سنگر ✊ | جواد محمدنیا
🔴نیروهای مسلح یمن، خط لوله انتقال نفت "شرق-غرب" عربستان سعودی را هدف قرار دادند. 🔸این خط لوله، نفت
میدانید زدن ایستگاهای پمپاژ نفت سعودی چرا اینقدر مهم است؟!
تا به بسیاری از مسئولینی که دچار خطای محاسباتی شدند، ثابت شود که از اهمیت تنگهٔ هرمز، هیچگاه کاسته نمیشود.
مسیحیت از چه ضربه خورد؟ اصول دینیشان را از خبر واحد و ظهورات گرفتند؛ یعنی آنجا که باید تواتر و نص را معیار قرار میدادند، خبر واحد و ظهورات برایشان معیار شد؛ اینطور خیلی زود در تمامی ابعاد به تحریف و تناقض رسیدند.
13.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺آیا وضعیت بد اقتصاد ایران فقط بهخاطر تحریم هاست؟
خلق نقدینگی توسط بانکهای ناتراز از عوامل اصلی اتفاقات دی ماه بود..
👤مهدی رباطی؛ کارشناس اقتصاد مالی
🔰برنامه 237 | 24 شهریورماه 1405
🔹برنامه به وقت ایران - شبکه خبر
🔸 هرشب حوالی ساعت 19:10
🔻🔻🔻
کانال رسمی برنامه به وقت ایران شبکه خبر
@bevaqteiran
معمولاً فعالای مجازی یک حساب یا کانال بینام دارن که اگه بخوان به کسی فحشی بدن، به رهبری تهمت بزنن، به نظام لگد بزنن، و بهطور کلی بخوان دریوری بگنو اون روی مبتذل خودشونو نشون بدن، تو اون کانال یا حساب، مینویسن.
میخواستم بگم پزشکیان پسر، اون روی پزشکیان پدره و کار اون کانالارو داره برا پدرش انجام میده.
پاسخ تند فعال رسانهای به یوسف پزشکیان!
🔺️حسین صارمی: هنوز یک هفته از بازداشت یکی از نیروهای ستاد انتخاباتی شما، با اتهاماتی درباره پرونده مالی هلدینگ خلیج فارس و لوطی خور کردن ۶۰۰میلیون دلار و ارتباط با منافقین و رسانههای معاند نگذشته است؛
🔺️اما دغدغه شما هزینهکرد خانوارهای «جانفدا» است؟!
مردمی که بخش بزرگی از آنها کارگر، کشاورز و نظامیاند و با درآمدهای زیر ۳۰ میلیون تومان پای وطن ایستادهاند؟
پن: یارانهتان را کم کنید، حقوقتان را نصف کنید، تا رئیسجمهور برای افساد اطرافیان، دستش باز باشد.
https://eitaa.com/sabreenS1_official/186277
برای مطالعه طولانی، صندلی خوب، تابآوریو خیلی بیشتر میکنه؛ الکی نیست.
با صندلی بدِ کتابخونه، همهجام بهدرد اومده؛ و حتی قبل از درد، در نشستن طولانیمدت خودشو نشون داد؛ انگار صندلی سوزن داشت!
هدایت شده از سنگر ✊ | جواد محمدنیا
بسم الله الرحمن الرحیم
جامعه چگونه میاندیشد؟
تکتک ما، کتاب که میخوانیم، اطلاعاتی به درون ذهن ما راه مییابد و باعث میشود هر یک از ما به واحدی از حافظه تبدیل شویم؛ البته این واحدها حافظه در یک سطح نیستند، واحدی قوی است و واحدی ضعیف؛ همانطور که در ذهن ما نیز اطلاعاتی بهصورت قویتر نقش میبندد و اطلاعاتی ضعیفتر. در نتیجه هرچه تعداد افراد اهل مطالعه و مشاهدهگر بیشتر شود، جامعه، حافظۀ قویتری خواهد داشت. اما مطالعه به معنای اندیشیدن نیست؛ صرفاً به معنای حافظه است.
پس جامعه چه زمانی به مرحلۀ اندیشه میرسد؟ ظهور تعارض یکی از لایههای اندیشیدن است؛ مثلاً خودمان چه زمانی به اندیشیدن واداشته میشویم؟ هنگامی که مطالعهای از ما با مطالعۀ دیگر، یا آنچه از جهان درک کردهایم با مطالعهای که داشتهایم قابل جمع نیست. آنجاست که به فکر فرو میرویم تا بهدرستی یکی و نادرستی دیگری پی ببریم.
حال برای اینکه جامعه به تعارض برسد، چه کنیم؟ بدون شک گفتگوی علمی است که میتواند تعارضات را عیان کند: بیان دیدگاههای مخالف این تعارضات را عیان مینماید. اما مگر ظهور تعارضات منفعتی در پی دارد؟ بله! تعارض علمی و شناختی اگر حلوفصل نشود، به تعارض خیابانی میانجامد! یا حتی اگر به آنجا نرسد، اقدامات طرفی از تعارض، اقدامات طرف دیگر را خنثی میکند.
لایۀ دیگر اندیشه این است که معلومها را با هم مقایسه کنیم تا به صدق یکی از آنها برسیم. اینجاست که جامعه رفتهرفته به حلوفصل تعارضات نائل میشود. که البته بهخلاف لایۀ اول، معمولاً این لایه را اندیشه حساب میکنند!
در لایهای دیگر، مقایسۀ این تعارضات، رفتهرفته ما را با مجهولهای تازهای مواجه میسازد که واحدهای حافظه با تقویت خود -مطالعه و مشاهدۀ بیشتر واقعیات- و دوباره اندیشیدن -که چیزی جز گفتگو نیست- آن را معلوم میسازند و اینگونه، جامعه، از مرحلۀ اظهار تعارض و حلوفصل آن به پیشرفت نائل میشود.
همانطور که ملاحظه میفرمایید، اگر واحدهای حافظه، اطلاعات نویی را دریافت نکنند، گفتگویی که کار اندیشیدن را انجام میدهد، به دستگاهی خرافه پرداز مبدل میشود و هر اتفاق و گزارهای را علم و واقعیت میپندارد.
البته منظور من از گفتگو، گفتگویی صادقانه و بهنیت حلوفصل و درک بیشتر است و نه گفتگویی به نیت استیلا! که دراینصورت، حتی اگر مطالعهای در پیش نباشد، ما را به مطالعه و مشاهدۀ دقیق، رهنمون میشود. و البته روش گفتگو، خودْ بحثی مشبع میطلبد.
گفتگو، تنها بهمعنای اندیشیدن نیست؛ بلکه گاه بهمعنای اعمال اراده است؛ آنگاه که واحدهای حافظه و گفتگو کننده، گفتگوی خود را به سمت عموم مردم جهت دهند، آنجاست که رفتهرفته عمل شکل میگیرد و ضرورت حرکت متحقق میشود. مانند مردم در انقلاب اسلامی که از سال ۴۲، مطالعه، مشاهده و گفتگو را باهم داشتند و نهایتاً به انقلاب اسلامی انجامید. ظلم را مشاهده کردند؛ به مطالعه و گفتگو پرداختند تا جامعه بیندیشد و درنهایت، گفتگو کردند تا حرکت کنند.
بنابراین، هرچه واحدهای حافظه و گفتگو (مردم اهل مطالعه و گفتگو) بیشتر، اندیشدن قویتر و درک واقعیت، آسانتر است و هرچه این گفتگو با لایههای مختلف جامعه وسیعتر، عمل نیز کارسازتر خواهد بود.
الحمدلله