میدانستم میروی
اما میخواستم ببینم می شود یکبار
چیزی را بخواهم و بشود
اما نشد، مثل همیشه:)
به شکل افتضاحی دارم سعی میکنم دور و بریام نفهمن که دارم از هم میپاشم و حقیقتا این فشارهای روانی داره استخونهای روحم رو خورد میکنه
شب ها که خوابت را میبینم،
صبحها بیشتر از همیشه دلتنگ میشوم
انگار در شب، برای چند ساعت،
دروغِ باهمبودنمان را باور کردهام....