میبود.
توبه کنیم و تا دیرتر نشده جبران.
یه چند تا خاطره و یه طرح دارم که ان شاءالله بعد افطار صوتی میفرستم.
https://eitaa.com/takhteh_siah/6088
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
مناظره کاشانی مصباح اخلاق ادب
ما همیشه به مناظره نیاز داریم؛ این روزها بیشتر. منظور من مناظرهای نیست که اساسا پیروزی یکطرف اهمیتی داشته باشد؛ مناظرهای برای من مهم است که هر دو طرف یا سه طرف، یا چهارطرف یا... سعی میکنند ابزاری باشند برای کشف حقیقت.
وقتی اینطور بود، دیگر این مسئله مهم نیست که چند جلسه باشد؛ اطراف مناظره باید تمام تلاششان را به کار بگیرند تا به حقیقت برسند: پس از مناظره دوباره تحقیق کنند، با دیگران گفتگو کنند، ادبیات تازهای به گفتارشان بدهند، سعی کنند تمام آرامش روانی خودشان را بهدستآورند، سعی کنند گفتههای طرف مقابل را بیشتر بفهمند، بهطرف مقابل این فرصت را بدهند تا بیاید و گفتههایش را نقض کند و ... . این روشی است برای یافتن حقیقت. حالا چقدر طول میکشد؟ الله اعلم.
شاید یکی از بهترین تجربههای مناظره، مناظرۀ استاد فیاضی و استاد عشاقی است؛ قریب به هفتاد جلسه! هرچند این مناظره در رشتۀ فلسفه بود و اصالت وجود را بررسی میکردند، اما به راحتی میتواند الگویی برای تمام علوم باشد. هر جلسه استادی نظر خود را بیان میکرد و در جلسۀ بعد طرف مقابل آن را نقد میکرد و بهدنبال اثبات نظر خود بود. بهنظرم این مناظره، از افتخارات حوزههای علمیه و مایۀ فخر حوزه بر سایر سیستمهای علمی است. البته شاید در ایران و جهان از این دست مناظرهها بوده و من خبر ندارم! بههرحال من از این مناظرات کیف کردم. مناظرهای که اگر حرف ناگفتهای داشته ذبح نمیشود چه در اثبات و چه در نقد. اینگونه، آن چیزی را که باید بدانیم، به احتمال زیاد خواهیم دانست.
الحمدلله رب العالمین
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
میگه: اینا جاهلند باید باهاشون صحبت بشه، نه برخورد. باید جهاد تبیین کرد. باید باهاشون رفیق شد تا نگا
متشکر میشم در ترویج این کانال، کمکام کنید.
مثلاً توصیه کنید یا پستای این کانالو نقل قول کنید یا ... .
طرفدار ۱۷، ۱۸ ساله پهلوی میگوید شما غیرایرانی و عرب هستید! و به رسومات ایران بیگانه!
عزیزم همسر اول محمدرضا پهلوی یعنی فوزیه خواهر ملک فاروق مصری بود!
خود فرح خانم از سادات است. جد مادریش فرح سادات دیبا صوفی و مفسر قرآن بود. قطب الدین شریف لاهیجی![با این سطح استدلال شما اصالتا فرح عرب است!]
شاه در تاسوعا و عاشورا در کاخ تعزیه برگزار میکرد. رضاخان پیش از پادشاهی در میدان توپخانه تکیه عزاداری زد که خود را حامی شیعه معرفی کند!
برپایی چند "عید سلام" سنت دربار بود که در عید غدیر، فطر و نوروز شاه به مدعوین سکه شاهی هدیه میداد.
شاه برای نشان دادن پایبندی به مذهب تشیع و حفظ ظاهر در ساخت ضریح امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) مشارکت کرد!
در موزه فعلی حرم امام حسین در شهر کربلا همین الان هدایا پیشکشی همین رضا پهلوی در زمان ولیعهدی وجود دارد.
وقتی آن یهودی افراطی مسجد الاقصی را آتش زد، شاه پیشنهاد تشکیل کنفرانس اسلامی داد.
به اصرار فوزیه همسر اولش در فلسطین یتیم خانه زد بعدتر به اسرائیل وسط جنگ نفت رایگان داد.
والله شما حتی پهلوی را هم نمی شناسید.
راستی تاج الملوک مادر محمدرضا اهل کجا بود؟
https://eitaa.com/Politicalhistory/9883
خدا در این دو آیه، چپ فرهنگیو پس میزنه (ان الله لایأمر بالفحشاء) و به چیزی شبیه چپ اقتصادی دستور میده (قل امر ربی بالقسط). (الاعراف: ۲۸)
#قرآن
#قرآن_و_عدالت
#قرآن_و_فحشا
این دوگانۀ پر تکرار در قرآن را ببینید: و من اظلم ممن افتری علی الله کذبا او کذب بآیات الله.
۱. دروغ دانستن آیاتالله و ۲. دروغ بستن به خدا (این هم در قرآن از دروغ اعتقادی هست تا احکام).
هر دوتاییشون در یک حد ظلماند! بعضیا فکر میکنند فقط این ظلمه که مثلاً بگی خدا روابط محرمو نامحرمو آزاد کرده! نه آقا، حتی وقتی کاریو حرام نکرده و شما بگید حرامه، این هم در محاسبات الهی ظلم حساب میشه!
#قرآن
کنجکاوید بدانید چرا تسلیم نمیشویم؟
رهبرمان با کفایت است، به او اعتماد داریم، او هم به ما اعتماد دارد. زمان صفویه هم تا وقتی همین شرایط بود، تسلیم نمیشدیم.
وگرنه زمان پهلوی و قاجار هم ایرانی بودیم، زمان ورود مسلمانان هم.
ونس و روبیو و نتانیاهو به ترامپ میگن خامنهایو ول نکن؛ اوضاعو بههم میریزه و نمیتونی کنترل کنی!
ترامپ میگه ما ارتش بینظیری داریم و مردمش دچار سرنوشت دردناکی میشن.
خامنهای به ملتش میگه بهخدا توکل کنید؛ اصلا کم نیارید. خدا حکومتو ایرانو به هرکی بخواد میده، چون مال خداست!
بخشی از ملت خامنهای شروع میکنن به غر زدن: قبل انقلاب اوضاعمون چندان خوب نبود، الان هم
(الاعراف: ۱۲۷)
هدایت شده از سنگر ✊ | جواد محمدنیا
قوم بنیاسرائیل را که بهجا میآورید؟ حتی قبل از پیروزی بر فرعون هم پیامبرشان را آزار میدادند.
اعتراض میکردند که قبل از اینکه بیایی ما را اذیت میکردند، حالا هم که آمدی آزارمان میدهند!
ولی خداوند متعال میگوید: دقیقا همین قوم، بهخاطر اینکه صبر کردند، بر فرعونیان پیروز شدند، یعنی چون صبر کردند، خداوند پیروزی را بر آنان ارزانی داشت (الاعراف: ۱۳۷).
ولی توجه کنید! این قوم بر چه چیزی صبر کرد که لیاقت یاری قاطع خدا را پیدا کرد؟ یعنی فرعونیان چگونه به آنان آزار میرساندند؟
بله؛ مردان را میکشتند و زنان را بردۀ خود میساختند.
خدا از ما چیزایی میخواد که معمولاً فهمش اصلا مشکل نیست؛ میگه موجودی که نه حرف میزنه، نه راه نشون میده، خداست؟! ( الاعراف: ۱۴۸)
یا درمورد حضرت عیسی میگه موجودی که غذا میخوره خداست؟!
البته پایبند بودن بهش سخته!
#قرآن
#قرآن_و_فهم
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خداشاهد است که اگر امثال اپستین و ترامپ بیایند، خاک پایشان را سرمۀ چشمشان میکنند؛ حالا اما، این جماعت ناآگاه، کسانی را که برای زیارت امام رضا میآیند، میآیند تا تطهیر شوند را فراری میدهند.
خود آن نادرِ بیچاره هم، خود را نوکر اهلالبیت میدانست.