پاسخ تند فعال رسانهای به یوسف پزشکیان!
🔺️حسین صارمی: هنوز یک هفته از بازداشت یکی از نیروهای ستاد انتخاباتی شما، با اتهاماتی درباره پرونده مالی هلدینگ خلیج فارس و لوطی خور کردن ۶۰۰میلیون دلار و ارتباط با منافقین و رسانههای معاند نگذشته است؛
🔺️اما دغدغه شما هزینهکرد خانوارهای «جانفدا» است؟!
مردمی که بخش بزرگی از آنها کارگر، کشاورز و نظامیاند و با درآمدهای زیر ۳۰ میلیون تومان پای وطن ایستادهاند؟
پن: یارانهتان را کم کنید، حقوقتان را نصف کنید، تا رئیسجمهور برای افساد اطرافیان، دستش باز باشد.
https://eitaa.com/sabreenS1_official/186277
برای مطالعه طولانی، صندلی خوب، تابآوریو خیلی بیشتر میکنه؛ الکی نیست.
با صندلی بدِ کتابخونه، همهجام بهدرد اومده؛ و حتی قبل از درد، در نشستن طولانیمدت خودشو نشون داد؛ انگار صندلی سوزن داشت!
هدایت شده از سنگر ✊ | جواد محمدنیا
بسم الله الرحمن الرحیم
جامعه چگونه میاندیشد؟
تکتک ما، کتاب که میخوانیم، اطلاعاتی به درون ذهن ما راه مییابد و باعث میشود هر یک از ما به واحدی از حافظه تبدیل شویم؛ البته این واحدها حافظه در یک سطح نیستند، واحدی قوی است و واحدی ضعیف؛ همانطور که در ذهن ما نیز اطلاعاتی بهصورت قویتر نقش میبندد و اطلاعاتی ضعیفتر. در نتیجه هرچه تعداد افراد اهل مطالعه و مشاهدهگر بیشتر شود، جامعه، حافظۀ قویتری خواهد داشت. اما مطالعه به معنای اندیشیدن نیست؛ صرفاً به معنای حافظه است.
پس جامعه چه زمانی به مرحلۀ اندیشه میرسد؟ ظهور تعارض یکی از لایههای اندیشیدن است؛ مثلاً خودمان چه زمانی به اندیشیدن واداشته میشویم؟ هنگامی که مطالعهای از ما با مطالعۀ دیگر، یا آنچه از جهان درک کردهایم با مطالعهای که داشتهایم قابل جمع نیست. آنجاست که به فکر فرو میرویم تا بهدرستی یکی و نادرستی دیگری پی ببریم.
حال برای اینکه جامعه به تعارض برسد، چه کنیم؟ بدون شک گفتگوی علمی است که میتواند تعارضات را عیان کند: بیان دیدگاههای مخالف این تعارضات را عیان مینماید. اما مگر ظهور تعارضات منفعتی در پی دارد؟ بله! تعارض علمی و شناختی اگر حلوفصل نشود، به تعارض خیابانی میانجامد! یا حتی اگر به آنجا نرسد، اقدامات طرفی از تعارض، اقدامات طرف دیگر را خنثی میکند.
لایۀ دیگر اندیشه این است که معلومها را با هم مقایسه کنیم تا به صدق یکی از آنها برسیم. اینجاست که جامعه رفتهرفته به حلوفصل تعارضات نائل میشود. که البته بهخلاف لایۀ اول، معمولاً این لایه را اندیشه حساب میکنند!
در لایهای دیگر، مقایسۀ این تعارضات، رفتهرفته ما را با مجهولهای تازهای مواجه میسازد که واحدهای حافظه با تقویت خود -مطالعه و مشاهدۀ بیشتر واقعیات- و دوباره اندیشیدن -که چیزی جز گفتگو نیست- آن را معلوم میسازند و اینگونه، جامعه، از مرحلۀ اظهار تعارض و حلوفصل آن به پیشرفت نائل میشود.
همانطور که ملاحظه میفرمایید، اگر واحدهای حافظه، اطلاعات نویی را دریافت نکنند، گفتگویی که کار اندیشیدن را انجام میدهد، به دستگاهی خرافه پرداز مبدل میشود و هر اتفاق و گزارهای را علم و واقعیت میپندارد.
البته منظور من از گفتگو، گفتگویی صادقانه و بهنیت حلوفصل و درک بیشتر است و نه گفتگویی به نیت استیلا! که دراینصورت، حتی اگر مطالعهای در پیش نباشد، ما را به مطالعه و مشاهدۀ دقیق، رهنمون میشود. و البته روش گفتگو، خودْ بحثی مشبع میطلبد.
گفتگو، تنها بهمعنای اندیشیدن نیست؛ بلکه گاه بهمعنای اعمال اراده است؛ آنگاه که واحدهای حافظه و گفتگو کننده، گفتگوی خود را به سمت عموم مردم جهت دهند، آنجاست که رفتهرفته عمل شکل میگیرد و ضرورت حرکت متحقق میشود. مانند مردم در انقلاب اسلامی که از سال ۴۲، مطالعه، مشاهده و گفتگو را باهم داشتند و نهایتاً به انقلاب اسلامی انجامید. ظلم را مشاهده کردند؛ به مطالعه و گفتگو پرداختند تا جامعه بیندیشد و درنهایت، گفتگو کردند تا حرکت کنند.
بنابراین، هرچه واحدهای حافظه و گفتگو (مردم اهل مطالعه و گفتگو) بیشتر، اندیشدن قویتر و درک واقعیت، آسانتر است و هرچه این گفتگو با لایههای مختلف جامعه وسیعتر، عمل نیز کارسازتر خواهد بود.
الحمدلله
اگر میخواهید بدانید که بیحجابی و بیعفتی چه بلایی سر زن میآورد، کتاب زنان زندانی را بخوانید.
بیحجابی و ولنگاری و دریدگی، زن را به موجودی بیارزشتر از حیوان تبدیل میکند؛ بیارزشتر از همان گربه و سگی که در خانه نگه میدارند.
نه فقط برای مردان نامحرم، بلکه برای شوهرتان، برای پسرتان، برای برادرتان، بازهم بگویم؟! برای مادرتان، برای دخترتان، باز هم بگویم؟! برای خودتان!
و خب نتیجهاش چه میشود؟ زن از دردی چنان عمیق رنج میبرد که هیچ سختی دیگری را نمیشود با آن مقایسه کرد.
راستی، ترو خشک را هم با هم میسوزاند؛ با حجاب و بیحجاب.
کتابی فوقالعاده که برای جمهوری اسلامی بسیار حیاتی بود؛ در حد دکترین شوک مهم است.
این هم حاصل سالها و صدها تحقیق درجه یک است که مؤلف فقط آنها را جمع کرده؛ بیشتر تحقیقات هم تحقیق محققان آمریکاییاست.
دو پنجمش را خواندهام. معرفی کردم که اگر مُردم، شما آن را از دست ندهید.
https://eitaa.com/viataa
امر به معروف و نهی از منکر و اقامه نماز و انفاق و انجام ندادن این کارها، فاصلهٔ مؤمن و منافق است؛ مرد و زن مؤمن و مرد و زن منافق.
و خب هر روز و شب با خودمان تئوریپردازی میکنیم که چگونه امر به معروف نکنیم یا از نهی از منکر فرار کنیم. به جای اینکه دنبال احیای این فرامین باشیم.
(التوبة: ۶۷) (التوبة: ۷۱)
#قرآن_و_امر_به_معروف
#قرآن_و_نهی_از_منکر
#قرآن_و_انفاق
#قرآن_و_نماز
#قرآن
منافقان از جنگ فراریاند؛ بهانه میآورند؛ اجازه میخواهند که نجنگند.
دقت کنید! منافقاند!
(التوبة: ۸۰) (التوبة: ۸۶)
#قرآن
#قرآن_و_جنگ
#قرآن_و_نفاق
نگاه کنید آقای قالیباف، شما وارد جریانی شدید و به قدرت گرفتن جریانی کمک کردید که تا سرداران و ... با گزارشهای دروغین یاشار، لجنمال نکنند، رها نمیکنند.
و خب، شما کمک کردید.
این ذهنیت که نجنگیم تا آسیب نخوریم یا آسیب زیادی نخوریم، همیشه بوده؛ قطعا طرفداران این نوع از عقلانیت زمان پیامبر هم بودن، زیاد هم بودن؛ اما خدای متعال چقدر به حرف اینها اهمیت داده؟ تقریباً این ذهنیت برای خداوند متعال هییییچ اهمیتی نداشته! یعنی خدا اینا رو آدم حساب نمیکنه.
واکنش خدا مقابل این افراد چه بوده؟ همونطور که میبینید میگه اینا آدمای مریضیان و سرزنششون میکنه (المائدة: ۵۲).
پن: خلاصه اینکه نظر خدا اینه؛ و در نتیجه وظیفهٔ ما آگاهی بخشیه تا اینا درمان بشن، نه اینکه چپ و راست بگیم اینا هم حق دارن و... تا فکر کنن خدا هم هوای اینارو داره.
#قرآن
#قرآن_و_جنگ
#قرآن_و_نفاق
#قرآن_و_زیر_ساخت !