در دنیایی که همه بهدنبال منافع خودشون هستن، اگه یک سرزمین به دشمنش ضربه نزنه، نهتنها دشمن آروم نمیشه و پیش میره، بلکه کسایی که تا به حال دشمن نبودن هم، به دشمن تبدیل میشن؛ چون هم اونها منافع و طمعهایی دارند و هم اینکه میدونن با تجاوز و دشمنی ضربه نخواهند خورد.
۱. امشب داشتم با یکی حرف میزدم، لیست جنگای آمریکا رو که نشون دادم، گفت: بالاخره کشورا به دنبال منافع خودشونن!
انگار گرگ برای منافع گوسفندا بهشون حمله میکنه!
وحشی یعنی همین دیگه! متجاوز یعنی همین! یعنی برای رسیدن به منافع خودش، چیزایی رو میخواد که هیچ عاقلی بهش نمیده و متجاوز مجبوره با جنگ و تحریم اونا رو بگیره.
اینکه داره تجاوز میکنه رو با عبارت «هرکی دنبال منافع خودشه» نرم و خوشمزش نکنیم؛ خودمونو با این عبارات تخدیر نکنیم! باید متجاوزو متجاوز بشناسیم تا بتونیم کنترلش کنیم و منافعمونو حفظ کنیم؛ و اگه اونو متجاوز ندونیم، خودمون تخدیر کنیم، مثل یک دوست باهاش برخورد میکنیم، مثل این میمونه که یک گوسفند بخواد با گرگ دوست بشه، چه اتفاقی میافته؟
۲. اگه آمریکا رو متجاوز نمیدونیم، از خودمون بپرسیم که پس اصلاً متجاوز یعنی چی؟!
۳. یک نکتۀ دیگه اینکه متجاوز همیشه دنبال بهونهاست. شما هر کاری بکنید، بهونشو پیدا میکنه. از تسخیر لانه جاسوسی تا انرژی صلحآمیز. حالا وقتی متجاوزو با رفتارای گذشتش نشناسیم، خودمونو ملامت میکنیم که کاش این کارو نمیکردیم تا ازمون ناراحت نشه!
یک سؤال:
حس میکنید در دورۀ آقای پزشکیان، کشور داره با تدابیر کارشناسی پیش میره؟
درسی اساسی
اجازه بدهید از نظر نامحبوب خودم دربارۀ سوریه و علویان سوریه پردهبرداری کنم!
صد البته، همانطور که جناب رهبر فرمودند، سوریه که به این روز درآمد، کار آمریکا و اسرائیل بود و بیشتر کار آمریکا؛ اما و بازم اما، تقصیر خود علویها و شیعیان سوری هم بود؛ خیلی هم مقصر بودند.
چرا؟
اولاً از لایۀ دولت علوی صحبت کنم؛ بهویژه حزب بعث!
حزب بعث اجازۀ هیچ تغییری در سطح حاکمیت را نمیداد؛ حتی تغییراتی که مد نظر بشار بود. دیکتاتوری مطلق؛ تمام منابع را برای خودشان میخواستند و ... خب اینها را میدانید.
این یعنی انفجار؛ حالا حتی اگر خود مخالفین -که شامل بیشتر مردم میشد- هم نتوانند تغییری ایجاد کنند، به محض رسیدن کمک خارجی، با تمام توان ازو کمک میگیرند و نتیجهاش میشود سوریۀ الان!
اما سطح دوم سطح یعنی سطح مردم، بهویژه خود علویها و کمابیش شیعیان (که البته شیعیان اقلیت محض بودن)؛ اینها چه وظیفهای داشتند؟ وظیفۀ اولشان این بود که با این استبداد مقابله کنند؛ یعنی با اینکه قدرت دست خودشان بود اعتراض کنند تا جایی که بعث میفهمید رفتهرفته بین طرفدارانش هم جایی ندارد.
ممکن است بگویید: خب حزب بعث با اینها هم مقابله میکرد!
پاسخ من: کشتار علویها را میبینید؟ شکنجۀ علویها را میبینید؟ تحقیر علویها را میبینید؟
اگر خود علویها اعتراض میکردند شاید از طرف حزب بعث نصف این هم کشتار، شکنجه و تحقیر نصیبشان نمیشد؛ البته منظورم نصف تا الان است؛ نه نصف کشتاری که تا آینده خواهند کرد؛ خدا به خیر کند!
اگر علویها این وظیفۀ خودشان را به خوبی انجام میدادند، سنیها هم اعتماد بیشتری به علویها پیدا میکردند و پس از سقوط، قطعاً علویها دچار این بلا نمیشدند؛ قطعا.
وظیفۀ دوم علویها چه بود که انجام نمیدادند؟ گفتگوی مردم با مردم! باید با مردم دیگر گفتگو میکردند، انس میگرفتند، منطق خودشان را با نرمی توضیح میدادند؛ منطق اشتباه آنها را گوشزد میکردند و حتی، دوباره و حتی، دیدگاههای منطقی آنها را میپذیرفتند.
چرا مردم دست به چنین کارهایی نزدند؟ بهنظرم یکی از دلایل عمدهاش این بود که اهل مطالعه نبودند؛ تاریخ ملل را نخواندند؛ دربارۀ تاریخ ملل با هم گفتگو نداشتند و اساساً تلاش نکردند که مسائلشان را با نگاه به واقعیت، حل و فصل کنند.
خلاصه، نه حاکمیت در سوریه وظیفۀ خود را به خوبی انجام داد و نه مردم.
و در آخر اجازه بدهید بگویم، فلسطین که فلسطین شد هم ناشی از همین غفلت و کمکاری بود.
الحمدلله رب العالمین
درضمن، حالا اگر فکر میکنید مفید بود، لطفا به دوستان و آشنایانتان ارسال کنید به هر شیوهای که صلاح میدانید.
مبانی تحلیل و رفتار جناب ظریف (که غلط از آب درآمد):
آمریکا قدرتی است که هر رقیبی را خیلی زود و سخت شکست میدهد!
حتما گوش بدید
عموم مردم توقع دارند که حداقلهای زندگیشان تأمین باشد، بدون دغدغه و با یارانه؛ حالا چه از طریق درآمدهای نفتی و چه درآمدهای مالیاتی.
اما سرمایهدار جماعت -برای تأمین کارگر ارزان یا همان برده- این ذهنیت را برای همۀ ما ایجاد کردهاند که این باعث تنبلی ما میشود و آیندۀ کشور و خودمان را نابود خواهیم کرد!
جالب است که اگر فرزندان خود را هزار برابر این ما یحتاج ضروری تأمین کنند، تنبل نمیشوند و آیندۀ بچههایشان نابود نمیشود، آیندۀ بسیار بهتری خواهند داشت و دوباره میتوانند ثروتهای کشور را تصرف کنند! علاوهبراین آیندهسازان کشور خواهند شد!
شرح بیشتر از جناب دانشطلب:
https://t.me/daneshtalab1/27
یادداشتی را دیدم از محققین علوم انسانی که بیش از ۷۰ درصد سعادت را ناشی از ارتباط محبتآمیز و یاری بهیکدیگر میدانست.
اگر این درست باشد، باتوجهبه اینکه ارزشهای غربی و بهویژه ارزشهای آمریکایی فردگرایانه است، هنجارها و قوانین غربی ما را بهسوی لذت بیشتر میکشانند و ارزشهای اسلامی ما را به قلب سعادت و خوشبختی پرتاب میکند.