eitaa logo
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
88 دنبال‌کننده
939 عکس
413 ویدیو
8 فایل
بیاید تو سنگر، تا تو ی جایی امن‌تر فکرامونو بسازیم؛ تا در این موقعیت سهل‌انگاری نکنیم؛ تا به هم یاد بدیم و یاد بگیریم. ✍️ جواد محمدنیا @J_mohammadnia
مشاهده در ایتا
دانلود
این مذاکره هیچ جایش درست نیست: 🔻قبلا که ۱۰ شرط آتش‌بس، مصوب شعام و مورد تایید رهبری بود! 🔸۳۰ فروردین ۱۴۰۵ | سخنان قالیباف، رئیس تیم مذاکره‌کننده، در گفتگوی تلویزیونی با ملت،ج ادعای محمدی، مشاور راهبردی قالیباف، رییس‌مجلس را تکذیب می‌کند: پس از این‌که پیشنهادهای ۱۵ بندی رسماً از طرف پاکستان ارائه شد، موضوعات در شورای عالی امنیت ملی، بحث شد و در لحظه به رهبری انقلاب، منعکس و تصمیم‌گیری می‌شد؛ در نهایت جمع‌بندی این شد که ۱۰ بند از خواسته‌ها و حقوق ملت، آماده شود و ما این ۱۰ بند را به پاکستان و نه آمریکایی‌ها دادیم. به آمریکایی‌ها از طریق میانجی گفتیم، اگر آمریکایی‌ها این ۱۰ بندی را بپذیرند، قابل مذاکره است. 🔹۲۴ خرداد ۱۴۰۵ | مهدی محمدی، مشاور راهبردی قالیباف، رئیس مجلس: چیزی به نام شروط رهبری وجود ندارد؛ ده بند شب آتش‌بس وجود دارد که آن هم مصوبه شورای عالی امنیت ملی نبوده و صرفاً یک بیانیه بوده! 👈 ظاهرا، پس از آن که این ده بند، نتوانسته در توافق احتمالی تامین شود، تیم رسانه‌ای رئیس مجلس، ترجیح داده تا اصل وجود آن را انکار کند، بدون آن که به خاطر داشته باشد، شخص قالیباف، پیش از این، روایت دیگری از ماجرا داشته.
بازگشت به مردم ✍️ احسان خرسندنژاد در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای ایران، ترجیع‌بند ثابت «بازگشت به مردم» مدام از تریبون‌های مختلف تکرار می‌شود. این عبارت که بیشتر شبیه به یک خیرخواهی مصلحت‌جویانه یا توصیه‌ای اخلاقی به نظر می‌رسید، در بطن خود حامل یک هشدار هولناک، مبنی بر اینکه رابطه ملت-دولت به باریک‌ترین موی خود در تاریخ معاصر رسیده است، اشاره دارد. اما آیا واقعاً چنین است؟ آیا حاضرین در اجتماعات شبانه هم مردمند؟ بزرگ‌ترین گره این گفتمان، ابهامی عمدی در تعریف واژه مردم است. جامعه یک کل واحد و هم‌نظر نیست. مردم در واقع ظرفی است که هر جریان سیاسی، خواست خود را درون آن می‌ریزد و تحت عنوان خواست ملت قالب می‌کند. تناقض تلخ و مضحک ماجرا اینجاست که به اصطلاح روشنفکران منتقد، با دوقطبی‌سازی زیرکانه آن بخش وسیعی از جامعه که به هر دلیلی کنار حاکمیت ایستاده‌اند را اصلاً مردم تلقی نمی‌کنند! این انحصارطلبی در مالکیت واژه مردم و مصادره آن به نفع براندازان، در تضاد آشکار با مفهوم هویت ملی و ملت بودن ماست؛ رویکرد حذفی خطرناکی که نه تنها گره‌ای را باز نمی‌کند، بلکه خودش عامل تعمیق گسست‌های اجتماعی و انشقاق بیشتر جامعه است. «خرد جمعی» یا «خریت جمعی»؟ شعار بازگشت به مردم بر این فرضیه باطل استوار است که نظر اکثریت دارای اولویت است. اما واقعیت‌های جهان بارها این فرضیه ساده‌لوحانه و عوام‌پسندانه را ابطال کرده است. بارزترین نمونه آن، انتخاب جنایتکار فاسدی مانند دونالد ترامپ در آمریکا بود که نشان داد فرایندهای دموکراتیک چطور بر اساس موج‌سواری روی غلبه هیجانات و ناآگاهی توده‌ها، می‌توانند خروجی‌های فاجعه‌بار تولید کنند. در اینجا باید مرز میان خرد جمعی و نظر جمعی را به رسمیت شناخت. خرد جمعی، ماحصل تخصص و دوراندیشی صیانت‌گر در یک جامعه است؛ اما نظر جمعی صرفاً بازتابی از جوّ رسانه‌ای، خشم آنی و هیجان توده‌هاست که می‌تواند به خریت جمعی منجر شود! شعار بازگشت به مردم، در واقع دعوت به تمکین در برابر این خریت جمعی است. عیان‌ترین مصداق سقوط این نابخردی، درخواست گروهی نه چندان کوچک از به اصطلاح مردم در فضای مجازی و میادین کشورهای غربی از ترامپ و نتانیاهو، دو ابرجنایتکار تاریخ، برای بمباران خاک و زیرساخت‌های کشور خودشان بود. توده‌ای که از بینش حداقلی برای تمییز مرز میان مخالفت با حاکمیت و نابودی وطن بی‌بهره و تشنه ویرانی آن است، نمی‌تواند مرجع تعیین استراتژی‌های بقای یک ملت باشد. جایگزینی برای پوپولیسم اگر این شعار یک فریب بزرگ است، حاکمیت باید با چه معیاری پیش برود؟ پاسخ در بازخوانی رفتار جریانی است که هرگونه مشارکت در اصلاحات را رد می‌کند. با بخشی از جامعه مواجهیم که با شعار «اصلاح‌طلب اصول‌گرا دیگه تمومه ماجرا» رسماً صندوق رأی و هر نوع کنش ترمیمی را بایکوت کرده است. طیفی که با نگاهی طلبکارانه فقط منتظر دریافت خدمات و رفاه است، اما حاضر نیست حتی در مواقع بحران و خطرات بیرونی، نقش شهروندی خود را در دفاع ملی و میهنی انجام دهد. در مقابل با اقلیتی عمدتاً مذهبی و از قشر تحت فشار اقتصادی مواجهیم که علی‌رغم تمام تحقیرها، بیش از ۱۰۰ شب است در میادین حضور دارد و فرزندانش را زیر لانچر فرستاده تا از امنیت کشور و حتی امنیت همان بخش قهرکرده دفاع کند. هیچ ساختار سیاسی عاقلی، مصلحت بلندمدت کشور را فدای خواسته‌های سیال و مسئولیت‌ناپذیر یک جریان طلبکار نمی‌کند. حکمرانی، یک دانش تخصصی و معطوف به آینده‌نگری است، نه یک مسابقه نظرسنجی روزمره. فروافتادن در دام شعار عوام‌زده بازگشت به مردم در فضایی که توده‌ها به راحتی مهندسی رسانه‌ای می‌شوند، آغاز آنارشی و واگذاری وظیفه ذاتی حکومت، یعنی حفظ بقای ملی است. بد نیست در پایان یادی کنم از فیلم مندرلی (Manderlay) که در آن شخصیت اصلی داستان از روی جوگیری، «الان ساعت چند است؟» را نیز به رأی عمومی گذاشت و همان حماقتش باعث هلاکتش شد! @otaqejangmedia
یکی گفت: و این عدم حس پیروزی رو مدیون دو گروه هستیم افراطی های عزیزی که بدون توجه به فرمان «وحدت مقدس» شروع کردن به تنش ایجاد کردن و بی اعتمادسازی مردم به مسئولین و غریبه فرض کردن مردم از سوی برخی مسئولین عزیز مبارکمون باشه؛ وقتی به فرمان آقامون گوش نمیدیم، دعتخش هم در حقمون مستجاب نمیشه😔 گفتم: من فکر می‌کنم روتون نمی‌شه بگید احساس شکست تقصیر رهبری بوده که از انتقامو غرامت صحبت کردنو بندهای شعامو تأیید کردن. یا تقصیر رهبر شهید که اینقدر رو مذاکره نکردن تأکید داشتن. چون افراطی‌ها روی همین بندا و اصولِ دو رهبر، تأکید داشتن. https://eitaa.com/viataa
نه تأیید مدیریت بر تنگۀ هرمز، نه غرامت، نه انتقام؛ دقیقاً به‌خلاف خواسته‌های رهبری. و خب تبیین گرها از فردا داد می‌زنن که اگه رهبری رضایت نداشت این توافق امضا نمی‌شد، چرا رهبریو ضعیف جلوه می‌دین، چرا وحدتو ازبین می‌برید و... .‌
سنگر ✊ | جواد محمدنیا
امروز سر کلاس برای دانشجویان به این نکته اشاره کردم که جنگ ۴۰ روزه‌ی ما در طول تاریخ ایران (نه جمهور
من ایرانو تو این جنگ پیروز می‌دونم؛ این یک واقعیت مهیبیه که به برکت اندیشه‌های خمینی کبیرو خامنه‌ای شهید اتفاق افتاد. هرموقع یاد این نکتۀ باشکوهی که آقای یامین‌پور نوشتن یادم میاد، خیلی از کاستیا کاملاً یادم می‌ره؛ رفسنجانی و روحانی و خاتمی و پزشکیان یادم می‌ره و خمینی و خامنه‌ای کل ذهنمو پر می‌کنه؛ و البته تهرانی مقدمو حاج قاسم.
دربارۀ اشتباه روشی حاج‌آقا میرباقری که دیشب پریشب صوتشون پخش شد ان‌شاءالله خواهم نوشت.
صد سال دیگه خیلی راحت می‌گن جریان غرب‌گرا آرزوش بود که مردمو تخدیر کنه تا رهبران مقاومتو راحت به چرخ گوشت آمریکا بسپره.
متجاوز و پیشوای سرمایه‌داری، نمی‌تواند با مذاکره با حکومتی مردمی، به‌خواسته‌هایش برسد. چرا که برای حکومت مردمی، واضح است که تن دادن به خواسته‌های ظالمِ سرمایه‌دار، چیزی جز تشدید فقر و ازبین رفتن رفاه، در میان توده‌های مردم نیست. در نتیجه، سرمایه‌داری با تمام قوا به جنگ با حکومت مردمی خواهد آمد. اما استبداد و الیگارش، از آنجا که به فکر فرمان‌روایی و قدرت خود است و نه مردم خود، به مذاکره تن داده، به تمام خواسته‌های سرمایه‌داری جهانی، پاسخ مثبت می‌دهد. جمهوری اسلامی با زعامت شهید خامنه‌ای، از همان آغاز جنگ به‌روشنی اثبات کرد که به‌هیچ‌وجه استبدادی و سلطنتی نیست؛ تا کنون هم اثبات کرده که جریان الیگارشی، نفوذ چندانی ندارند. اما آیندۀ این جنگ نشان خواهد داد که جریانات اشرافی‌گری (الیگارش) می‌توانند این مردم‌داری حماسی را (با رسانه و اختلال اقتصادی و شورش) سرکوب کنند یا نه!؟
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینکه صنعت هسته‌ای به صلاح ما نیست و باید تعطیل شود، صنعت موشکی به صلاح ما نیست و باید نابود شود، صنعت فولاد به نفع ما نیست و باید بمباران شود، صنعت خودرو به صلاح ما نیست و باید وارد شود و... این موارد مخصوص امروز نیست و غرب از همان دوره پهلوی داشتن صنعت فولاد و ذوب آهن و نفت و غیره را هم به صلاح ما نمی‌دانست. از نگاه چه چیزی به نفع ماست؟ از نگاه غرب صلاح ما در رواج همجنس‌بازی است. در ساخت فیلمهای تاریک و زشت از وطن خود و پاشیدن لجن به سر و صورت خودمان است. تحصیل با پول ایران و مهاجرت به غرب به هنگام ارائه خدمات است. درگیری مذهبی است. قبیله‌گرایی و عشیره‌گرایی است. تجزیه طلبی و جنگ زبانی است. تعصب شدید روی تُنبان قبیله است. «این خرابه نامیدن» وطن است. کاسه لیسی و تملق گویی حاکمان و فرهنگ غرب است. رواج ولنگاری و فاحشگی جسمی و روحی است. فروپاشی سنت‌های ملی و دینی است. حمالی پرچم اسرائیل و آمریکاست. توهین به پرچم و سرود ملی است. خودحقیرپنداری است. از نگاه غرب صلاح ما در این چیزهاست وگرنه کله سیاه خاورمیانه‌ای را چه به ساخت موشک و انرژی هسته‌ای و ذوب آهن و خودرو و این چیزها... https://t.me/kharmagaas/20113
صل الله علیک یا اباعبدالله